دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با انفاق سرمایه خود را اخروی کنیم

No image
با انفاق سرمایه خود را اخروی کنیم

قائم‌ مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم گفت: اثری که احسان و انفاق در ایجاد پیوند اجتماعی و همبستگی اجتماعی انجام می‌دهد، یک سرمایه به حساب می‌آید و به نوعی شخص احسان‌کننده سرمایه خود را از ارز دنیوی به ارز اخروی تبدیل می‌کند. حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند با اشاره به معنی احسان گفت: احسان، نیکی کردن به دیگران است و اینکه طرف مقابل یک بهره‌ای از عملی که انسان انجام می‌دهد ببرد و اگر این عمل بدون منت و مطالبه پاداش باشد احسان قلمداد می‌شود. وی در گفت وگو با ایسنا ادامه داد: احسان آن تفضل و کرامتی است که انسان انجام می‌دهد و انتظار پاسخی از طرف مقابل ندارد. قائم‌ مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم با اشاره به معنی انفاق گفت:‌ طبیعتا انفاق هم در راستای احسان معنی می‌شود؛ یعنی بخشش از هرچیزی که جزء وجود و مایملک انسان محسوب می‌شود و در آیات و روایات هم به بحث انفاق و احسان تاکید زیادی شده است. وی گفت: انسان به هر کیفیتی از توانمندی‌های خود برای رفع احتیاج دیگری اعم از احتیاج‌ مادی و معنوی استفاده کند، احسان و انفاق کرده است. قائم‌ مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم با اشاره به اینکه «احسان روی احسان‌دهنده و احسان‌گیرنده تاثیر می‌گذارد» گفت: اولین تاثیر آن برای کسی است که احسان و انفاق را دریافت می‌کند و این لطفی که شامل حال او می‌شود مشکلی از مشکلاتش را حل می‌کند. حال می‌تواند این مشکل در زمینه علمی، عاطفی، خانوادگی یا مالی باشد. پیروزمند با بیان اینکه «تاثیر دوم احسان روی شخص احسان کننده است» گفت: اثری که احسان و انفاق در ایجاد پیوند اجتماعی و همبستگی اجتماعی دارد یک سرمایه به حساب می‌آید، به دلیل اینکه در این رابطه متقابل که بین احسان‌کننده و گیرنده ایجاد می‌شود طبیعتا یک تعلق خاطر و محبت به وجود می‌آید و این امر جزء سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود و هرچقدر این امر قوت بگیرد به این معنی است که در جامعه انسجام، تقویت می‌شود. وی با تاکید بر اینکه «احسان و انفاق در جامعه شیعی از اهمیت والایی برخوردار است» عنوان کرد: با احسان یک اجر معنوی نصیب احسان‌کننده می‌شود و آنچه را که انفاق می‌کند در سرای دیگر به بهترین نحو دریافت می‌کند به تعبیری انفاق‌دهنده سرمایه خود را از ارز دنیوی تبدیل به ارز اخروی می‌کند و این کار او باعث پیوند اجتماعی و سلامت جامعه می‌شود که هم خودش بهره می‌برد و هم افراد جامعه. پیروزمند در پایان با اشاره به اینکه «افراد جامعه ما به دلیل محبتی که به اهل بیت(ع) دارند بحث انفاق و احسان را جدی می‌گیرند» گفت: مسئولان جامعه باید اثرات احسان و انفاق را به بهترین نحو بیان کنند و با تنوع بخشیدن به میدان‌های احسان و انفاق از نظر موقعیت، زمان، مکان و شکل آن می‌توانند در گسترش انفاق و احسان کمک ویژه‌ای کنند و اگر احسان و انفاق در جامعه پرورش پیدا کند سوءاستفاده‌ها کم می‌شود و اعتبار اشخاص بالاتر می‌رود.

اصلاح شیوه زندگی

سبک زندگی هر فردی بر اساس باورهای او ساخته می‌شود و به همین دلیل هرگونه تغییر در شیوه زندگی تک تک انسان‌ها و بعد جامعه نیازمند تحول و دگرگونی باورهای غلط است.انسان بزرگترین طراح زندگی خود می‌باشد. باور داشتن حركت درونی را در انسان موجب می‌شود، جلوه آن رفتاری است كه از فرد سر می‌زند و قضاوت دیگران را نیز به همراه دارد. باور نادیدنی و لمس‌نشدنی است و اكثرا به صورت ناخودآگاه نتیجه می‌دهد. همه ما دارای باورهای مشتركی درباره جهان مادی و اعتقادات شخصی خود هستیم كه بر اساس حقایق عینی شكل می‌گیرد و با ارتباط یافتن به تجربیات ما معنی و مفهوم پیدا می‌كند براساس باورها و پیشداوری هایی كه ما درباره دیگران داریم از آن طریق نیز به شكل‌های مختلفی با آنان ارتباط برقرار می‌كنیم خواه به این موضوع توجه كرده باشیم و خواه به آن كم توجهی نماییم.عقاید و باورهای ما در برابر واقعیات خارجی مانند صافی عمل می‌كنند طوری كه آنچه موافق با تفكرات قبلی ما هستند موجب تحكیم و تایید اعتقادات پیشین ما می‌شوند و آنچه مخالف با آنهاست در دروازه‌های ذهنی ما حذف می‌گردد. در این میان بهتر است ما محدودیت‌های ساخت ذهن خود را از میان ببریم. احساسات خود را نسبت به خویش تغییر دهیم تا رمز تسلط بر اعمال خود را بیابیم و در نتیجه دنیای واقعی پیرامونی خود را بهتر كشف نموده و بهره كافی از زیستن معنایی خود ببریم. در بررسی تاثیر باور در انسان‌ها نقش و اهمیت آن در زندگی فردی و اجتماعی افراد همین بس كه باورها جهت و مسیر زندگی انسان را مشخص می‌كنند. اگر كسی باور درستی از زندگی و واقعیت‌های موجود نداشته باشد موفقیت چندانی در زندگی نخواهد داشت، چون كه رفتارهای انسان از نتایج همین باورها هستند. باور غلط موجب رفتار ناخوشایند و باور درست موجب رفتار خوشایند در زندگی فرد می‌گردد.باور به اینكه ما باید به نتایج مالی در زندگی دسترسی داشته باشیم خود یك نیروی محركه مثبت و یك اصل تعیین كننده است. دستیابی به قله‌های عظیم موفقیت و سعادت بشری را باورها به وجود می‌آورند. حضرت علی (ع) می‌فرماید: هر كس باور و عقیده محكمی‌داشته باشد عمل خوبی خواهد داشت.باور موجب انتخاب هدف و تعیین سبك خاص زندگی در عرصه‌های مختلف حیات انسان است و زمینه لازم را برای اقدامات او در تحقق هدف فراهم می‌کند. به عبارتی قوی ترین تكیه گاه انسان در برنامه‌های زندگی باور اوست و زمینه‌های لازم برای رسیدن به كمال را فراهم می‌آورد. باور در زندگی موجب می‌شود انسان راهی را به اشتباه نرود و هدف درستی را انتخاب كند.انسان به لحاظ نوع خلقت و برخورداری از مقام جانشینی خداوند در روی زمین و همچنین روح انسانی او فقط با برخورداری از قدرت اراده است که به واسطه آن میل به پیروزی، کسب موفقیت در عرصه‌های مختلف حیات خود، سامان دادن به زندگی و تسلط بر آن در فرد بیدار می‌شود. این روحیه هنگامی‌دوام خواهد داشت که بداند چه می‌خواهد و باور داشته باشد که باید به خواسته‌ها دست یابد. آن وقت است که هیچ مشکل یا مساله و مانعی نمی‌تواند جلوی فرد را بگیرد.وجود موانع در مسیر زندگی هر کسی تنها به این معنی است که باید عزم خود را برای رسیدن به هدف‌های ارزشمند جزم نماید و احساس زیباتری از بودن و شدن داشته باشد. اراده و باور داشتن در زندگی هر کس در واقع فراهم آوردن نوعی میدان مبارزه است که انسان با کسب موفقیت در آن به خودباوری برسد. احساس ما به مسائل زندگی بستگی به این دارد که فکرمان را متوجه چه چیزی بکنیم آن وقت است که به همراه آن احساسات به موضوع مدنظر ما گرایش به آن پیدا می‌کند و تلاش ما تا مرحله بروز رفتار پیش می‌رود. در این میان اگر احساس خوشایندی به ما دست دهد رفتار ما خوشایند و اگر احساس و نگرش ناخوشایند داشته باشیم رفتار ما ناخوشایند بوده و ممکن است برای دیگران غیرقابل تحمل باشد.به منظور کسب روحیه خودباوری ما نباید صرفاً به نظر و عمل و اعتقاد دیگران تکیه کنیم، بلکه باید به بررسی‌های خود نسبت به موضوع مدنظر ادامه دهیم و از نگاه خود به جایی برسیم که سخنی برای گفتن داشته باشیم و خودمان نیز به یک سطح باوری نائل آییم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS