دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با نااميدی مقابله کنید

No image
با نااميدی مقابله کنید

از مهم‌ترين مشكلاتی كه بشر امروزی با توجه به همه پيشرفت‌های صنعتی و علمی با آن دست به گريبان است، يأس و نااميدی نسبت به زندگی و آينده خود است. تعريفی كه از يأس و نااميدی می‌توان ارائه نمود، عبارت است از اينكه انسان نسبت به ارزش مندی خود احساس ترديد داشته باشد. همچنين نااميدی به حالتی اطلاق می‌شود كه فرد انگيزه خود را برای پيشرفت، حل مسأله، روابط اجتماعی، موفقيت، تحول، يادگيری، دستيابی به اهداف زندگی و به طور كلی جنبه‌های مثبت از دست می‌دهد. پس بايد با اين مشكل و بلا كه حضرت علی(ع) از آن به عنوان بزرگ‌ترين بلا ياد می‌كند، مقابله و پيشگيری شود. با تمرين و به كارگيری روش‌های زير می‌توانيد بذر اميد و اعتماد به نفس را در خويش تقويت نماييد:

توانايی‌ها و استعدادهای خويش را در نظر آوريد؛ اگر در برخی موارد ناتوان هستيد و احساس می‌كنيد كه نسبت به ديگران ناموفق تريد، يقيناً در موارد ديگر نسبت به دوستان و هم كلاسی‌هايتان موفق‌تر هستيد شايد از نظر ورزش نسبت به ديگران عقب هستيد، اما از لحاظ درس نسبت به آنها موفق‌تر هستيد. بنابراين، فقط ابعاد منفی و ناتوانيهای خود را در نظر نگيريد. بلكه زمينه‌های موفقيت و توانايی‌های خويش را نيز لحاظ كنيد. صحنه‌هايی را كه در گذشته موفق شده‌ايد هميشه به خاطر داشته باشيد، ليستی از نقاط قوت خود حتی كوچك‌ترين آنها تهيه كنيد و پيوسته مرور كنيد.

اگر اشتباهی انجام داديد يا دوباره شكست خورديد، به جای سرزنش خود، عمل خود را سرزنش كنيد. مثلاً نگوييد: «من آدم بدی هستم»، يقين داشته باشيد كه اشتباه لازمه انسانيت است و هر انسانی ممكن است اشتباه كند. بلكه درباره رفتار خود قضاوت كنيد و بگوييد: فلان رفتارم مناسب نبود و بايد اصلاح شود.

برای خود هدفی مناسب از زندگی داشته باشيد و با انتخاب اهداف بلندمدت و كوتاه‌مدت و برنامه ريزی مناسب از ناامیدی رهايی يابيد.

در ابتدا هدف‌های كوچك‌تر را در نظر بگيريد تا بتوانيد آسان‌تر به آنها برسيد. افرادی كه اهداف بزرگ و ايده‌آل در نظر می‌گيرند و عملاً نمی توانند در وقت محدودی به آن دست يابند، دچار نااميدی می‌شوند. اما وقتی انسان اهداف جزيی‌تر و دست يافتنی‌تر در نظر بگيرد و در آن زمينه موفق شود، احساس خوشحالی می‌كند و در آينده در ديگر موارد هم موفق می‌شود.

مثبت‌انديش باشيد و واژه‌ها و جملات منفی نظير «من هميشه شكست می‌خورم»، «آدم ضعيفی هستم»، «هيچ كاری از من بر نمی‌آيد» را هرگز بر زبان نياوريد.

بيش از اندازه توان خود، انتظار نداشته باشيد. همه افراد مثل هم نيستند، شرايط زندگی و امكاناتی كه در اختيار دارند هم يكسان نيست. افرادی كه موفق هستند و در هر زمينه می‌توانند خود را نشان دهند، شايد امكانات بيشتری در اختيار دارند كه اگر شما هم آن امكانات را می‌داشتيد، موفق می‌شديد.

از ارتباط طولانی و همنشينی با افراد مأيوس، افسرده و مضطرب اجتناب نماييد.

با افراد موفق دوست شويد و به جای مقايسه كردن خود با آنها، سعی كنيد از تجارب آنها استفاده نماييد.

به خداوند توكل نماييد. توكل به خدا از ترس، اضطراب و نااميدی شما می‌كاهد. وقتی انسان به خدا توكل می‌كند، همان خدايی كه همه جا حاضر و بر همه‌ چيز قادر و توانا است، اميدوار می‌شود و هيچگاه خود را ناتوان نمی‌بيند. اگر كسی خود را در برابر دشمن تنها ببيند، هر قدر نيرومند و قوی باشد، به زودی روحيه و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد ولی اگر احساس كند لشكر نيرومندی پشت سر او است، احساس توانمندی و قدرت می‌كند، هر چند خودش ضعيف و ناتوان باشد. در روايتی از امام علی (ع) آمده است: «چگونه بترسم در حالی كه تو (خداوند) اميد من هستی و چگونه مقهور شوم در حالی كه تو تكيه گاه من باشی». امام باقر (ع) نقش توكل را در موفقيت و خودباوری و افزايش عزت نفس اينگونه بيان می‌كند: «كسی كه به خدا توكل كند، مغلوب نمی‌شود و كسی كه به دامن لطفش چنگ زند و به او اميدوار شود شكست نمی‌خورد». پس علاوه بر راهكارهای علمی كه در تقويت اعتماد به نفس و خودباوری انسان نقش دارد، توكل به خدا بسيار مهم و ارزشمندتر است و می‌تواند عزت نفس و احساس كارآمدی فردی را در انسان تقويت كند.

اراده، اعتماد به نفس و عزت به نفس خود را تقويت كنيد و در تصميمات خود قاطع باشيد.

بدانيد كه هميشه سختی‌ها و ناگواری‌ها با زندگی دنيوی عجين است و بايد با سخت‌كوشی و تلاش خود آنها را پشت سر گذاشته و رو به خوشبختی و كمال گام برداريد.

از تفريحات سالم، گردش در طبيعت و ورزش كردن غافل نشويد.

عفت کلام

زبان وسیله بدبختی و خوشبختی انسان را فراهم می‌آورد. اگر زبان در اختیار آدمی قرار گیرد و وی با نیروی تعقل و تدبیر، آن را به کنترل خویش درآورد، از بسیاری مفاسد و گناهان در امان می‌ماند. زبان تنها عضوی است که منشأ بسیاری از گناهان و انحراف‌ها است. از زبان می‌توان برای شهادت حق و ناحق، حفظ آبرو و بی آبرویی، دروغ و صداقت، غیبت و سکوت، تهمت و واقعیت استفاده کرد. با این وصف، سعادت انسان در گرو آن است که از شر زبان به خدا پناه ببرد و آن را به کنترل خود درآورد. پیامبر گرامی اسلام می‌فرمایند: إَحْفِظْ لِسانِکْ. زبانت را حفظ کن.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS