دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بایسته های تربیت اسلامی کودکان

No image
بایسته های تربیت اسلامی کودکان

نسرین بیگدلی

والدین در دین اسلام وظیفه و نقش بزرگی در جامعه و خانواده بر عهده دارند. نقش والدین در خانواده تربیت فرزندان و تحویل افرادی سالم و مفید به اجتماع می‌باشد، انسان‌هایی که با فراگیری احکام و قوانین دینی و یادگیری اصول اساسی زندگی اجتماعی از قبیل نوعدوستی و خدمت به انسانیت بتوانند جامعه را به سوی اهداف و آرمان‌های اجتماع رهنمون سازند. والدین در پیشگاه خدا و مردم، مسئولیتی بزرگ دارند؛ زیرا بسیاری از حالت‌های ناشی از تربیت خانوادگی، همواره در افراد باقی می‌مانند و تغییر آنها با دشواری فراوان انجام پذیر است. خانه بهترین مدرسه برای فرزندان است؛ بدان شرط که والدین در آن، درس شرافت و فضیلت را به فرزندان بیاموزند و به پرورش آنها بر اساس ضوابط عقلی و شرعی اهتمام ورزند. خانه اولین مکانی است که در آن کودکان می‌توانند با اصول اولیه انسانیت و اخلاق زندگی اجتماعی آشنا شوند. همه قوانین و خوبی‌ها و بدی‌های جامعه از خانه ریشه می‌گیرند. از این دید، والدین باید مظهری از مکتب و تعالیمی باشند که خواستار پرورش طفل بر آن اساسند.‌

تربیت صحیح بهترین هدیه ماندگاری است که والدین به فرزندان می‌دهند. حضرت علی(ع) می‌فرماید: «ما نحل والدٌ ولداً افضل من ادبٍ حسنٍ». هیچ بخششی که پدر به فرزندش نماید، بهتر از تربیت خوب نیست. و نیز می‌فرماید: «خیرٌ ما ورث الابناء الادب». بهترین میراث پدران برای فرزندان تربیت است. در تربیت کودکان، هم پدر و هم مادر مسئولیتی یکسان دارند، پدر ضمن کار و کوشش در بیرون از خانه باید از امور و مسائل جاری خانه نظیر تربیت صحیح فرزندان آگاهی داشته و مادر نیز در نبود پدر، این مسئولیت سنگین را انجام دهد. آنچه بیشتر کارایی دارد، تربیت عملی فرزند است که کاری حساس و دقیق و پیچیده است. این حق بزرگ به اندازه ای خطیر است که حضرت سید الساجدین، امام زین العابدین(ع) برای ادای آن از خداوند مدد می‌طلبد: «واعنّی علی تربیتهم و تادیبهم و برّهم». (پروردگارا) مرا در تربیت و تادیب فرزندانم و نیکی کردن به آنها یاری فرما. و نیز از آن حضرت خطاب به یکایک پدران می‌فرماید: «انّک مسئولٌ عمّا ولّیته به من حسن الادب». تو مسئولی که فرزندت را نیکو تربیت نمایی. ‌

خدای منان در قرآن به پدران که مسئولان تربیتی خانواده خویشند، در سوره مبارکه تحریم آیه 6 چنین تذکر می‌دهد: «قوا انفسکم و اهلیکم ناراً». ای مومنان! خود و خانواده تان را از آتش حفظ نمایید. این آیه خطاب به مردان با ایمانی است که با انجام وظایف و مسئولیت‌های خود در خانواده می‌توانند مسیرهای خوشبختی و سعادت اجتماع را باز نمایند. ‌

والدین باید از اوان طفولیت فرزند به تربیت وی بپردازند، زیرا آثار تربیت در طفولیت همواره به جا می‌ماند. در دیوان منسوب به امیر المومنین علی(ع) آمده است: «فرزندانت را در کودکی نیکو تربیت نما تا دیدگانت در بزرگی به آنها روشن گردد. حقا که مثل تربیت در طفولیت مانند نقش بر سنگ ماندگار است.» تربیت، بیشتر به دوران کودکی مربوط می‌شود ولی افراد در دوران بعدی زندگی نیز به تربیت نیاز دارند. تلطف و بیان خوش و محبت آمیز همراه با ذکر دلایل در خور فهم فرزندان روش تربیت صحیح است چرا که در بیان محبت آمیز اثر گذاری عمیق و طولانی مدت دیده می‌شود. این روش از کلام الهی بر می‌آید که در سوره لقمان آیه 13 می‌فرماید: «و اذ قال لقمان لابنه و هو یعظه یا بنی لاتشرک بالله انّ الشّرک لظلم عظیمٌ». لقمان در مقام پند و موعظه به فرزندش گفت: پسرکم هرگز به خداوند شرک نورز، زیرا شرک ظلم بسیار بزرگی است.‌

در این آیه کریمه سه نکته شایان دقت است: لقمان در مقام موعظه، از روی تلطف و محبت با فرزندش سخن می‌گوید و نه با خشونت و تهدید. او فرزندش را با لفظ «پسرکم» می‌خواند، که علامت مهر و صفاست. وی دلیل اندرز خود را نیز برای فرزندش بیان می‌کند و شرک را ستم بزرگ می‌شمارد. انبیای الهی با همین روش به تربیت و هدایت قوم خود می‌پرداختند. حضرت موسی(ع) برای نیل به موفقیت در اصلاح و تربیت قومش، چنین دعا می‌کند: «ربّ اشرح لی صدری، و یسّر لی امری، و احلل عقدهً من لسانی، یفقهوا قولی». پروردگارا به من شرح صدر عنایت فرما و کارم را آسان کن و از زیانم گره بگشای تا مردم گفتارم را بفهمند. قبل از ورود فرزند به موسسات تربیتی و آموزشی مهم ترین و حساس ترین مکان تربیت کودک، خانه است. فرزند به آنچه در خانه می‌بیند، عادت می‌کند و به همان صورت تربیت می‌شود. طرز رفتار والدین با یکدیگر و با دیگران، روش زندگی را به کودک نشان می‌دهد. هیچ فرد یا موسسه ای نمی تواند جایگزین والدین در امر تربیت گردد.‌فرزند رفتار و گفتار پدر را سند و مدرک می‌داند و برای آن اعتبار بسیار قائل است؛ از این رو پدر در تربیت فرزند وظیفه ای خطیر بر عهده دارد. به بیان خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری: «پدر اول سببی است از اسباب ملاصق مر وجود فرزند را، و بعد از آن سبب تربیت و اکمال اوست.»‌

زنده بودن روح و روان یک پدر آن گاه آشکار می‌شود که بتواند فرزندش را با تربیتی صحیح پرورش دهد. پدران و مادران باید مصالح تربیتی کودکان را بر مصالح خود ترجیح دهند و تربیت صحیح یک نسل را فدای هیچ چیزی نسازند. آنچه در کودک اثر می‌گذارد، تربیت عملی والدین است، نه آنکه گفتارشان با عملشان مغایر باشد. امام صادق(ع) فرموده است: «کونوا دعاهً الی انفسکم بغیر السنتکم». خداوند متعال کسانی را که تنها سخنان خوب بر زبان جاری می‌سازند و به آنچه می‌گویند عمل نمی کنند، در سوره صف آیات 2 و 3 مذمت می‌فرماید: «یا ایها الّذین امنوا لم تقولون ما لاتفعلون کبر مقتاً عند الله ان تقولوا ما لاتفعلون».

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا چیزی را به زبان می‌گویید و در عمل، خود انجام نمی‌دهید؟ اینکه چیزی بگویید و انجام ندهید، سخت خداوند را به خشم می‌آورد.‌

والدینی که اعمال و رفتارشان با بیان و گفتارشان ناسازگار است، هرگز نمی‌توانند فرزندانی خوب تربیت کنند. پدر و مادری که در حضور فرزندشان مشاجره نمایند، هر چند آنها را به اخلاق نیکو سفارش کنند، نمی‌توانند او را هدایت سازند. والدینی که دروغ می‌گویند یا غیبت می‌کنند یا از حرام خوردن پروایی ندارند، نمی‌توانند فرزندانشان را از این اعمال بازدارند. پدران و مادرانی که خود به معنویات اعتنا ندارند، نمی‌توانند فرزندانشان را با موعظه به دین پایبند سازند.
منابع: حقوق فرزند بر والدین از نگاه اسلام، نوشته علامه محمد رضا حاج شریفی خوانساری، انتشارت بنی الزهرا، قم 1386

انسان موجودی ناشناخته، آلکسی کارل، ترجمه پرویز دبیری، اصفهان 1375

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS