دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بحثی پیرامون از خودبیگانگی

No image
بحثی پیرامون از خودبیگانگی

خود بيگانكي

دین راه نجات از خود بیگانگی از نظر اسلام است

خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: انسان موجودی متفکر و دارای قوه تعقل و تفکر است و این امر باعث شکل گیری هویت و احساس هویت در وجود هر انسانی می‌شود. بر همین اساس است که فقط انسان است که می تواند هویت واقعی خود را دگرگون سازد و آن را تعالی بخشد یا به رکود بکشاند.

مساله از خود بیگانگی به صورت گسترده و واضح در تعالیم ادیان آسمانی بیان شده است و این موضوع را مطرح کرده است و برای آن راه کارهای عملی ارائه کرده است. البته در مباحث علوم اجتماعی و انسانی نیز مفهوم از خود بیگانگی مورد بحث قرار گرفته است از جمله دانشمندانی که به این موضوع پرداخته‌اند هگل، فوئر باخ و مارکس را می توان نام برد.

آنها بر این باورند که انسان زمانی دچار از خود بیگانگی نخواهد شد که از دین به دور باشد یعنی دین را عامل از خود بیگانگی می دانند که دقیقا این نظرات نقطه مقابل تفکر ادیان آسمانی به خصوص دین اسلام در مورد مسئله از خود بیگانگی است.

اسلام و مسئله از خود بیگانگی:

در بینش اسلامی وجود انسان نشات گرفته از خداست و روح جاودانه انسان از خداوند تعالی نشات می‌گیرد ما از او هستیم و به سوی او باز می گردیم (انا لله و انا الیه راجعون) این آیه به وضوح رابطه روح انسان با خدا را معین می سازد.

کسی با ایمان به خدا تلاش به ساختن آخرت پسندیده را در این دنیا دارد زندگی واقعی و اصلی خود را در دنیای دیگر جستجو می کند. در واقع دین اسلام انسان را محدود به این جهان ندانسته و زندگی وی را در تامین نیازهای مادی و زودگذر خلاصه نکرده است و ابعاد روحی و معنوی انسان را در تعالیم آسمانی اش گنجانیده است.

گروهی که دین را عامل از خود بیگانگی می دانند انسان را در چارچوب نیازهای مادی و دنیوی خلاصه می کنند و موضوع از خود بیگانگی را تنها از نظر دنیوی بررسی کرده‌اند. با اعتقاد بر امور مادی صبحت از امری غیر مادی که هویت انسانی و ارزش های معنوی و ایده آل های انسانی است کرده‌اند که تناقض این طرز تفکر با موضوع از خود بیگانگی را نشان می دهد.

این تفکر ابعاد معنوی وجود انسان را در حد امور مادی تقلیل می دهند و مساله به شکل نادرست مورد برسی قرار می دهند که دلایل آنها برای علت از خود بیگانگی علتی بر خود بیگانگی است.

در قرآن مجید به مساله از خود بیگانگی بارها اشاره شده است. مفاهیمی از قبیل خود فروشی، خود فراموشی و خود زیانی اشاره کرده و در آیات شریف نیز آورده شده است. (مگر می شود انسان از خود غافل شود و خود را فراموش کند؟ یا که خود را بفروشد؟) و بارها به غفلت انسان از خود و توجه به غیر خدا را هشدار داده است و انسان را از پیروی از هوای نفس باز داشته است. در دین اسلام تنها راه نجات از خود بیگانگی، دین است. وقتی انسان به سوی خدا حرکت می کند و همه اهداف خود را در جهت تحقق رضای خدا می یابد هویت دیگران را هویت خود نمی پندارد. قرآن کریم در بیش از هزار سال پیش به این موضوع پرداخته است و این نشان از توجه اسلام به هویت انسانی و ارزش دهی به آن است.

در آیه دوازدهم و بیستم از سوره ی انعام می فرماید:

«الذین خسروا أنفسهم فهم لا یومنون»

آنان که دچار خود زیانی شدند پس آنان ایمان نمی آورند.

البته قرآن کریم به این اندازه نیز اکتفا نمی کند و در آیات دیگر، «خسران نفس» یا همان «ازخود بیگانگی») را بزرگ ترین خسران ها و زیانکاری ها معرفی می فرماید:

«قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم.»

(زمر-15) بگو به راستی زیانکاران واقعی کسانی هستند که «خود» را باخته‌اند.

علامه طباطبایی(ره) در المیزان، توضیحات زیر را در تبیین این آیه کریمه ارائه نموده است:

«کلمه «خسر» و «خسران» هر دو به معنای از دست دادن سرمایه است، یا همه اش و یا بعضی از آن.»

«خسران نفس» به معنی آن است که آدمی نفس خود را در معرض هلاکت و بدبختی قرار دهد، به طوری که استعداد کمالش از بین برود و سعادت به کلی از او فوت شود.

«... کفر و شرک همان خسران حقیقی است.»

بنابراین، خسران حقیقی آن است که انسان، «سرمایه انسانی» خویش را از دست بدهد و با آن بیگانه بشود. عالی ترین سرمایه انسان نیز چیزی جز اعتقاد به «توحید» نیست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS