دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بحران‌شناسی

با نگاهی هرچند گذرا به تاریخ فلسفه درمی‌یابیم که اوج فلسفه فیلسوفان درست در جایی شکل گرفته است که با بحرانی جدی مواجه بوده‌اند؛ حال این بحران ممکن بود ناشی از مناقشات و تنگناهای فلسفی آن دوره خاص باشد یا برآمده از بن‌بست‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوران...
No image
بحران‌شناسی
بحران‌شناسی حکمت‌و فلسفه - سید مجید کمالی: با نگاهی هرچند گذرا به تاریخ فلسفه درمی‌یابیم که اوج فلسفه فیلسوفان درست در جایی شکل گرفته است که با بحرانی جدی مواجه بوده‌اند؛ حال این بحران ممکن بود ناشی از مناقشات و تنگناهای فلسفی آن دوره خاص باشد یا برآمده از بن‌بست‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوران. به عبارتی چنین بحران‌هایی، شخص فیلسوف را فراخوانی می‌کرد تا پاسخ و راه حلی بیابند. در این میان هر چقدر بحران عمیق‌تر بود، پاسخ به آن نیز چند لایه‌تر و ژرف‌تر بود. به‌عنوان مثال، تلاش‌های فکری کانت در مواجهه با بحران‌های فلسفی دوران خودش که منجر به انقلابی بنیادین در تاریخ فلسفه شد و کوشش‌های هایدگر در دوره متاخر فلسفه، در مواجهه با بحران‌های همه جانبه و فراگیر زمانه ما که گشاینده طریقی دیگر در عالم اندیشه شد، دلالت بر نقش غیرقابل انکار بحران، در پرورش اندیشمندان دوران‌ساز می‌کند. باید توجه داشت که بحران، به خودی خود، سازنده تفکر ژرف نیست، چرا که اگر چنین بود، با توجه به تنگناها و چالش‌های عظیمی که بشر امروز با آن مواجه است باید هر روز شاهد برآمدن فلسفه‌ای که حداقل هم‌ پایه نظام فکری فیلسوفان بزرگ است، باشیم؛ حال آنکه چنین نیست و البته هر بحرانی هم، در عداد بحران‌های تاریخ‌ساز قرار نمی‌گیرد. این را هم باید افزود که بحران‌ها لزوما پاسخ فلسفی نمی‌یابند و به فراخور مذاق فرهنگی هر جامعه می‌تواند پاسخی متناسب بیابد. بنابراین ورود همه جانبه به این بحث، خود نیازمند شناسایی ماهیت بحران و زمینه‌های تاریخی و قومی شکل‌گیری آن است. با این مقدمه، اگر بحث را در حوزه فکری ایران پی‌گیری کنیم، به نتایجی روشنگر خواهیم رسید. در دوره‌های پر فراز و نشیبی که این مرز و بوم از سر گذرانده است، ردگیری بحران‌های گوناگون سیاسی و فرهنگی چندان کار دشواری نیست و این بحران‌ها در دوره‌هایی حتی زمینه شکل‌گیری اندیشه‌های ژرف فلسفی را فراهم آورده‌است. در این میان، اما نکته مهم این است که پاسخ‌های فلسفی به بحران‌های مبتلابه جامعه در دوران مختلف، همواره رقیبانی سرسخت در حوزه‌های دیگر معارف، از جمله طریق‌های عرفانی و مکتب‌های کلامی داشته‌است و گاه چنان می‌شد که فیلسوفان در بیان نتایج کوشش‌های فلسفی خود، از زبانی محافظه‌کار استفاده می‌کردند. در واقع گسترش چنین امری به تدریج منجر به انتقال بحران‌های بیرونی فراروی متفکرین به ساحت درونی و ذهنی ایشان شد تا آنجا که خود فیلسوفان در گفتار خود دچار تشتت شده و بحران‌های درونی شده خود را با مرزبرداری‌ها و خلط حوزه‌های مختلف فکری عیان ساختند. به عبارت دیگر متفکرین ما، هنر مدیریت بحران نداشته و بیشتر میل به آشتی دارند تا درگیری شجاعانه با حوادث بحران ‌زا. اما به هرحال فرصت لمس بحران، درونی یا بیرونی، در دوران شکوفایی تفکر ما در گذشته کماکان فراهم بود و این را می‌توان از پاسخ‌های گاه جدی متفکرین در حوزه‌های گوناگون معارف گذشته ما دریافت. اما در دوره‌های متاخر با ورود آورده‌های تفکر جدید غرب، و بالتبع پاسخ‌های حاضر و آمده آنها به چالش‌های مختلف فکری و فرهنگی، فرصت رویارویی جدی با بحران را از ما گرفت و ذهن ما را به تدریج از ارائه پاسخ‌های خودی بازداشت؛ توگویی بحران‌های ما نیز وارداتی بود. بنابراین فلسفه‌ای که در پاسخ به آنها شکل می‌گرفت، نمی‌توانست افقی دیگر برای ما بگشاید. این امر هنوز هم در جامعه فکری ما منشا اثر است و رهایی از آن ممکن نیست مگر اینکه بگذاریم بحران‌های واقعی جامعه آنچنان‌که هستند سر برآورند تا شاید راه حلی خودی بیابند.
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS