دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخشش؛ راز آرامش

No image
بخشش؛ راز آرامش

بخشش را می‌توان شکلی از کاهش تنش و اضطراب تلقی کرد. فرد می‌تواند با رها شدن از خشم و آزردگی، تمام توجه خود را به زمان حال معطوف کند و همچنین انرژی خود را به جای پرداختن به خشم و کینه‌توزی نسبت به دیگران، صرف فعالیت‌های تازه و پیشرفت‌های بیشتر در زندگی کند.بخشیدن و گذشت برای بسیاری از افراد کار آسانی نیست. خیلی‌ها سال‌ها رنجش‌هایی را در دل نگه می‌دارند اما حاضر نیستند برای رها‌شدن خود و دیگران، آنها را ببخشند. شاید گذشت کار سختی باشد اما نباید فشار روانی و درد و رنجی را که خودداری از آن و کینه‌جویی به‌دنبال دارد دست‌کم بگیریم. در واقع اگر خودداری از بخشش و عفو و گذشت باعث اندوهگین‌شدن، از دست دادن سلامتی و احساس تنهایی و دلتنگی شود باید ببینیم چه بهایی برای آن پرداخته می‌شود؟بخشیدن مراحل مختلفی دارد و نمی‌توان معنای دقیقی برای آن درنظر گرفت. اما می‌توان گفت بخشش رها کردن احساس ناراحتی و رنجش‌خاطری است که بخش قابل‌ ملاحظه‌ای از انرژی، ذهن و توجه ما را نسبت به شخصی که ما را رنجانده اشغال کرده است. هنگامی‌می‌توانیم بگوییم کسی را بخشیده‌ایم که ساعات طولانی وقت خود را صرف بررسی خطاهای او نکرده و دائم خاطراتش را در ذهن مرور نکنیم. اینکه فقط بگویید «دیگر تو را بخشیده‌ام» واقعا نمی‌توانید او را بخشیده باشید. در واقع بیان و اعتراف ظاهری بخشیدن در حکم برداشتن گام اول برای طی مراحل مختلف این کار است. هنگامی‌که ما از کسی می‌رنجیم ناخودآگاه در مورد رفتاری که باعث رنجش ما شده نتیجه‌گیری و قضاوت‌های بسیاری می‌کنیم. هر شخص با توجه به شخصیتی که دارد رنجیده‌خاطر می‌شود. یک رویداد ناراحت‌کننده احتمالا آسیب کمتری به یک فرد آرام و خونسرد می‌زند تا شخصی که به‌شدت خواهان و پایبند رعایت دوطرفه اصول روابط اجتماعی است یا کسی که بسیار حساس و زودرنج است.بسیاری از افراد قبل از هرگونه صحبت و کسب اطمینان از منطق فردی که آنها را رنجانده، آنقدر آزرده‌خاطر می‌شوند که دیگر نمی‌توانند به ارتباط خود با آن شخص ادامه دهند و در واقع خیلی زود نتیجه می‌گیرند.البته قبول این واقعیت مهم است که هر یک از ما دنیا را از دیدگاه خود می‌بینیم و ماهیت این دیدگاه- علاوه بر بسیاری عوامل- بسیار تحت‌تأثیر شخصیت، تجارب قبلی، نیازها و وضعیت عاطفی کنونی ماست.هنگام رویارویی با یک وضعیت جدید و تصمیم‌گیری درباره اینکه چه واکنشی باید نشان دهیم، احتمال دارد سریع نتیجه‌گیری کرده و بعد آن را با دیگران بررسی کنیم اما بهتر است قبل از هرگونه نتیجه‌گیری، شرایط خود و طرف مقابلمان را کاملا درنظر بگیریم. مثلا شاید بتوانیم ابتدا خطای طرف مقابل را تصادفی تلقی کنیم و طبیعی است که در این صورت می‌توانیم بسیار ملایم‌تر با آن برخورد کنیم. شاید هم خطای صورت‌گرفته نتیجه کوتاهی و بی‌توجهی فرد مقابل باشد که در این حالت معمولا با سرزنش از طرف ما مواجه می‌شود. اما اگر متوجه شویم خطای صورت‌گرفته تعمدی بوده، بسیار می‌رنجیم و در این حالت بخشیدن برایمان سخت‌تر خواهد شد.

تمرین بخشش

قضاوت کردن فرایند پیچیده‌ای است زیرا ما معمولا این کار را به‌صورت غیرارادی انجام می‌دهیم و در این میان اغلب تابع احساسات خود می‌شویم و خشم و رنجش‌خاطر مانع از آن می‌شود که بتوانیم مشکلات را به‌طور منطقی بررسی کنیم. زیرا همه افکارمان متوجه خطاهایی است که طرف مقابل مرتکب شده. اما اگر خود را قربانی خطای دیگران می‌دانید بهتر است فرایند قضاوت کردن و نتیجه‌گرفتن را به درستی و جزء به جزء بررسی کنید.برای دانستن اینکه از چه چیزی ناراحت شده‌اید و این رنجش‌خاطر یا عصبانیت شما از کجا سرچشمه گرفته است و همچنین بررسی قضاوتی که کرده‌اید، می‌توانید بعد از فاصله گرفتن از مشکلی که پیش آمده، این تمرین را انجام دهید زیرا به شما کمک می‌کند که احساس خود را درباره آن بهتر بررسی کنید. بررسی‌ها ثابت کرده که روی کاغذ آوردن احساسات و درجه‌بندی جنبه‌های مختلف ماجرا به ما کمک می‌کند که با واقع‌بینی و بی‌طرفی بیشتری درباره آن فکر کنیم و کمتر احساسات خود را دخالت دهیم.ابتدا تمام توجه خود را روی مشکلی که پیش آمده و شما را رنجانده متمرکز کنید و ماهیت آن را از نظر خودتان در چند جمله شرح دهید. بعد ببینید واقعا موضوعی که برایتان پیش آمده و باعث رنجش شما شده، تا چه حد بد بوده؛ آیا این موضوع عمدی بوده؟ آیا این پیشامد بخشی از الگوی رفتاری خاص طرف مقابل است و قبلا هم آن را مشاهده کرده‌اید یا او فقط با شما به این صورت رفتار می‌کند؟ این شخص تا چه حد برای شما اهمیت دارد؟ آیا او متوجه رنجش شما شده ؟ چگونه با آن برخورد کرده است؟ تمام این موارد را روی کاغذ بنویسید و پس از تکمیل، مدتی را صرف مرور و بررسی آن کنید. این کار به شما کمک می‌کند که از علت احساسی که نسبت به موضوع دارید درک دقیق‌تر و درست‌تری پیدا کنید و بیشتر خودتان و خواسته‌هایتان را بشناسید. البته اگر نوشته‌هایتان را بعد از چند روز دوباره بررسی کنید نتیجه بهتری می‌گیرید زیرا با گذشت زمان دیدگاه‌تان نسبت به موضوع عوض می‌شود و با خشم و ناراحتی کمتری آن را بررسی می‌کنید.

سختی‌های بخشیدن

ما در روابط خود با دیگران نیازمند تأیید و خواهان حسن‌نیت آنها هستیم؛ نیازی که به‌علت مسلط‌کردن دیگران بر ما آسیب‌پذیرترمان می‌کند. گاهی از آن می‌ترسیم که با بخشیدن کسی، ضعیف به‌نظر برسیم زیرا ممکن است این کار نوعی عقب‌نشینی تلقی شود و همین موضوع اکراه ما را از بخشیدن دیگران تشدید می‌کند. هیچ‌کس دوست ندارد دیگران او را ضعیف تصور کند و این احتمال وجود دارد که «بخشایش» به‌حساب ضعف فرد گذاشته شود. اما می‌دانیم که همه افراد قدرت و توان بخشیدن دیگران را ندارند و درواقع این یک مهارت است که نشانه‌ای از قدرت افراد است نه ضعف آنها. به‌علاوه تحقیقات نشان می‌دهد که اشخاص باگذشت‌تر در مقایسه با افرادی که گذشت کمتری دارند از سلامت روانی بیشتری برخوردارند. فراموش نکنیم که ما افرادی اجتماعی هستیم و بسیاری از ما هنگامی‌احساس آرامش می‌کنیم که با اطرافیانمان در صلح و آرامش باشیم و اختلاف داشتن با دیگران باعث ایجاد تنش می‌شود و داشتن خشم و کینه نسبت به دیگران در طولانی‌مدت به سلامت جسمی ‌و روانی ما آسیب می‌رساند. بنابراین بخشش را می‌توان شکلی از کاهش تنش و اضطراب تلقی کرد. فرد می‌تواند با رها شدن از خشم و آزردگی، تمام توجه خود را به زمان حال معطوف کند و همچنین انرژی خود را به جای پرداختن به خشم و کینه‌توزی نسبت به دیگران، صرف فعالیت‌های تازه و پیشرفت‌های بیشتر در زندگی کند.

چگونه گذشت کنیم؟

هنگامی‌که کسی ما را می‌رنجاند معمولا مدت زیادی آنچه را می‌خواهیم به او بگوییم در ذهن خود مرور می‌کنیم و بدین‌ترتیب میزان زیادی از انرژی‌مان را صرف این کار می‌کنیم. اما روی کاغذ آوردن این گفت‌وگوهای ذهنی می‌تواند مؤثرتر باشد زیرا به ما مجال می‌دهد تا احساس فعلی خود را در مورد آنچه رخ داده دقیقا بیان کنیم و همه آثار منفی موقعیت پیش آمده و خواسته‌هایمان را روی کاغذ بیاوریم و به نوعی انرژی ذهنی منفی خود را به بیرون منتقل کنیم. بدین‌ترتیب احساس خشم و ناراحتی کمتری می‌کنیم و بهتر می‌توانیم گذشت کنیم؛ شاید به این نتیجه برسید که تعبیرتان از موضوع درست نبوده یا شاید طرف مقابل بیشتر نیازمند ترحم است تا تنفر. هنگامی‌که احساسات‌مان را روی کاغذ می‌آوریم می‌توانیم با خشم واقعی‌مان مواجه شویم. خشم هیجانی است که مقابله با آن برای بسیاری از ما مشکل است زیرا این خشم است که راه گذشت و بخشش را سد می‌کند. پس وقتی بتوانیم بر خشم خود غلبه کنیم بهتر می‌توانیم دیگران را ببخشیم. البته فراموش نکنیم دیگران نمی‌توانند ما را عصبانی کنند، مگر آنکه خودمان این اجازه را به آنها بدهیم. به‌علاوه اینکه ما تا چه حد عصبانی شویم تحت کنترل خود ماست و همچنین اختیار اینکه تا چه مدت احساس عصبانیت کنیم دست خود ماست و این موضوع بسیار مهم است زیرا باقی ماندن در خشم‌های طولانی‌مدت می‌تواند سلامت جسم و روح ما را به خطر بیندازد. البته شاید سرزنش‌کردن دیگران به‌خاطر عصبانی‌کردن ما بسیار آسان‌تر از آن باشد که بخشی از مسئولیت عصبانیت خود را به گردن بگیریم اما فراموش نکنیم وقتی تصمیم می‌گیریم دیگران را ببخشیم، این کار را ابتدا برای آرامش و سلامت مؤثر روح و روان خودمان انجام می‌دهیم، ضمن اینکه می‌توانیم ارتباط بهتری نیز با دیگران داشته باشیم.وقتی از کسی رنجش و کینه‌ای به دل می‌گیرید، در حقیقت برده او می‌شوید،او افکار شما را تحت کنترل خود می‌گیرد،اشتهای شما را از بین می‌برد،آرامش ذهن و نیات خوب شما را می‌رباید و لذت کار کردن را از شما می‌گیرد، او آزادی فکر را از شما می‌گیرد و هر کجا که می‌روید برایتان مزاحمت ایجاد می‌کند، هیچ راهی برای فرار از او ندارید،تا زمانی که بیدارید او با شما هست و وقتی که خوابیده اید، وارد رویاهای شما می‌شود، وقتی مشغول رانندگی هستید یا وقتی در محل کار خود هستید او کنار شماست،هرگز نمی‌توانید احساس شادی و راحتی کنید، اوحتی روی تُنِ صدای شما نیز تأثیر می‌گذارد،او مجبورتان می‌کند تا به خاطر سوء‌هاضمه، سَردَرد یا بی‌حالی، دارو مصرف کنید،او لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از شما می‌دزدد.مراقب خود باشید.هر کس شما را می‌آزارد او را ببخشید. نه به دلیل این که او مستحق بخشش است، به دلیل این که شما سزاوار و مستحق آرامشید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS