دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخل

قال الله الحکیم:«الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَکْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا» «آن گروه (اهل کتاب) که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وادار مى کنند و آنچه را خدا از فضل خود به آن‌ها داده کتمان مى کنند، خدا بر این کافرین عذابى سخت مهیا داشته است»(سوره نساء/ آیه 37)
No image
بخل قال الله الحکیم:


«الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَکْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا» (سوره نساء/ آیه 37)
«آن گروه (اهل کتاب) که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وادار مى کنند و آنچه را خدا از فضل خود به آن‌ها داده کتمان مى کنند، خدا بر این کافرین عذابى سخت مهیا داشته است»



قال رسول الله (صلى‌الله‌علیه‌وآله):

«جاهل سخى احب الى‌الله من عابد بخیل»
جاهل سخاوتمند نزد خدا از عابد بخیل محبوب‌تر است»

از مظاهر دنیا و دوستى بخل است، و آن امساک از دادن چیزى به دیگران، و جمع مال و منال است

شرح کوتاه:
از دام‌هاى شیطان یکى بخل است که جلو ده‌ها فضائل همانند انفاق و بخشش و ایثار و کمک به دیگران را مى‌گیرد و سبب مى‌شود که معصوم (علیه‌السّلام) بفرماید:

«هیچ بخیلى وارد بهشت نمى‌شود.»

صفت بخل آنقدر نفرت‌انگیز است، که اگر کسى به دیگرى مى‌بخشد او باطناً ناراحت مى‌شود. بر خانواده‌اش سخت مى‌گیرد، دوست ندارد مهمانى به خانه‌اش بیاید حتى خودش مهمانى نمى‌رود تا کسى خانه‌اش نیاید، و با اهل سخاوت دوستى نمى‌کند؛ لذا روایت وارد شده که پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) از صفت بخل همیشه به خدا پناه مى‌برد.



گناه بخیل
پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) به طواف خانه خدا مشغول بود، مردى را دید که پرده کعبه را گرفته و مى‌گوید: خدایا به حرمت این خانه مرا بیامرز.
رسول خدا (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:
«گناه تو چیست؟»
گفت: گناهم بزرگتر از آن است که برایت توصیف کنم!
فرمود: «واى بر تو، گناه تو بزرگتر است یا زمین‌ها؟»
گفت: گناه من!
فرمود: «گناه تو بزرگتر است یا کوه‌ها؟»
گفت: گناه من!
فرمود: «گناه تو بزرگتر است یا آسمان‌ها؟»
گفت: گناه من!
فرمود: «گناه تو بزرگتر است یا عرش خدا؟»
گفت: گناه من!
فرمود: «گناه تو بزرگتر است یا خدا؟»
گفت: خدا اعظم و اعلى و اجل است.
فرمود: «واى بر تو گناه خود را برایم وصف کن.»
گفت: یا رسول الله، من مردى ثروتمندم و هر وقت سائلى رو به من مى‌آورد که از من چیزى بخواهد، گویا شعله آتشى رو به من مى‌آورد.
پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:
«از من دور شو و مرا به آتش خود مسوزان! قسم به آن که مرا به هدایت و کرامت برانگیخته است، اگر میان رکن و مقام بایستى و دو هزار سال نمازگزارى و چندان بگریى که نهرها از اشکهایت جارى شود و درختان از آن سیراب گردند، و آنگاه با بخل و لئامت بمیرى خدا ترا به جهنم مى‌افکند»
واى بر تو، مگر نمى‌دانى که خدا مى‌فرماید:

«هر که بخل کند تنها بر خود بخل مى‌کند و هر کسى از بخل، نفس خویش را نگاهدارد آنان رستگارانند»

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS