دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بر ادای واجب حریص باش

اگر در طلب آنچه برای تو ضمانت شده است حریص هستی، پس حریص باش بر ادای آنچه بر تو واجب شده است.
بر ادای واجب حریص باش
بر ادای واجب حریص باش
نویسنده: آیت‌الله مجتبی تهرانی

قَال عَلیٍّ(ع(:

اِنْ کُنْتَ حَریصاً عَلی طَلَبِ الْمَضْموُنِ لَکَ فَکُنْ حَریصاً عَلی اَداءِ الْمَفْروُضِ عَلَیْکَ[1]

اگر در طلب آنچه برای تو ضمانت شده است حریص هستی، پس حریص باش بر ادای آنچه بر تو واجب شده است.

شرح حدیث: روایت از امیرالمؤمنین(ص) منقول است که حضرت فرمودند کوشش تو نسبت به طلبکاری‌هایت و بدهکاری‌هایت مساوی باشد. فرض کنید شما، هم از کسی طلب دارید و هم به فرد دیگری بدهکارید. چه مقدار در فکرت هست؟

تلاش می‌کنی و می‌روی دنبالش و به او مراجعه می‌کنی؟ می‌گویی آقا! طلب ما را بده! به همان مقدار هم نسبت به بدهکاری‌هایت تلاش کن. برو دنبال بدهکارت، بدهی‌اش را به او بده. یا به او زنگ بزن: فلانی! بیا این بدهکاری را که من به تو دارم بگیر. خیلی سطحش را آوردم پایین. لااقل به‌طور مساوی باشد. آدم با انصاف که هم طلب دارد و هم بدهی دارد، در کوشش‌ کردن نسبت به‌ گرفتن طلب، چقدر کوشش می‌کند؟

به همان مقدار هم کوشش کند در ادا کردن بدهی‌اش. چقدر تلاش می‌کنی راجع به گرفتن طلبت؟ به همان مقدار هم تلاش کن برای اداکردن بدهی‌ات. در این روایت حضرت می‌فرماید:

«اِنْ کُنْتَ حَریصاً عَلی طَلَبِ الْمَضْموُنِ لَکَ»

از نظر لغوی اینجا «حرص» به معنای کوشش است. اگر بنا بر این است که تو کوشش‌کننده باشی نسبت به گرفتن آن روزی‌ای که ضمانت هم شده برای تو [ برای ادای آنچه بر تو واجب شده هم کوشش کن].

آخر آدم این‌طور است. طلب‌هایش 2‌جور است. یک طلب‌هایی هست که می‌سوزد، سوختی دارد و یک طلب‌هایی که نمی‌سوزد و سوختی ندارد؛ 100درصد به موقعش به من می‌دهد؛ طلب‌هایی است که ضمانت شده است. علی(ع) این را می‌خواهد بفرماید؛

«اِنْ کُنْتَ حَریصاً عَلی طَلَبِ الْمَضْموُنِ لَکَ»؛

اگر بنا بر این است که تو کوشش کنی برای به‌دست‌آوردن روزی‌ای که ضمانت شده یعنی سوختی ندارد و در رأس مدت خدا به تو می‌دهد، صبح بلند می‌شوی راه می‌افتی بدو بدو ... و بعدش هم خدا خدا خدا... (هر دوتایش را گفتم، هم عمل و هم لفظ) خدا بده خدا بده، مرتّب مطالبه می‌کنی چون روزی را از خدا طلبکاری (هم می‌دوی هم می‌گویی). لااقل باانصاف باش؛ آن هم که به خدا بدهکاری همانطوری کن دیگر! درست است یا نه؟

«فَکُنْ حَریصاً عَلی اَداءِ الْمَفْروُضِ عَلَیْکَ»؛

پس حریص باش بر ادای آنچه بر تو واجب شده است. این‌طور باش. «مفروض علیک» یعنی واجبات. واجبات را ما به خدا بدهکاریم، بدهی ما به خدا واجبات است و طلب ما از او روزی است.

نگاه کنید چقدر علی(ع) تنزل می‌دهد. تنزل می‌دهد که من و تو بفهمیم. خدا را می‌کند بدهکار به تو و تو هم یک طلبکار از او. از این طرف هم تو هم یک بدهکاری به او داری و او هم از تو طلب کرده. می‌گوید لااقل با خدا این طور معامله کن. همانطور که کوشش می‌کنی نسبت به آنچه که مطالبه داری، یعنی از خدا روزیت را طلبکاری، همانطور هم آنهایی را که بدهکاری بده به خدا. چطور شده آنها را، یعنی واجباتت را پشت گوش می‌‌اندازی؟! اصلاً سراغ بدهی‌ها نمی‌روی! کوشش نسبت به بدهکاری نداری ولی کوشش نسبت به طلبکاری داری.

مقاله

نویسنده آیت‌الله مجتبی تهرانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS