دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برات رجوعی

No image
برات رجوعی

كلمات كليدي : برات، اعتراض، رجوعي

نویسنده : محمد حسين احمدي

برات نوشته‌ای است که به موجب آن شخصی که برات‌کش یا صادرکننده نامیده می‌شود معمولاً به یکی از بدهکاران خود که برات‌گیر نامیده می‌شود دستور می‌دهد که مبلغ معینی را در موعد معین در وجه شخص ثالث که دارنده‌ی برات نامیده می‌شود یا به حواله کرد او پرداخت نماید.[1]

درصورتی‌که دارنده‌ی برات در زمان معین شده برای گرفتن وجه مندرج در برات به برات‌گیر مراجعه نماید و برات‌گیر از پرداخت وجه برات خودداری کند؛ دارنده‌ی برات به دلیل عدم وصول وجه برات می‌تواند اعتراض نماید. دارنده‌ی برات پس از اعتراض کردن و برای گرفتن وجه مندرج در برات، می‌تواند بر عهده‌ی صادرکننده و یا هر یک از ظهرنویس‌ها[2]براتی صادر نماید. بنابراین صادرکننده یا ظهرنویس‌های براتِ اصلی، برات‌گیرِ برات جدید هستند؛ به چنین براتی برات رجوعی می‌گویند. مطابق ماده‌ی 298 قانون تجارت:

«برات رجوعی براتی است که دارنده‌ی برات اصلی پس از اعتراض، برای دریافت وجه آن و مخارج صدور اعتراض‌نامه و تفاوت نرخ به عهده برات‌دهنده یا یکی ازظهرنویس‌ها صادر می‌کند.»

شرایط صدور برات رجوعی

برای صدور برات رجوعی لازم است:[3]

1- برات اصلی وجود داشته باشد. در صورتی که برات اصلی وجود نداشته باشد صدور برات رجوعی موضوعیت ندارد.

2- صادرکننده‌ی برات رجوعی دارنده‌ی برات اصلی باشد.

3- هدف از صدور برات رجوعی دریافت وجه برات اصلی و مخارج صدور اعتراض‌نامه و تفاوت نرخ است.

4- برات رجوعی ممکن است برعهده‌ی یکی از ظهرنویس‌ها یا صادرکننده‌ی برات اصلی باشد، اما باید توجه داشت که براساس این ماده صادر نمودن برات رجوعی بر عهده‌ی برات‌گیرِ برات اصلی و ضامن‌های آن پذیرفته نیست.[4]

مبلغ برات رجوعی

مبلغ برات رجوعی از جمع چهار مبلغ حاصل می شود:[5]

1- وجه برات اصلی؛

وجه برات اصلی مبلغی است که روی آن قید شده است.

2- هزینه‌ی اعتراض‌نامه (واخواست‌نامه) و سایر مخارج؛

هزینه‌ی واخواست‌نامه عبارت است از بهای اوراق واخواست و هزینه‌ی تحریر و تایپ آن و بهای تمبری که بر روی واخواست‌نامه الصاق و ابطال می‌شود. هم‌چنین سایر مخارج از قبیل حق‌العمل صراف و دلال و وجه تمبر و مخارج پست و غیره نیز لحاظ می‌گردد، البته کارمزد بانک یا صراف در صورتی مطالبه می‌شود که وصول برات بر عهده‌ی بانک گذاشته شده باشد.[6]

3- تفاوت نرخ برات

یعنی تفاوت بین نرخ مکان تأدیه‌ی برات اصلی و نرخ مکان صدور برات. [7]در صورتی که برات رجوعی به عهده‌ی صادرکننده‌ی برات اصلی صادر شود، تفاوت نرخ مکانی که برات اصلی بایستی در آن‌جا تأدیه می‌شد و نرخ مکانی که برات رجوعی در آن‌جا صادر شده است بر عهده‌ی صادرکننده‌ی برات اصلی خواهد بود، مثلاً اگر مکان تأدیه‌ی وجه برات اصلی تهران باشد و مکان صدور برات اصلی مشهد باشد، تفاوت بین نرخ تهران و تبریز بر عهده‌ی صادرکننده‌ی برات اصلی خواهد بود حتی اگر برات رجوعی در تبریز صادر شده باشد و اگر برات رجوعی بر عهده‌ی یکی از ظهرنویس‌ها صادر شود، چنین ظهرنویسی باید تفاوت نرخ مکانی که برات اصلی را معامله یا تسلیم کرده است و نرخ مکانی که برات رجوعی در آن‌جا صادر شده است را بپردازد، مثلاً اگر ظهرنویس برات اصلی را در تهران به دارنده منتقل نموده است و دارنده‌ی برات، برات رجوعی را در تبریز صادر کرده باشد، تفاوت بین نرخ تهران و تبریز به عهده‌ی او می‌باشد، حتی اگر برات اصلی در اصفهان صادر شده باشد.[8]

4- خسارت تأخیر تأدیه

چون از روز اعتراض به عدم پرداخت وجه برات اصلی، خسارت تأخیر تأدیه به مبلغ برات اعتراض شده تعلق می‌گیرد، می‌توان بهره‌ی تأخیر تأدیه را نیز به مبلغ اصلی برات و هزینه‌ها‌ی آن اضافه نمود. ماده‌ی 304 ق.ت نیز این مطلب را تأیید می‌کند.[9]

پیش‌گیری از افزایش هزینه‌ها

به دلیل پیش‌گیری از زیاد شدن هزینه‌ها و تحمیل این هزینه‌ها تنها به یکی از مسئولان برات ماده‌ی 303 ق.ت مقرر می‌دارد: «نسبت به یک برات صورت‌حساب بازگشت متعدد نمی‌توان ترتیب داد و اگر برات رجوعی به عهده‌ی یکی از ظهرنویس‌ها صادر شده باشد، حساب بازگشت متوالیاً به توسط ظهرنویس‌ها پرداخته می‌شود تا به برات‌دهنده اولی برسد. تحمیلات برات‌های رجوعی را نمی‌توان تماماً بر یک نفر وارد ساخت. هر یک از ظهرنویس‌ها و برات‌دهنده‌ی اولی فقط عهده‌دار یک خرج است.» به دلیل کاهش هزینه‌ها بوده است که ماده‌ی 304 ق.ت ابتدای زمان تعلق خسارت تأخیر تأدیه به مخارج اعتراض و هزینه‌های مربوط به صدور برات رجوعی را از روز اقامه‌ی دعوا در دادگاه محاسبه می‌گردد نه از تاریخ اعتراض عدم پرداخت وجه برات رجوعی.[10]

ضمائم برات رجوعی

قانون‌گذار برای احراز صحیح بودن مبلغ برات رجوعی در ماده‌ی 300 ق.ت[11]مقرر می‌نماید که برات رجوعی باید به صورت‌ حسابی که حساب بازگشت نامیده می‌شود ضمیمه گردد. در این صورت‌حساب مطالب زیر قید می‌شود:[12]

1- اسم شخصی که برات رجوعی به عهده‌ی او صادر شده است.

2- مبلغ اصلی برات اعتراض شده.

3- مخارج اعتراض‌نامه و سایر مخارج معمول از قبیل حق‌العمل صراف و دلال و وجه تمبر و مخارج پست.

4- مبلغ تفاوت نرخ مذکور در ماده‌ی 299 ق.ت. (ماده‌ی 300 ق.ت) منظور از نرخ برات نیز ارزشِ مبادلاتی برات به رؤیت است زیرا برات رجوعی باید به رؤیت صادر شود. بنابراین موعد برات رجوعی به‌رؤیت است و به محض این‌که متعهد برات رجوعی (صادرکننده و ظهرنویس برات اصلی)، برات رجوعی را رؤیت نمود، بایستی وجه مندرج در آن را بپردازد.[13]

صورت‌حسابی که به موجب ماده‌ی 300 ق.ت لازم است به برات رجوعی ضمیمه شود، باید بوسیله‌ی دو تاجر مورد تصدیق قرار گیرد تا بین صادر کننده‌ی برات رجوعی و برات‌گیر آن اختلافی ایجاد نشود.[14]هم‌چنین لازم است برات اعتراض شده و فتوکپی تصدیق شده‌ای[15] از اعتراض‌نامه به این صورت‌حساب ضمیمه گردد. (ماده‌ی 301 ق.ت) هم‌چنین در صورتی که برات رجوعی بر عهده‌ی یکی از ظهرنویس‌ها صادر شود، بایستی تصدیق‌نامه‌ای که تفاوت بین نرخ مکان تأدیه‌ی برات اصلی و مکان صدور آن را تعیین می‌نماید، ضمیمه گردد.[16]

عدم پرداخت وجه برات رجوعی

در صورتی که برات‌گیر برات رجوعی از پرداخت وجه آن خودداری نماید، صادر کننده‌ی برات رجوعی (دارنده‌ی برات اصلی)، می‌تواند خساراتی را که از عدم پرداخت وجه برات رجوعی به او رسیده را نیز علاوه بر مطالباتی که به موجب برات اصلی باید دریافت می‌نمود را مطالبه نماید.[17]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق تجارت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS