دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بررسي مفهوم و مصاديق ربا در اسلام

No image
بررسي مفهوم و مصاديق ربا در اسلام

يهوديان و رباخواري عرب جاهلي

تنظيم از جاويد ياري- مقدمه: وجود ربا يکي از مهمترين فصول مميزه اقتصاد سرمايه داري از اقتصاد اسلامي است. بهره، از نگاه اقتصاددانان غربي در حقيقت ستون فقرات و از ضروريات اقتصاد سرمايه داري به حساب آورده و به عنوان يکي از مهمترين متغيرهاي اقتصاد کلان نظامهاي ليبرال - سرمايه داري ، تاثير غير قابل انکاري دارد. از عرضه و تقاضاي پول گرفته تا پس انداز، توليد، اشتغال، عرضه و تقاضاي کل و ورود و خروج سرمايه، همه تحت تاثير نرخ بهره هستند. دليل ديگري که تحقيق درباره ربا را واجب مي کند، رفع شبهاتي است که اکنون ذهن برخي از انديشه گران مسلمان را به خود متوجه ساخته و تحريم ربا را زير سئوال برده است. چراکه با گسترش سلطه اقتصادي نظام سرمايه داري و نفوذ آن در کشورهاي اسلامي، برخي از دولتمردان و روشنفکران مسلمان که تحت تاثير پيشرفت و شکوفايي اقتصاد غرب قرار گرفته بودند، کوشيدند که سيستم اقتصاد

سرمايه داري که روح آن ربا و بهره است را با حربه ايجاد سازگاري نامشروع و غير منطقي ميان اين‌بين اعتقادات مذهبي و

شاخصه هاي سرمايه داري ليبرال، در کشورهاي اسلامي حاکم سازند که تلاشهاي چند سده اخير اين تجديد نظر طلبان از اوايل قرن چهاردهم هجري موثر واقع شده و ايشان با ايجاد ترديد و القاي شبهه در کشورهاي سني مذهب موفق به کاستن از غلظت و شدت حکم تحريم ربا و کوچکتر ساختن محدوده تحريم آن شدند.

ربا در جوامع مختلف

ربا در عربستان جاهلي

يکي از عوامل موثر در فهم آيات‌و روايات، شناخت محيط اجتماعي و روابط حاکم بر اقتصاد و فرهنگ در صدر اسلام است. بر اين اساس موضوع ربا، در زمان جاهليت را بررسي اجمالي مي نماييم. ابتدا به وضعيت اقتصادي جزيره العرب و راههاي کسب درآمد اعراب بويژه مردم مکه و مدينه را بررسي نموده، سپس به بيان پديده ربا خواري در عربستان و ماهيت رباي جاهلي مي پردازيم. راه هاي کسب ثروت در عربستان جاهلي: مردم مکه چون تاجر پيشه بودند، در به‌کارگيري اموال و ازدياد ثروت چيره دست بودند. ثروتمندان عرب به تنهايي و يا به‌صورت مشارکت، با اهل طايفه خويش و ساير قبايل، اقدام به تشکيل شرکتهاي بازرگاني مي کردند. ثروتمندان مکه گذشته از بازرگاني، از راههاي ديگري هم براي افزودن بر دارايي خويش، بهره مي جستند که به اختصار، آنها را توضيح مي دهيم:

1- مضاربه: ازجمله راه هاي ازدياد ثروت، مضاربه بود که به آن «قراض» هم مي گفتند. مضاربه به اين صورت بود که صاحب مال، سرمايه مورد نياز تاجر را تامين مي کردتا وي به تجارت بپردازد و در پايان، پس از کنار گذاشتن سرمايه، در سود باقيمانده به نسبت مشخصي سهيم باشند. در زمان جاهليت، خسارات احتمالي – درصورتي که شرط مي شد – بر عهده تاجر بود. پس از اسلام، خسارت بر عهده صاحب سرمايه قرار گرفت و سود همچنان بر حسب توافق طرفين تقسيم مي‌شد. (تاريخ طبري، ج2،ص434 و 435)

2- ربا: ربا خواري در عربستان شايع بود و ثروتمندان عرب بادادن قرض هاي ربوي، بر اموال خويش مي افزودند. آنان علاوه بر نيازمندان که جهت تامين مايحتاج زندگي وام مي گرفتند، به بازرگاناني هم که سرمايه کافي در اختيار نداشتند، قرض

مي‌دادند. اين افراد به طمع اينکه از راه بازرگاني مي توانند به سودي بيشتر از بهره پول دسترسي پيدا کنند، وام مي گرفتند. (مکه و المدينه في الجاهليه و عهد الرسول، ص212-214؛ المفصل في تاريخ العذب قبل الاسلام، ص404 و 421)

3- معاملات نسيه: خريد و فروش نسيه در ميان اعراب رايج بود. بيشتر بازرگاناني که سرمايه کافي براي تجارت نداشتند، نسيه خريد مي کردند. برخي از افرادي که خودشان تجارت

مي کردند و يا در کاروان ديگري حضور داشتند، بخشي از سرمايه خويش را به‌طور نسيه و به قيمت بالاتر، به فرد ديگري مي فروختند و مشتري اميد داشت تا سررسيد بيع نسيه، کالاها را به قيمتي بالاتر خواهد فروخت. نظير همين معاملات نسيه، امروزه بين موسسات عمده فروشي و خرده فروشي رايج است.(المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام، ج7، ص404)

4- معاملات سلف: راه ديگر، معامله سلم يا سلف بود. ثروتمندان محصولات کشاورزي و دامي را پيش از به‌دست آوردن محصول مي خريدند و از اختلاف قيمت معاملات نقد و سلف سود مي‌بردند. اين نوع معاملات در مدينه بيش از جاهاي ديگر رواج داشت. وقتي پيامبر اکرم(ص) به مدينه آمد، مشاهده فرمود که باغداران ميوه هاي باغهايشان را يک ساله و دو ساله به عقد سلف مي فروشند. آن حضرت(ص) پس از قبول اصل اين‌گونه معاملات، فرمودند: «افرادي که معامله سلف مي کنند، بايد زمان تحويل، پيمانه و وزن کالاي مورد معامله را معين نمايند».(همان،ص425)

ربا در جزيره العرب: بعد از جنگهاي داخلي يمن، گروهي از يهوديان يمن به شهرهاي مرکزي عربستان، مانند طائف، مدينه و مکه مهاجرت کردند. ناآرامي هاي فلسطين و شام نيز باعث کوچ يهوديان شمال به اين شهرها گرديد. يهودياني که ثروتمند بودند، به دادن قرضهاي ربوي اقدام کردند و در معاملات نسيه و سلف وارد شدند. زرنگي يهوديان در مال اندوزي و سادگي اعراب، کار را به آنجا کشاند که در مدت زمان کوتاهي، يهوديان به قطبهاي ثروت شهرهاي مهم جزيره العرب تبديل شدند و از جهت اقتصادي، بر اعراب تسلط يافتند. مردم مکه نيز که افرادي تاجر پيشه بودند، دستکمي از يهوديان نداشتند. يهوديان، کالا و درهم و دينار به اعراب قرض

مي‌‌دادند و براي اطمينان از بازپرداخت، مطالبه رهن مي کردند و اگر وام گيرنده وثيقه معتبري نداشت، زنان و فرزندان او را به رهن مي گرفتند. اگر وام گيرنده در موعد مقرر قادر به پرداخت اصل و فرع وام نمي شد، يهوديان، زنان و فرزندان وي را به عنوان برده مي فروختند. رباخواري در عربستان جاهلي اختصاص به يهود نداشت، مسيحيان نيز معاملات ربوي انجام مي دادند. در پيمان صحي که رسول خدا(ص) پس از بعثت با مسيحيان نجران امضا کرد با آنان شرط کرد که ربا نخورند. آنها به دليل عادت رباخواري را ترک نکردند تا اينکه بعدها عمربن خطاب آنان را کوچ داد. (2)

يهوديان و مسيحيان مروج اصلي رباخواري در عربستان بودند. کم کم اعراب اين طريقه ناپسند را از ايشان آموختند و رباخواري بيشتر شهرهاي جزيره العرب ، مثل مکه، مدينه، طائف، خيبر و وادي القري را در بر گرفت. ربا در ميان اعراب چنان گسترش يافت که هيچ کاروان بزرگي راه نمي افتاد، مگر اينکه بخشي از سرمايه آن از طريق وام ربوي فراهم آمده بود. کسب درآمد از طريق ربا چنان بين اعراب رواج يافته بود که وقتي اسلام ربا را تحريم کرد، آنان شگفت زده مي گفتند: «انما البيع مثل الربا؛ خريد و فروش و ربا مانند هم هستند». آنها معتقد بودند که نمي‌توان ربا را از دايره فعاليت اقتصادي کنار گذاشت؛ چون «ربا» اجرت سرمايه اي‌است که در اختيار تاجر گذاشته مي شود. (3) البته بايد توجه داشت که رباخواري نزد همگان کاري پسنديده نبود و افراد صاحب فکر و انديشه، علي‌رغم اينکه گاهي خودشان معامله ربوي انجام مي دادند، آن‌را عملي ناپسند مي شمردند؛ طوري که وقتي ديوارهاي کعبه فرو ريخت و قريش درصدد تعمير آن برآمدند، تنها از افرادي کمک مي گرفتند که مال آنها آلوده به ربا نبود، زيرا ايشان معتقد بودند که در بناي کعبه نبايد مال حرام مصرف شود.(4) مراکز رباخواري در جزيره العرب عبارت بودند از 1- مکه: توسط ثروتمندان قريش؛ 2- طائف: توسط بازرگانان طائف و يهوديان رانده شده از يمن؛ 3- مدينه: توسط يهوديان مستقر در شهر ها و روستاهاي اطراف مدينه.

پي نوشتها:

1- برگرفته از کتاب «ربا، پيشينه تاريخي، ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا»، بخش فرهنگي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، موسسه بوستان کتاب، 1381.

2- ابو عبيد، الاموال، ص202؛ بلاذري، فتوح البلدان، ص76 و 77

3- المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلم، ج7، ص426

4- ابن کثير، البدايه و النهايه، ج2،ص352

رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS