دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بررسی ملاک حق و باطل

همواره در طول تاریخ بین حق و باطل نزاع و اختلاف وجود داشته است و این دو مسئله هیچ گاه در یک جا جمع نمی شوند و پیوسته در مقابل و تضاد هم قرار می‌گیرند.
No image
بررسی ملاک حق و باطل
نویسنده: محمود نصیری

همواره در طول تاریخ بین حق و باطل نزاع و اختلاف وجود داشته است و این دو مسئله هیچ گاه در یک جا جمع نمی شوند و پیوسته در مقابل و تضاد هم قرار می‌گیرند. حق یعنی حقوق همه مردم جهان در یک جامعه رعایت شده و همه آنها در برابر قوانین ومقررات برابر بوده و غنی را بر فقیر هیج امتیازی نیست. اما باطل همواره در مسیر کج روی‌ها و انحراف‌ها رفته و سعی در اضلال و تباهی حقوق انسان‌ها داشته و در جهت منفعت طلبی و سودجویی‌های شخصی پیش می‌رود.‌

در علم منطق و فلسفه تعاریف گوناگونی یرای حق آورده شده است. واژه حق و باطل به گفته منطقیون مشترک معنوی است، یعنی حق و باطل هر کدام دارای معنایی واحد هستند که می‌تواند بر مصادیق مختلف قابل حمل باشد. فارابی برای حق چند معنی ذکر کرده است. حاج ملاهادی سبزواری حق و باطل را چنین تعریف می‌کند: حق به موجودی که راهی به بطلان آن نیست گفته می‌شود و خدای تعالی حق است و هر چیزی که خالی از وجود خدا باشد باطل است. حق در فلسفه به چند معنی آمده است: هستی خارجی در مقابل هستی ذهنی، که اولی حق و دومی به این معنی باطل است.

فلاسفه الهی راجع به ملاک حقیقت مطابقت با واقع و یا نفس الامر را ذکر کرده اند. یعنی حقیقت چیزی است که وجود خارجی و عینی داشته باشد و به منشا و مبدا اصلی خود یعنی بارگاه حق تعالی راه داشته باشد. نقطه مقابل آن باطل است. یعنی کج روی‌ها و انحراف‌ها از مسیر حق. در حق منطق، عقل و تفکر و اندیشه نهفته است. چرا که در تعریف عقل آمده است: «العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان». عقل چیزی است که انسان به واسطه آن خدا را پرستش کرده و به بهشت رهنمون می‌گردد. پیروی از احساسات زودگذر و غیر معقول باعث دوری انسان از مسیر درستی و قرار گرفتن در مسیر کج روی می‌گردد.‌

همواره در طول تاریخ انسان‌های عاقل و اندیشمندی بوده‌اند که به مقام پیامبری و نبوت رسیده‌اند. زیرا این افراد نسبت به مردم و اقوام دیگر متمایز بوده‌اند. در امورات جهان و مسائل دنیوی و اخروی تعقل و اندیشه کرده و خود را با قرارگیری در مسیر حق به خدا نزدیک کرده بودند. به این خاطر است که در قرآن به تفکر و تعقل در امورات سفارش زیادی شده است و بسیاری از آیات قرآن سنجش مسائل زندگی و روزمره را به عقل آدمی سپرده است. چرا که همواره بین عقل و حق رابطه نزدیکی بوده است. عمل به حق باعث پیشرفت و رشد شخصیت روحانی و معنوی انسان می‌شود و او را در مسیر و راه و روش حقانیت و انسانیت سیر می‌دهد.‌

اگر انسان پیروی از حق و درستی و راستی را آغاز نماید، گرچه ابتدای کار سخت و نیازمند همتی سرسختانه است ولی بعد از مدتی قرار گیری در مسیر درستکاری و راستی، شخص را به مسیرهای بالاتر هدایت می‌کند. چرا که مسئله اصلی عمل کردن و پایبند بودن به حقیقت است و گرنه تا کردار نباشد گفتار نیز سودی نخواهد بخشید. در واقع این عمل انسان است که مشخص کننده حق و باطل است. انجام واجباتی چون نماز و روزه، دستگیری از همنوعان، توکل به خدای یگانه، صبر و پایداری در مشکلات نمونه‌هایی از اعمال انسان درستکار است. اما بعضی از رفتارهای اجتماعی انسان مانند ظلم و دروغ گویی زشت و قبیح دانسته است و انجام این رفتارها انسان را در مسیر باطل قرار می‌دهد. هدف از انجام رفتارهای درست و حق در جامعه رشد و تعالی انسان‌ها و پیروی آنها از دستورات حضرت حق و زندگی شرافتمندانه تمام مردم و سعادت دنیوی و اخروی آنهاست.

مقاله

نویسنده محمود نصیری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS