دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بركات ماه رمضان

No image
بركات ماه رمضان

نويسنده: آيت الله جوادی آملی

ماه مبارك رمضان كه از آن به عنوان (عيد اولياي الهي) ياد شده است، ممتاز ترين زمان پيوند خلق با خالق و موسم ميهماني پر راز و رمز الهي براي انسان است. اهميت ايجاد آمادگي لازم براي ورود به اين ضيافت آسماني از وظائف معنويِ حتمي براي سير و سلوك كامل و جامع در ماه خدا محسوب مي شود.

تحليل معلّم بزرگ اخلاق، «حضرت آيت الله جوادي آملي» در اين باره، ره توشه سالکان وخداجويان مومن است كه از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد.

نيل به فرشته خوئی، اثر ماه مبارك رمضان در انسان

اين فرمايشي كه مرحوم سيّد محمّد كاظم در عروه دارد، اين يك فرمايشي نيست كه خود ايشان گفته باشد؛ اين را بزرگان فقهي ما مثل صاحب جواهر (رض) دارند. اين در فقه ما مطرح است كه اصلاً روزه فضيلتش اين است كه انسان شبيه فرشته بشود. اينكه فرمود:اَنفاسُكُمْ فِيهِ تَسبِيح، نُومُكُمْ فِيهِ عِبادَه (1). شما در آن خطبه اوّل نهج البلاغه يا سائر خطبه ها مي بينيد وقتي وجود مبارك حضرت امير (ع) فرشته ها را معرفي مي كند، شئون فرشته ها به تسبيح و تهليل و تكبير و تَحميد بر مي گردد. انسان يك چنين خوئي را، يك چنين فضيلتي را پيدا مي كند.

ماه مبارك رمضان، ظرف نزول قرآن كريم

خداوند هم وقتي اين ماه را معرفي مي كند، مي گويد: ماهي است كه قرآن درآن نازل شده، نه ماهي كه روزه در آن واجب شده. وقتي قرآن باشد، صدها حُكم و حِكم هست كه يكي از آنها جريان روزه است. فرمود: شَهرُ رَمَضان الَّذِي اُنزِلَ فِيهِ القُرآن (2)، نه شَهرُ رَمَضان الَّذِي كُتِبَ فِيهِ عَلِيكُمُ الصِّيام! روزه يكي از زير مجموعه هاي قرآن كريم است.

قرآن که شِفاء مردم بيدار و بينا است، امّا وَ لايَزِيدُ الظّالِمِينَ إلاخَساراً. هيچ كتابي براي مُلحدان و كافران و فاسقان و عاصيان تلخ تر از قرآن نيست! سخت تر از قرآن نيست. زيرا مخالفت با قرآن، عذاب اليم و ابد را به همراه دارد و چيزي هم براي تبهكاران بدتر از ماه مبارك رمضان نيست. هيچ شبي به اندازة شب قدر براي معصيّت كاران بَدتر نيست. اين هم هست. اگر قرآن شِفاءٌ لِلنّاس است، وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ مَا هُوَ شِفآءٌ وَ رَحمَه، وَ لايَزِيدُ الظّالِمينَ إلاخَساراً (3).لِيلَهُ القَدرِ خِيرٌ مِنْ الْفِ شَهر(4)، همين لِيلة قدر كه بهترين شب هاي سال است، براي عاصيان و فاسقان بَدترين شب ايّام است. زيرا گناه در آن شب با گناه شب هاي ديگر فرق دارد.

ماه مبارك رمضان، آغاز سال سالكان طريق معرفت

مطلب مهم اين است كه الآن در پايان ماه شريف شعبان هستيم، وارد دهه سوّم شديم. آنها كه مسائل اقتصادي و مالي دارند؛ اگر كشاورز باشند، سال مالي شان اوّل پائيز است و امثال اينها. اگر تاجر باشند، برابر تجارتشان براي خودشان سال مالي دارند كه در اين سال چقدر سود بردند، چقدر سود نبردند؛ متضرر شدند يا نه. امّا آنها كه اهل سير و سلوكند، اهل طي اخلاقي اند؛ اوّل سالشان اوّل ماه مبارك رمضان است.

امثال ابن طاووس ها وقتي مي خواهند كتاب دعاهايشان را تدوين كنند، اوّلين بابش همين ماه مبارك رمضان است. ماه شعبان آخرين ماهشان است. اين بزرگواران ماه شعبان كه شد، خيلي سراسيمه اند. چون سال اخلاقي شان دارد تمام مي شود؛ امسال من چه كردم! اواخر شعبان در نهايت تلاش و كوششند كه خسارت ها را جبران كنند.

ضرورت بهره برداري معنوي از ماه شعبان آن بزرگوار اگر گفته است:

ماه شعبان مده از دست قَدح كين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد

همين است، چون اهل اين راه است. مي گويد: درياب ماه شعبان را، وگرنه ماه مبارك رمضان خبري نيست! ماه مبارك رمضان ماه راه است، نه ماه جائزه! شب و روز ماه رمضان بايد بدوي تا شب عيد فطر و روز عيد فطر كه لِيلَهُ الجَوائِز و يُومُ الجَوائِز است، جائزه ها را بدهند، چيزي گيرت بيايد! وگرنه اين خورشيد وصال وقتي ماه شعبان تمام شد، ديگر خبري نيست تا شب عيد فطر.

حالا وقتي عيد شوال شد، عيد رمضان شد، عيد فطر شد؛

روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم كه دهم حاصل سي روزه و ساغر گيرم

جائزه كه مي دهند، در برابر كار مي دهند! لذا اين چند روز را خيلي بايد دريابيم، اين يك. خطبة نوراني وجود مبارك رسول گرامي (ص) كه يا در آخرين روز ماه شعبان يا آخرين جمعة ماه شعبان ايراد كرده اند. در آن خطبه اين تحليل عقلي را رعايت كرده اند.

فرمودند: مردم! بسياري از شما بدهكاريد؛ كيست كه مي تواند بگويد: من نه حقُّ الله به عهده دارم، نه حقُّ النّاس؟! پس اصل اوّل اين است كه ما مديونيم. كسي مي تواند ادّعا كند كه من نه حقُّ الله به عهده دارم، نه حقُّ النّاس؟! اصل دوّم؛ اگر ما بدهكاريم، حقُّ الله داريم يا حقُّ النّاس داريم، اين بدهكار بايد گرو بسپارد. چون مديون بايد گرو بدهد.

اصل سوّم؛ اگر كسي دين مالي داشته باشد به بانك و امثال بانك؛ حالايا خانه، يا زمين، يا فرش، اينها را گرو مي سپارد. امّا اگر به خدا بدهكار بود، چه را گرو مي سپارد؟ فرش را، زمين را، خانه را؟! يا گوهر خودمان را گرو مي گيرند!! اين هم اصل چهارم. فرمود: شما بدهكاريد، شما را به چنگ آوردند، در گروئيد. اين بيان نوراني حضرت كه در آن خطبه آمده است، به استناد آياتي است كه در قرآن فرمود: كُلُّ امرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهينٌ (5)، كُلُّ نَفسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهينَهٌ (6). اين « رهين » فَعيل به معني مفعول است؛ يعني مرهون، يعني گرو.

ترسيم صحنه قيامت در احوال انسان روزه دار

ماه مبارك رمضان در آن خطبة نوراني وجود مبارك پيغمبر(ص) بركات فراواني دارد كه يكي اش اين است كه روزه گرفتن، شما را از بسياري از معارف آگاه مي كند. يكي اينكه اوضاع قيامت را براي شما ترسيم مي كند. عدّه اي از شما به عمره مفرده يا حج مشرّف شديد يا إن شآءَ الله مشرّف مي شويد. انسان وقتي احرام بست، بسياري از فضائل را در دوران احرام تمرين مي كند كه وقتي از احرام به در آمد، برابر همان امور تمرين شده،جامعه خودش را اصلاح كند.

درماه مبارك رمضان هم انسان به فكر گرسنگي و تشنگي قيامت مي افتد. چون در قيامت اينچنين نيست كه انسان احتياج به غذا نداشته باشد. احتياج به غذا و آب دارد و هيچ چيز هم در آنجا نيست!! هر كس مهمان سفره خودش است. إنَّ الاوَّلينَ وَ الآخِرينْ لَمَجمُوعُونَ إلي مِيقاتِ يُومٍ مَعلُوم (7). لذا يك عدّه گرسنه اند، يك عدّه هم متنعّمند. اگر كسي به فكر تامين مال ديگري نبود، به فكر تكاثر بود، نه به فكر كوثر؛ در صدد گران كردن بود، تورّم بود، تَطفيف و كم فروشي بود، مشكل ديگران را افزوده كرد؛ اين شخص هميشه گرسنه مي ماند.

حضرت در اين خطبة نوراني فرمود كه شما روزه مي گيريد تا با گرسنگي و تشنگي اين ماه به فكر گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد(8)؛ مشكلات ديگران را حل كنيد.

فرزندان، امتحان و دشمن برای انسان

آنوقت ديگر هيچ كس حاضر نيست به تعبير آنها، براي آينده ذخيره بكند كه معلوم نيست آينده بچّه ها به چه صورت در بيايد. به ما فرمودند: اگر فرزندانتان آدم هاي بدي اند كه داعي نداري دينت را براي بچّه هاي بد از دست بدهي؛ اگر آدم هاي خوبي اند كه خدا اينها را رها نمي كند! قسمت مهم اينهائي كه وضع مالي شان خوب است؛ اين پولها را يك عدّه به فكر ربا هستند يا در فكر توليد صحيح نيستند.اينها خيال مي كنند براي آينده مثلاً نافع است. دربارة آينده هم خداي سبحان فرمود: اين فرزندها يك آزموني اند(9)، بعضي هم دشمنند براي شما؛(10).

اين ماه مبارك رمضان همة اين ارزيابي ها را به انسان تفهيم مي كند. فرمود: خودتان را با قرآن بسنجيد. اين ميزان شماست، شما موزونيد. معارف قرآن، آيات قرآن، اخلاق قرآن، حقوق قرآن، فقه قرآن وزن است؛ با اينها خودتان را بسنجيد تا قرآني بشويد و حالت هاي خاصيّ كه در ماه مبارك رمضان پيش مي آيد، شما را به ياد قيامت متذكّر بكند،آنگاه احساس مي كنيد راحتيد.

سبكبار بودن، راه ملحق شدن به انبياء و اولياء

خدا عاقل تر از انبياء و اولياء خلق نكرده است. اگر بيراهه رفتن لذّت داشت، آنها مي رفتند. اينها كه عاقل ترين مردمان عالمند، گفتند: ما مسافريم؛ هر چه سبك تر، بهتر: تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا. آن بيان نوراني رسول خدا (ص) كه فرمود: نَجَا المُخَفَّفُون (11)، همان بيان را امير المومنين(ع) با اين جملة آهنگين تعبير كرده؛ تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا(12). اگر خواستيد اهل سير و سلوك باشيد، اگر خواستيد به اولياء برسيد، به آنها ملحق بشويد، وَ اللّازِمُ لَهُمْ لاحِق (13)، در اين صلوات هنگام زوال ماه شعبان مي خوانيد؛ اگر بخواهيد به اينها ملحق بشويد، آدم بايد سبكبار باشد، بار كسي روي دوشش نباشد و علم و معرفت و اخلاق الهي انسان را سبكبار مي كند.

برگرفته از بيانات معظم له در نماز جمعه قم؛

24/ 7/ 1383 و 1/ 6/ 1387

و درس اخلاق در ديدار با طلاب حوزه علميه تهران، دانشجويان دانشگاه علم و صنعت و مسئولان راديو معارف؛

پائيز 1382

___________________

(1) وسائل الشيعه/ 10/ 313

(2) بقره/ 185

(3) اسراء/ 82

(4) قدر/ 3

(5) طور/ 21

(6) مدّثر/ 38

(7) واقعه/ 49 و 50

(8) وسائل الشيعه/ 10/ 313

(9) انفال/ 28

(10) ر. ك: تغابن/ 14

(11) مكارم الاخلاق/ 440

(12) نهج البلاغه/ خ 21 و 167

(13) بحار الانوار/ 84/ 67

روزنامه كيهان، شماره 21083 به تاريخ 26/3/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS