دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان تجربۀ دینی

No image
برهان تجربۀ دینی

كلمات كليدي : تجربه دینی، تجربه‌ عرفانی، تجربه‌ حسی، مشاهده، عارف

نویسنده : مهدي جدي

مشاهده، مواجهه یا دریافتی است که متعلّق آن موجودات ماورای طبیعی یعنی خدا یا امور مرتبط با خداوند هستند بنابراین اگر متعلق مشاهده یا دریافت، امور حسی باشد تجربه حسی است ولی اگر این متعلّق به نحوی به خداوند ارتباط یابد یا خود خداوند باشد، تجربۀ دینی است. به تعبیر دیگر می‌توان گفت که در تجربۀ دینی، خدا خود را به طریقی به شخص تجربه‌گر متجلّی می‌سازد.

تقریر برهان

افراد بسیاری در مکان‌ها و زمان‌های گوناگون، تجربه‌هایی را نسبت به یک موجود ماوراء طبیعی که دارای اراده و قدرت قاهری است کسب کرده‌اند و به دنبال آن، احساس آرامشی به شخص دست داده است. این تجربه‌ها نمی‌متواند براساس فرضیه‌های طبیعی تبیین شوند و این‌که این افراد اغفال شده یا فریب خورده‌اند، نامعقول است، لذا این تجربه‌ها نشان دهندۀ وجود یک وجود ماوراء طبیعی یعنی خدا هستند که هر دینی تفسیر خاصی از آن ارائه می‌دهد.

اما سؤال مهم این است که آیا ادّعا‌های معرفتی تجربی دینی، واقعیت دارند یا نه؟

سی‌. دی. براد (C.D.Broad) استاد فلسفه دانشگاه کمبریج بر واقعی بودن آن‌ها چنین استدلال می‌آورد:

مقدمۀ اوّل: میان عارفان، اتفاق نظر و اجماع بسیار گسترده‌ای در مورد خداوند وجود دارد.

مقدمۀ دوّم: هنگامی که چنین اجماعی میان عارفان و مشاهده کنندگان که خودشان تجربۀ آن را ادّعا کرده‌اند، وجود داشته باشد، این نتیجه معقول است که تجربیات آنان اعتبار دارد، مگر این که دلیل معتبری بر فریفته شدن آنان داشته باشیم.

مقدمۀ سوّم: هیچ دلیل معتبری بر این عقیده وجود ندارد که تجربی‌های عرفانی، وهمی و خیالی هستند پس این اعتقاد معقول است که تجربه‌های عرفانی، معتبر و درستند.

نتیجه اینکه که: تجربه‌های دینی، معتبر و واقعی‌اند.

اشکال برهان تجربه دینی:

تجربه‌های دینی عارفان، برای ما حجت نیستند زیرا ممکن است عارف خطا کرده باشد. چه بسا در تجربه‌های حسّی اتفاق می‌افتد که فردی، شبحی را در غروب دیده و به شخصی نسبت داده است؛ در حالی که آن‌چه او دیده، شبح یک حیوان بوده است. شاید مدّعیات عرفانی عارف، توهّمات او باشد. هم‌چنین گاهی در تجربه‌های عرفانی، گزارش‌های متعارض اظهار می‌شود که نمی‌توان همۀ آن‌ها را معتبر تلقی کرد. ممکن است عارفی خدا را به صورت واحد و عارف دیگری به صورت تثلیث تجربه کند، بنابراین تجربه دینی و عرفانی را نمی‌توان منبع شناخت معتبری برای دیگران تلقی کرد مگر این‌که عارفان بتوانند ادعاهای خود را در قالب گزاره‌هایی قابل بررسی و ارزیابی بیان کنند یا این‌که عصمت صاحب شهود برای دیگران ثابت شده باشد.

البته تجربه عرفانی می‌تواند برای خود تجربه‌گر، راهی برای شناخت باشد به شرطی که مدعیات او با ملاک‌ها و معیارهای خاص سنجیده شود. معیار صحت بعضی از این مدعیات در خود آنهاست نظیر وحی ارسالی پیامبر (اگر با کمی مسامحه، تجربۀ دینی را بر وحی ارسالی پیامبر بتوان اطلاق کرد) و معیار بعضی دیگر، عقل و منابع دیگر معرفتی از جمله کتاب مقدّس است که اگر موافق آنها بود درست و گرنه نادرست است.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS