دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برکت امروز یا برکات خدا

ابوهاشم جعفری می‌گوید: روزی که حضرت جواد(ع) ام‌الفضل دختر مأمون را به همسری گرفت، گفتم: ای مولای من، برکت امروز بر ما باعظمت بود.
برکت امروز یا برکات خدا
برکت امروز یا برکات خدا

ابوهاشم جعفری می‌گوید: روزی که حضرت جواد(ع) ام‌الفضل دختر مأمون را به همسری گرفت، گفتم: ای مولای من، برکت امروز بر ما باعظمت بود. امام فرمود: ای ابوهاشم، «برکات خدا» است که امروز بر ما باعظمت است. گفتم: بله حق با شماست. عرض کردم، امروز چه بگویم؟ فرمود: خیر و خوبی بگو که در آن صورت به آن می‌رسی. گفتم: حتماً چنین خواهم کرد و مخالفتی ندارم. آنگاه فرمود: در این صورت راه را درست رفته‌ای و جز خیر و خوبی نخواهی دید. (تحف‌العقول، ص 479-480)

نقص‌ها و بدی‌ها، محصول عملکرد خود انسان

براساس تعالیم دینی همه حسنات و خوبی‌ها مانند عافیت، امنیت، آسایش، نعمت‌های مادی و معنوی و ... از ناحیه خدای مهربان است و درمقابل، همهسیئات و بدی‌ها مانند مرض، ناامنی، ناراحتی، ذلت، فقر، فتنه و ... تماماً منشأشخود انسان‌ها هستند. (المیزان، ج5، ص9)

به تعبیر یکی از علما، زمین که دور خود و خورشید می‌گردد، قسمتی که رو به خورشید است، روز و روشن است و اگر یک طرف تاریک است، چون پشت به خورشید کرده وگرنه خورشید همواره نور می‌دهد و زمین هم هرچه نور دارد از خورشید است. کمالات انسان نیز همه از خداست و نقص‌هایش از خود اوست. (تفسیر نور، ج 2، ص 384).

در قرآن کریم نیز داریم که آنچه از خوبی‌ها به تو می‌رسد ازسوی خدا بوده و آنچه از بدی‌ها سراغت می‌آید از خود تو است.(نساء، 79) بنابراین در کلام نورانی امام جواد(ع) به دو نکته باید خوب توجه کرد. نکته اول اینکه: تعبیر «برکت امروز» که ابوهاشم به کار برد، حداقل دو اشکال دارد.1) سرچشمه اصلی و حقیقی برکت که خدا باشد، معرفی نشده است. بلکه آن را به امروز نسبت داده است و این درواقع نوعی شرک و غفلت از توحید ربوی است. و امام(ع) آن را با عبارت «برکات خدا» اصلاح فرمودند. 2) تعبیر «برکت امروز» درحقیقت غفلت از نعمت‌های بی‌شمارالهی است. زیرا به شکل منفرد به کار رفته است و حضرت آن را با عبارت جمع «برکات» تصحیح کردند. اما نکته دوم اینکه: امام(ع) درپاسخ ابوهاشم که پرسید امروز چه بگویم؟ فرمود: از خیر و خوبی سخن بگو. جهان هستی بر مدار حق و خیر می‌گردد. زاویه دید امام، نگاه مثبت و عارفانه به عالم است. لذا توصیه می‌فرمایند که ما انسان‌ها باید این چنین نگاهی به جهان و رخدادها داشته باشیم و قطعاً امید و نشاط، خیر، کمال، آرامش از نتایج آنچنان نگاهی خواهد بود.

توصیه به فال نیک زدن

آیت‌الله جوادی‌آملی می‌نویسد: امروزه فال و فالگیری یک نوع پیشگویی و غیب‌گویی است که در اسلام برای افراد عادی حرام است. اما تفال (فال نیک زدن) دربرابر تطیر(فال بد زدن) در اسلام پذیرفته شده است. پیامبر(ص) درباره کارها فال نیک را می‌پسندید و فال بد نمی‌زد. مثلاً در واقعه حدیبیه نام سهیل بن عمرو را که شنید، به مناسبت هم‌خانواده بودن دو واژه سهیل و سهل (آسان) آن را به فال نیک گرفت و به صلح حدیبیه و پایان نیک آن انجامید. زمان و مکان از آن جهت که ظرف رخدادهای مادی‌اند، نمی‌توان سعد و نحس امور را به آن نسبت داد. (مفاتیح‌الحیاة، ص 758) داستان زیر نشانگر بی‌تأثیری زمان نسبت به سعد و نحس است.

یکی از اصحاب می‌گوید: خدمت امام هادی(ع) رسیدم، درحالی‌که در مسیر راه انگشتم مجروح شده بود و همان موقع سواری از کنارم گذشت و شانه‌ام نیز صدمه دید و درمیان جمعیتی گرفتار شدم و لباس‌هایم نیز پاره شد. آن روز را به فال بد گرفتم و گفتم: ای روز بد، خدا مرا از شر تو حفظ کند. عجب روز شومی هستی!

امام سخنم را شنید و فرمود: تو باما ارتباط داری و چنین سخنی می‌گویی؟ روز که گناهی ندارد. چرا آن را گناهکار می‌شماری؟ از شنیدن این سخن به خود آمدم و گفتم: مولای من، از خدا طلب آمرزش می‌کنم. فرمود: هنگامی‌که کیفر اعمال شما و نتایج آن در این روزها دامانتان را می‌گیرد، روزها چه گناهی دارند که آن را شوم قلمداد می‌کنید. برو تخلف نکن و برای روزگار هیچ تأثیر در حکم خدا مقرر مکن. (تحف‌العقول، صص 501-500)

به‌طورکلی انسان باید بداند که خدا پاداش و کیفر را روی یک حساب معین یعنی براساس اعمال و افکار و عقاید درست یا نادرست و نیز اخلاق نیک یا بد می‌دهد و نه نحسی و شومی فلان روز یا عدد یا صدای فلان حیوان. (پانزده گفتار، ص 154)

محمدمهدی رشادتی

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 18 مرداد ماه 1397

مقاله

نویسنده محمدمهدی رشادتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS