دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بزرگترین فضیلت حضرت علی(علیه السلام) چیست؟

با توجه به آیه شریفه «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون و جمله معروف «کنت کنزاً مخفیاً فأجبت ان اعرف فخلقت الخلق لکى اعرف، و نظایر آن،
بزرگترین فضیلت حضرت علی(علیه السلام) چیست؟
بزرگترین فضیلت حضرت علی(علیه السلام) چیست؟

با توجه به آیه شریفه «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون[1]» و جمله معروف «کنت کنزاً مخفیاً فأجبت ان اعرف فخلقت الخلق لکى اعرف[2]»، و نظایر آن، معلوم مى شود که انسانها براى آن که پروردگار خویش را بشناسند، آفریده شده‌اند و منظور اصلى خلقت، عرفان و شناخت خداوند است و کسب صفات و ویژگیهاى پسندیده مثل عفت و شجاعت و حلم و انجام اعمال صالحه و نیک نظیر نماز خواندن و رزوه گرفتن و جهاد کردن به ترتیب در درجه دوم و سوم از اهمیت قرار دارند و بلکه باید گفت که ارزش و اهمیت آنها در پرتو عقاید و معارف الهى و براى تقویت آنها است و بدون آن جایگاهى ندارد و مفهومى نخواهد داشت.

با توجه به این مبنا مى توان گفت که بینش توحیدى و معارف حقه الهیه معیار و ملاک فضیلت و شأن و رتبه هر شخص مى باشد. امام على(علیه السلام) نیز از این قانون کلى مستثنا نیست و لذا بزرگترین فضیلت ایشان شناخت و عرفان ایشان نسبت به خدا و اسماء و صفات اوست. در روایتى از امام حسین(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: اى مردم، خداوند بندگان را نیافرید جز براى آن که او را بشناسند. وقتى او را شناختند، عبادت مى کنند و هنگامى که او را عبادت کردند، از رهگذر عبادت او از عبادت غیر او بى نیاز مى گردند...[3] و امام على(علیه السلام)چنان که همگان مى دانند در میدان عبادت یکه تاز میدان بودند، نمازهاى هزار رکعتى ایشان در طول شب یا شبانه روز بیانگر این مدعاست.

    پی نوشت:
  • [1] . سوره ذاریات، آیه 56. یعنى جن و انس را نیافریدیم مگر آن که مرا عبادت کنند. مفسرین گفته اند که منظور از «لیعبدون»، «لیعرفون» است. یعنى براى آن که شناخته شوم. (ر.ک: تفسیر ابو الفتوح رازى، تصحیح یاحقى و ناصح، نشر آستان قدس رضوى، ج 18، ص 115.
  • [2] . یعنى گنجى پنهان بودم، دوست داشتم شناسایى شوم. لذا مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم. (ر.ک: شرح فصوص الحکم، قیصرى، تصحیح آشتیانى، ص 327، 328، و 336 و...).
  • [3] . تفسیر مبانى، ج 5، ص 75.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS