دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بستر وحدت در نظام مردمسالاری دینی

No image
بستر وحدت در نظام مردمسالاری دینی

بستر وحدت در نظام مردمسالاري ديني

محمدرضا متانت

غالبا اعتقاد بر این است که ایجاد وحدت در میان عناصر هر نظام سیاسی منتج به افزایش کارآمدی و تصادم‌های متداوم بین قوا منجر به هدر رفت سرمایه‌های سیاسی و اجتماعی کشور و در نهایت القای ناکار آمدی می‌شود در رقابت سیاسی نهادینه شده متکی بر اقتضائات بومی و فرهنگی جوامع، رقابت کنندگان با تاکید بر قواعد بازی و اعتماد به نهادهای حل منازعه وارد رقابتهای سیاسی می‌شوند و مطمئن هستند که محصول این رقابت گردش صحیح نخبگان و امکان تحرک اجتماعی است.

اما باید دانست که اصولا دستیابی به وحدت در حوزه‌های سیاسی منوط به آمادگی بسترهای وحدت است. اساسا وحدت در مسائل سیاسی بر حسب نوعی آینده‌نگری و درک موقعیت و شرایط پدید می‌آید و شاید این اقدام نوعی تلاش برای افزایش کارآمدی و یا کاهش هزینه اقدامات سیاسی محسوب شود. با این حال یک اصل اساسی در تمام انواع وحدت با اهداف مختلف وجود دارد و آن زمینه وحدت در میان گروه ها و یا جناح‌های سیاسی است. گاهی یک سود مشترک عامل و مقوم وحدت است و گاهی نیز یک خطر بیرونی می‌تواند گروه‌های متخالف را در کنار هم قرار دهد. اما در نگاه و طبق نظریه مردمسالاری دینی می‌توان بستری دیگر برای دستیابی به وحدت پیدا کرد که بدون شک با آنچه امروز در همگرایی‌های سیاسی در نظام‌های دموکراتیک غربی دیده می‌شود متفاوت است. در واقع محور اساسی وحدت در میان گروه‌ها، احزاب و جریانات سیاسی در نظام مردمسالاری اصل قرار دادن هدف نهایی و اطاعت از اوامر الهی است.واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا.

از این روست که می‌توان گفت اصل قرار دادن رضایت خداوند اصلی‌ترین شاکله وحدت در فضای سیاسی در کشور است.

بی شک اگر این اصل مهم و اساسی مورد نظر واقع شود بسیاری از گروه‌ها و جریانات سیاسی می‌توانند از منافع کوچک خود عبور کنند و به منفعتی بزرگتر و والاتر بنگرند. در حقیقت تصادم‌های سیاسی در میان احزاب سیاسی در کشور می‌تواند با قرار دادن این اصل به عنوان محور اساسی وحدت مرتفع گردد. البته پر واضح است که در این میان مفسر و تعیین کننده راه، منویات مقام معظم رهبری است که سکان هدایت جامعه اسلامی را در دست دارد. در حقیقت ولایت فقیه در نظام مردمسالاری دینی همچون چراغی است فروزنده که جامعه را به سوی هدف اصلی هدایت می‌کند. متاسفانه طی چند ساله اخیر موجد اصلی برخی تنازعات سیاسی در کشور نگاه غربی به فعالیت‌های سیاسی و کسب قدرت است. عدم توجه به مبانی قدرت در نظام مردمسالاری دینی در نهایت منجر به لجاجت‌های سیاسی و تنش‌های بی فرجام می‌شود که در نهایت انرژی و توان قوای سیاسی در کشور را هدر می‌دهد و در جامعه القای ناکارآمدی می‌کند. ضمن اینکه این تنش ها در نهایت به سطح جامعه نفوذ کرده و سطح‌های زیرین را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و موجب ایجاد گسست و اختلافات جدی در جامعه می‌گردد.

از این روست که می‌توان گفت مقوله وحدت در میان اصولگرایان می‌تواند بر اساس این زمینه اساسی شکل گیرد. با فرض چنین نگاهی می‌توان به راحتی الگوهای عادلانه ای برای توزیع قدرت در میان گروه‌های سیاسی شکل داد.رعایت اخلاق در سیاست ورزی و پرهیز از خشم، لجاجت، دروغ و سایر خصایل نکوهیده، به رسمیت شناختن ظرفیت‌های رقبای سیاسی، فروتنی سیاسی مثبت، پرهیز از تبختر، اجتناب از خودخواهی‌های سیاسی و ... همگی از اصول دستیابی به یک سازوکار توافق سیاسی مستحکم در جامعه است که به راحتی از مبانی مشترک ودیعه بودن قدرت در نظام مردمسالاری دینی به دست می‌آید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS