دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بلند‌پروازی

آرزوهای دراز عقل انسان را می‌برد و وعده آخرت را دروغ می‌شمرد و انسان را به غفلت وا می‌دارد و سرانجام آن، حسرت و ندامت است.» (میزان الحکمه، جلد 1، صفحه 103 ذیل ماده أمل)
بلند‌پروازی
بلند‌پروازی

بلند‌پروازی

قال امیر المؤمنین علی(ع): «ان الأمل یذهب العقل و یکذب الوعد و یحث علی الغفله و یورث الحسره»

طول أمل یا آرزوهای دور و دراز از مهمترین رذایل اخلاقی است که انسان را به انواع گناهان آلوده می‌کند. سبب این صفت خبیثه دو چیز است: یکی جهل و نادانی است؛ چون جاهل بر جوانی خود اعتماد می‌کند و مرگ خود را بعید می‌شمارد.

پیوند عمر بسته به موئی است هوش دار غمخوار خویش باش، غم روزگار چیست

سبب دوم برای طول أمل محبت دنیا و انس به لذات فانیه است؛ چنین انسانی از تصور مرگ نفرت دارد، بلکه دل خود را پیوسته به فکر زندگانی دنیا می‌اندازد و به امید و آرزو آن را تسلی می‌دهد؛ همین امر او را از توبه‌ی کردار زشت خود باز می‌دارد و به خود وعده توبه در پیری می‌دهد، تا اینکه سالخوردگی هم گذر می‌نماید و دست مرگ یقه‌ی او را می‌گیرد.

هین مگو فردا که فرداها گذشت ***** تا بکلی نگذرد ایام کشت

هین و هین ای راهرو بی‌گاه شد ***** آفتاب عمرت اندر چاه شد

این قدر عمری که ماندستت بتاز ***** تا بزاید زین دو دم عمر دراز[1]

در این حدیث گوهربار تبعات مترتب بر بلندپروازی و آرزوهای رنگارنگ به تصویر کشیده شده است و مخاطب را از آن برحذر می‌دارد؛ تبعاتی چون از بین رفتن عقل سلیم و تکذیب آخرت که روی دیگر سکه‌ی خوش رنگ و لعاب محبت دنیا است، و همچنین غفلتی که به ‌موجب آن بر انسان مستولی می‌گردد که دیگر به تدریج به حلال یا حرام بودن کسب و روزی حاصل شده خود توجهی نمی‌کند، بلکه تنها چیز مهم برای وی انباشته نمودن پول بر روی پول هست، حال به هر طریقی که ممکن است؛ در همین رابطه حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: «من طال امله ساء عمله؛[2] کسی که آرزویش دراز باشد، عملش بد می‌شود.»

با کمی دقت در اقوال معصومین و تفکر در معنا و عمق گفتارشان می‌توان به حکمت آنها دست یافت. در انتهای حدیث مورد بحث عصاره حاصل از بلند‌پروازی را حسرت و تأسفی می‌داند که دیگر دیر شده و فرصت‌های از دست رفته‌‌ای که دیگر قابل برگشت نیست.

امید و آرزو که خمیرمایه تلاش انسان‌هاست اگر از حد بگذرد، به صورت سیلابی ویرانگر در‌می‌آید و همه چیز را با خود می‌برد، و سرانجام انسان را غرق دنیاپرستی و گناه می‌کند. آرزوی دور و دراز سبب می شود که انسان دائماً خود را نیازمند ببیند و دست نیاز به سوی هر کسی دراز کند و شخصیت انسانی خود را به خاطر اموری که هرگز به آن نمی‌رسد بشکند؛ به همین دلیل پیامبر اکرم(ص) «طول أمل» را یکی از دو دشمن بسیار خطرناک برای انسان‌ها شمرده و فرموده است: «خصلتان اتباع الهوی و طول الأمل، فاما اتباع الهوی فانه یعدل عن الحق، اما طول الأمل فانه یحبب الدنیا؛[3] شدیدترین چیزی که از آن بر شما می‌ترسم دو خصلت است: پیروی از هوا و آرزوی طول و دراز; زیرا هواپرستی شما را از حق باز می‌دارد و اما آرزوی دور و دراز شما را حریص بر دنیا می‌کند.»

خداوند متعال در آیات متعددی این خصلت ناپسند را در بین اقوام گذشته بیان می‌نماید؛ آنجا که می‌فرماید: «ذرهم یأکلوا و یتمتعوا و یلههم الأمل فسوف یعلمون؛[4] بگذار آنها بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد، ولی به زودی خواهند فهمید.» تعبیر به «ذرهم» (آنها را رها کن) نشان می‌دهد که امیدی به هدایت این گروه نیست، وگرنه خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص) هرگز امر نمی‌کرد که آنها را رها سازد. چگونه می‌توان امید به هدایت گروهی داشت که هدف نهایی آنها خور و خواب، همچون حیوانات است و آرزوهای دراز به آنها اجازه نمی‌دهد که لحظه‌ای به پایان زندگی و به آفریدگاری که این مواهب حیات را به آنها بخشیده بیندیشند و درباره هدفی که برای آن آفریده شده‌اند لحظه‌ای فکر کنند.[5]

البته اصل «آرزو» و «امید» نه تنها نکوهیده نیست، بلکه نقش بسیار مهمی در تعالی روحی و معنوی انسان دارد. اگر امید و آرزو در دل «مادر» نباشد، هرگز فرزندش را شیر نمی‌دهد، زحمات گوناگون را برای پرورش او تحمل نمی‌کند، همان‌گونه که در حدیث معروف نبوی آمده است: «الأملُ رحمه لامتی و لولا الأمل ما رضعت والده ولدها و لا غرس غارس شجرها؛[6] امید و آرزو، رحمت برای امت من است، و اگر امید و آرزو نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‌داد و هیچ باغبانی نهالی نمی‌کاشت.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS