دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنه

No image
بنه

كلمات كليدي : بنه، بنه بندي، سربنه، پابند

بنه مشتق کلمه "بنیچه" است. بنیچه در لغت نامه دهخدا اینچنین معنی شده است: در دوره صفویه اصطلاحا هم به معنی زراعت بوده و هم به جدول مالیاتی اطلاق می‌گشت، که در آن میزان مالیات اصناف حرفه‌های مختلف و املاک که می‌بایست اخذ شود، تعیین می‌شد.

بنه یکی از اصطلاحات جامعه‌شناسی روستایی است و «عبارت است از واحدی زراعی سنتی در نظام ارباب – رعیت سابق و مشتمل بر یک یا چند قطعه زمین زراعی و آبی و دیمی که در آن تعدادی زارع به کار تولید زراعی اشتغال داشتند». وسعت هر بنه در روستاها متفاوت بوده، از یک جفت گاو تا چهار جفت تغییر می‌کرد. در بنه‌ها زارعان اغلب دسته‌جمعی به کار اشتغال داشتند و با در نظر گرفتن سهم ارباب، محصول را بین خود تقسیم می‌کردند. از این لحاظ در بنه‌ها همکاری نزدیکی بین زارعان وجود داشت و در امر تولید با یکدیگر همکاری می‌کردند. بنه‌ها سازمان کار منظمی داشت و دارای رئیس (سربنه) و یک یا دو معاون (پابنه و یاوربنه) بود»[1] سمت سربنه بودن به کسی واگذار می‌شد که کارآمد بوده و نسبت به سایرین دارای امتیازات مالی هم بوده باشد. در خیلی از روستاها نیز این سمت بر اساس خویشاوندی بوده است و در برخی نقاط این سمت بسته به منشأ‌ جغرافیایی اقوام داشته است.

بنه‌بندی

«بنه‌بندی عبارت است از تعویض زمینهای زراعی (بنه‌ها) با قرعه کشی در هر سال، با در نظر گرفتن درجه مرغوبیت خاک و وضع آبیاری»[2] زارعان به منظور استفاده بهتر از آب در واحدهای کار زراعی (بنه‌ها)، برای زراعت در هر سال زمینهای زراعی خود را با در نظر گرفتن عرف محل، تعویض می‌کنند. بنه‌بندی به امور آب و زمین ارتباط داشته چنانکه، بنه‌بندی زمین و بنه‌بندی آب وجود دارد. [3]

در اثر اصلاحات ارضی، بنه‌بندی دستخوش تغییرات فراوانی گردید. در بنه‌ها نوعی بهره‌برداری دسته‌جمعی پدید آمده است، بدین معنی که زارعان دسته جمعی کار کرده و محصول را به طور مساوی بین خود تقسیم می‌کنند؛ ولی زمینها مشاع است. در برخی مناطق نیز زمینها در دست صاحبان نسق تثبیت شد. در برخی مناطق نیز بنه‌بندی آب به جا مانده و بنه‌بندی زمین از میان رفته است. در بسیاری روستاها نیز دیگر اثر از هیچ نوع بنه‌بندی وجود ندارد.[4]

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS