دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنی قریظه

No image
بنی قریظه

كلمات كليدي : قرآن، بني قريظه، احزاب، پيمان شكني، سعد بن معاذ

نویسنده : علی محمودی

"بنی قریظه" از دو کلمه تشکیل شده است:

1- بنی (بنین): جمع ابن است و در لغت به معنی پسر می‌باشد.[1]

2- قریظه: مصغّر قَرَظة است و قَرَظ در لغت به معنی برگ درخت سَلَم می‌باشد که با آن دباغی ‌کنند و تقریظ، کسی را مدح کردن می‌باشد.[2]

در اصطلاح "قُریظ" نام گروهی از اعراب است و بنی قریظه یکی از سه طایفه مشهور یهود بودند که بر اثر پیمان شکنی در غزوۀ احزاب، پیامبر اسلام (ص) با آنان برخورد کرد، نام یکی از غزوه‌های پیامبر (ص) نیز، بنی قریظه می‌باشد.[3]

نسب بنی قریظه:

برخی آنان را طایفه‌ای از جذام و برادران یهود بنی نضیر می‌دانند که یهودی شدنشان در زمان «عادیا بن شموئیل» بود[4] برخی دیگر ایشان را اهل حجاز نمی‌دانند.

برای مهاجرتشان دلایلی ذکر کرده‌اند از جمله:

1- بر اثر ترس از حمله‌های بخت نصّر.

2- ازدیاد جمعیت و کمبود امکانات محل سکونت.

3- قول مشهور اینکه بعد از حمله امپراطوری روم به فلسطین و کشتار یهودیان، به اینجا مهاجرت کردند و...، شغل ایشان کشاورزی بوده و دارایی خود را به رخ دیگران می‌کشیدند.[5]

یاد کرد قرآن از بنی قریظه:

در قرآن به نام ایشان تصریح نشده است، اما در تفاسیر، شأن نزول برخی از آیات را به آنان نسبت داده‌اند.

با ورود پیامبر اسلام (ص) به مدینه و رواج اسلام و به گزارش آیات قرآنی، یهودیان ساکن در مدینه دانستند این پیامبر، همان پیامبر موعود است، اما چون ایشان را از ذریۀ هارون ندیدند به او ایمان نیاوردند.[6]

اصولاً این اقوام، با پیامبر (ص) پیمان مصالحه داشتند که طی آن، یهودیان حق تعرض به مسلمین را نداشتند، اما یکی از اوصاف بسیار بد جمعی از ایشان، پیمان شکنی است که گویا با تاریخ آنها همراه است.[7]

برتر دانستن امت خود نسبت به دیگران و...[8] احتمالاً از جمله دلائل پیمان شکنی اقوام یهود است.

«اِنّ شَرَّ الدّوابِّ عِندَ اللهِ الّذینَ کَفَروا فَهُمْ لا یُؤمِنونَ. الّذینَ عاهَدتَّ مِنهُم ثُمَّ یَنقُضُونَ عَهدَهُم فی کُلَّ مَرَّةٌ وَهُمْ لا یَتّقونَ »[9]

«به یقین بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کافر شدند و ایمان نمی‌آورند، همان کسانی که با آنها عهد بستی سپس هر بار عهد و پیمان خود را می‌شکنند و ( از پیمان و خیانت) پرهیز ندارند »

در آیات بعد به پیامبر (ص) دستور می‌دهد که ایشان را پراکنده سازد و اگر از خیانت ایشان بیم دارد، او نیز نقض پیمان کند.[10] یهود بنی قینقاع در سال دوم هجری و یهود بنی نضیر در سال چهارم هجری به دلیل پیمان شکنی از مدینه تبعید شده بودند و تنها همین گروه در مدینه باقی مانده بود و در سال پنجم بود که غزوۀ احزاب رخ داد.[11]

نقش بنی قریظه در غزوۀ خندق (احزاب):

عده‌ای از یهودیان بنی نضیر که بعد از تبعید در خیبر سکونت داشتند به مکه رفتند و برای جلب رضایت مشرکان، دین آنان را بر حق دانستند.[12] و با وعده‌‌هایی، قبائل دیگر را بسیج کرده و سپاه احزاب را به راه انداختند[13]و از بنی قریظه خواستند تا با آن همراه شوند، ابتدا نپذیرفتند اما سرانجام نقص پیمان کرده و ایشان را همراهی نمودند.

در جنگ احزاب از تهاجم بنی قریظه و آذوقه فرستادن برای مشرکان، به هراس افکندن کودکان و زنان سخن به بیان آمده است.[14] همچنین به مشرکان سلاح رساندند و به تصور آنکه سپاه ده هزار نفری احزاب پیروز خواهند شد به جاسوسی و تخریب روحیۀ مسلمانان پرداختند تا ایشان را در پرتگاه خطر نابودی قرار دهند.[15]

این جنگ با امدادهای غیبی خداوند به پیروزی مسلمین منجر گشت اما خیانت و پیمکان شکنی بنی قریظه در نبرد احزاب که در حساس ترین شرایط صورت گرفت و هستی اسلام در خطر بود، قابل گذشت نبود، از این رو پیامبر (ص) پس از جنگ خندق به فرمان الهی مأمور سرکوب آنان شد، با رسیدن سپاه اسلام مقابل دژهای آنان، رسول خدا (ص) طبق سیرۀ همیشگی خود ابتدا از آنان خواست اسلام بیاورند چون سرباز زدند، ایشان را محاصره کردند،[16] مدت محاصره 25 روز نقل شده است.[17]

بنی قریظه از پیامبر خواستند تا با آنان چون بنی نظیر رفتار کند و به ایشان اجازه دهد اموال منقول خود را برداشته از مدینه خارج شوند، اما رسول خدا (ص) نپذیرفت، بار دیگر بنی قریظه از پیامبر (ص) خواستند تا اموال خود را نیز بر جا گذاشته و از مدینه بیرون بروند ولی رسول خدا (ص) باز هم نپذیرفت و فقط خواستار تسلیم شدن بی قید و شرط آنان بود.

درخواست دیگر بنی قریظه این بود که هم پیمان خود ابولبابه، به سوی ایشان فرستاده شود تا در خصوص تسلیم شدنشان رایزنی کنند، با موافقت پیامبر (ص) ابولبابه ضمن توصیه به تسلیم شدن، با اشاره به گردن خود به آنان فهماند که کشته خواهند شد.[18]

سرانجام سعد بن معاذ از بزرگان قبیله اوس به عنوان حکم انتخاب شد و حکم او این شد که مردان را بکشند و زنان و کودکان را به اسیری بگیرند. رسول اکرم (ص) این حکم را مطابق حکم خدا دانست و همۀ مردان و پسران بالغ را کشتند.[19]

برای این کشتار ادله‌ای ذکر شده از جمله اینکه در عهدنامۀ ایشان آمده بود که در صورت پیمان شکنی، پیامبر (ص) در ریختن خون ایشان، آزاد است و اینکه خود ایشان داوری سعد بن معاذ را پذیرفته بودند و...[20]

غنائمی که از این غزوه بدست آمد میان مسلمانان تقسیم شد و برای اولین بار سهم سواره و پیاده مشخص گردید.[21]

پیامدهای غزوه بنی قریظه:

1- فرو ریختن پایگاه مشرکان عرب در مدینه.

2- تقویت بنیه مالی مسلملنان با غنائم.

3- پاک شدن مدینه از یهودیان خائن و...[22]

مقاله

نویسنده علی محمودی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - علوم قرآنی - تاریخ قرآن - اعلام و اشخاص

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS