دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به بالای سرت نگاه کن

گاه انسان با حالتی روبه‌رو می‌شود که شناخت حق از باطل برای او دشوار می‌شود؛ حالتی که نه می‌توان به حق بودن آن رأی داد و نه به باطل بودن آن، یعنی انسان دچار نوعی شک و دودلی می‌شود...
No image
به بالای سرت نگاه کن
به بالای سرت نگاه کن دین - سید محسن موسوی آملی: گاه انسان با حالتی روبه‌رو می‌شود که شناخت حق از باطل برای او دشوار می‌شود؛ حالتی که نه می‌توان به حق بودن آن رأی داد و نه به باطل بودن آن، یعنی انسان دچار نوعی شک و دودلی می‌شود. گاه حقی است که با پوسته‌ای از باطل عرضه می‌شود و گاه باطلی که با پوششی از حق آراسته می‌شود. در این حال تشخیص اینکه حق کدام است و باطل کدام، بسیار مشکل می‌نماید. امام علی در این باره می‌فرماید: بسا گمراهی‌ای که آن را با آیه‌ای از کتاب خدا می‌آرایند به سان آراستن سکه مسی با روکشی از نقره (غرر الحکم و دررالکلم، ح 6969). قرآن کریم نسبت به امکان آمیزش حق و باطل تذکر داده و مؤمنان را نسبت به درهم آمیزی آن 2 هشدار داده است : ولا تَلبَسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وتَکتُمُوا الْحَقَّ وأنتُم تَعلَمُونَ؛ حق را با باطل درنیامیزید و حق را با آن که می‌دانید کتمان نکنید (بقره، آیۀ 42) درآمیختن حق و باطل موجب بسیاری از گرفتاری‌ها و گمراهی‌ها می‌شود، که از آن جمله است پوشیدگی حق بر حقیقت جویان و سوء استفاده دشمنان حق و فریبکاری آنان. مُشتی از حق و مشتی از باطل برداشته می‌شود و به این ترتیب شبهه‌های تولید می‌شود.یکی از مواردی که باطل با پوششی از حق آراسته شده و باعث گمراهی بسیاری از مردم و موجب دودلی و شبهه و در نتیجه عدم تشخیص حق برای بسیاری دیگر شد، داستان پیمان شکنی گروه خوارج در سپاه امام علی است. اینان با ظاهر آراستۀ قرآن‌های روی نیزه و شعار «لا حُکمَ إلاّ للهِ؛ داوری تنها از آنِ خدا است» فریفته شده و امام علی را مجبور به پذیرش حکمیت کردند. امام در ردّ این ادّعا و شعار فرمود: کلِمَه حَقٍّ یرادُ بِها باطلٌ؛ سخن حقی است امّا هدف باطلی را از آن دنبال می‌کنند. ( نهج البلاغه، خطبۀ 40) امّا بازشناسی حق از باطل در وقت درهم آمیختگی آن، کاری بس دشوار و پر خطر است. برای تشخیص حق از باطل باید ملاکی دقیق را جست‌وجو کرد تا تردید‌کنندگان را از تاریکی تردید به روشنایی یقین راهنمایی کند. امام صادق در سخن ارزشمندی می‌فرماید: لا یستَیقنُ القَلبُ أنََّ الحَقَّ باطِلٌ أبداً ولا یستَیقِنُ أَنَّ الباطِلَ حَقٌّ أَبداً؛ هرگز دل به باطل بودن حق و حق بودن باطل یقین نمی‌کند ( تفسیر العیاشی، ج 2، ص 53). بنابراین، دلِ مؤمن هیچگاه در هجوم شبهه‌ها به حق بودن باطل یا باطل بودن حق یقین نکرده و با اندکی تأمل و اندیشه و بررسی موضوع و با نگاه مجموعه‌ای به آموزه‌های دین و معیارهای حق و باطل می‌تواند حق را از باطل بازشناسد. پایان سخن، حدیثی است از امام صادق که فرمود: خداوند پرهیز دارد از این که باطلی را حق بشناسند، خداوند پرهیز دارد از این که حق را دل مؤمنی، باطلی تردید ناپذیر جلوه دهد؛ خداوند پرهیز دارد از این که باطل را در دل کافرِ حق ستیز به صورت حقّی تردید ناپذیر جلوه دهد که اگر چنین می‌کرد، حق از باطل شناخته نمی‌شد (بحارالأنوار، ج 5، ص 303). مقصود از این روایت که «حق با افراد و شخصیت‌ها» شناخته نمی‌شود چیست؟ برای شناخت هر چیز نیازمند معیار و ملاکی هستیم. برای شناخت حق نیز باید معیار و میزانی داشته باشیم تا در تشخیص حق از غیرحق دچار اشتباه نشویم. گروهی از مردم در شناخت حق، معیار و میزانی جز آنچه باید باشد را برگزیده، در نتیجه از راه گمراه شده و بیراهه را راه دانسته و در مسیر غیرحق تباه شده‌اند. کسانی که برای شناخت حق، افراد را معیار دانسته و آنها را ملاک تشخیص حق قرار داده‌اند ملاکی باطل را برای تشخیص حق برگزیده‌اند؛ زیرا حق به وسیلۀ افراد شناخته نمی‌شود، بلکه اهل حق به حق شناخته می‌شوند. امام علی در این باره می‌فرماید: إِنَّ الْحَقَّ لا یعرَفُ بِالرِّجالِ، اِعرفِ الْحقَّ تَعرِف أهلَهُ؛ حق به شخصیت‌ها شناخته نمی‌شود، خودِ حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی (مجمع البیان، ج 1، ص 211). برخی افراد در شناخت و پیروی از حق، افرادی را به‌عنوان اهل حق و حق‌مدار تشخیص داده، آنگاه همۀ گفتار و رفتار آنها را مطابق حق دانسته و آن را تأیید و از آن پیروی می‌کنند. این‌گونه افراد باید بدانند که غیراز معصومان هر کس، هر مقدار هم که حق مدار بوده و بر اساس حق عمل کند، مصون از گناه و اشتباه نیست، لذا پیروی بی‌قید و شرط از آن‌ها در منطق اسلام نادرست بوده و عملکرد افرادی که با عقیده به حق بودن فرد یا گروهی تحت بیرق آنها قرار گرفته و اعمال خود را مطابق میل آنها ترتیب داده‌اند، مورد تأیید نیست. در ماجرای جنگ جمل وقتی که شخصی به نام حارث بن حوط به نزد امام علی آمد و علت پیروی خود از اصحاب جمل را اهل حق بودن آنها دانسته و گفت: آیا فکر می‌کنی که من اصحاب جمل را گمراه می‌دانم؟ حضرت در جوابش فرمود: تو فقط به پایین پایت نگریستی و به بالای سرت نگاه نکردی از این‌رو در حیرت و سرگردانی به سر می‌بری. تو حق را نشناختی تا اهلش را بشناسی و باطل را نشناختی تا باطل گرایان را بشناسی ( نهج البلاغه، حکمت 262). در این کلام، امام علی شناخت حق به واسطۀ افراد و شخصیت‌ها را مردود دانسته و در تعیین ملاک برای حق شناسی می‌فرماید: تو باید ابتدا حق را بشناسی آنگاه کسانی را که از حق پیروی می‌کنند اهل حق بدانی نه اینکه بر عکس عمل کرده، عده‌ای را اهل حق بدانی آنگاه کرده‌های آنان را حق بدانی. در روایتی آمده است: حق سنگین و تلخ است، منظور چیست؟ آیا برای همه این چنین است؟ در قرآن کریم، هنگامی که سخن از آوردن حق برای مردم، توسط پیامبر گرامی اسلام است، خداوند می‌فرماید: وأکثَرُهُم لِلحَقِّ کارهُونَ؛ ولی بیشترینشان از حق کراهت دارند (مؤمنون، آیۀ 70؛ زخرف، آیۀ 78). علت کراهت بیشتر مردم از حق آن است که عمل به حق موجب کنار گذاشتن خواسته‌های نفسانی مردم می‌شود. کسی که قرار است به حق عمل کند، ممکن است بخشی از سود یا خواسته‌ای را که مورد نظرش است از دست بدهد، بنابراین برپایی حق و عمل به‌ آن را ناپسند می‌دارد. رسول گرامی اسلام در کلامی فرمودند: اَلْحَقُّ ثَقیلٌ مُرٌّ وَالْباطِلُ خَفیفٌ حُلوٌ ورُبَّ شَهوَةِ ساعَةٍ تُورِثُ حُزناً طویلاً؛ حق سنگین و تلخ است و باطل سبک و شیرین و بسا خواهش و شهوتی که ساعتی بیش نپاید، امّا اندوهی دراز در پی آورد (مکارم الأخلاق، ص 465). از آنجا که انجام حق در بیشتر موارد، خلاف خواسته‌های انسان یا عملی از روی تکلیف و وظیفه است، انجام آن سخت و سنگین بوده و طعمی تلخ از خود در جان برخی از انسان‌ها به جای می‌گذارد و باطل از آن رو که در بیشتر موارد مطابق خواسته‌های انسان و مناسب با طبع او انجام می‌گیرد، آسان و سبک بوده و طعمی به ظاهر شیرین را برجای می‌گذارد. امّا پیامبر اکرم‌ این اشتباه را گوشزد می‌کند که به آسانی و شیرینی باطل فریفته نشوید که سنگینی و تلخی حقیقی و همیشگی را در پی خواهد داشت و از سختی و تلخی ظاهری و گذرای حق نیز دلخسته نشوید که در پی آن آسانی و شیرینی پیاپی و پایدار وجود دارد. تحمل سنگینی حق برای رسیدن به سلامت جان و صفای درون، نه تنها تلخی و سنگینی حقیقی نیست بلکه انسان حق مدار آن را عین شیرینی و زیبایی و آسودگی می‌بیند.امّا حق برای چه کسانی سنگین است؛ امام علی در پاسخ به این پرسش می‌فرماید: حق همه‌اش سنگین است. امّا خداوند آن را بر مردمانی که جویای عاقبت و آخرت‌اند، سبک می‌گرداند و از این‌رو جان‌هایشان را به شکیبایی وا می‌دارند و به درستی وعدۀ خدا به کسانی که در راه خدا صبر و شکیبایی می‌کنند اطمینان دارند. پس تو از این عده باش و در این راه از خدا کمک بجوی ( تحف العقول، ص 142).
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS