دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهترین‌های اخلاقی

No image
بهترین‌های اخلاقی

انسان باید نسبت به همه کارهای نیک و پسندیده و امور خیر پیشگام و پیشتاز باشد و به رقابت با دیگران بپردازد و در کارهای خیر سرعت و سبقت بجوید. اما برخی از کارهای خیر و اخلاق نیک هست که به عنوان بهترین‌ها مطرح است برخی از این اخلاق و رفتارها عبارتند از:

پندپذیری

انسان باید عادت کند سخن نیک دیگران را بشنود و از کارهای خیر دیگران بیاموزد. انسان خردمند از هر کسی خوشه ای برمی گیرد و تلاش می‌کند که بهترین خوشه‌ها را بچیند.

ادب

مراعات ظرایف رفتار و گفتار در جامعه امر بسیار مهم و سازنده ای است. اصولاً مردم به جزئیات توجه دارند و اگر به روی شخص نیاورند به طریقی به نقد رفتار و گفتارش می‌پردازند. پس انسان باید براساس «هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد» عمل کند و به ظرافت‌های رفتاری و گفتاری در هر موقعیتی توجه داشته باشد.

سکوت

انسان باید کم گو و گزیده گو باشد؛ زیرا زیاده گویی، هم موجب ناراحتی و خستگی مخاطب و شنونده می‌شود و هم درصد خطا و اشتباه گوینده را افزایش می‌دهد. انسان هر چه بیشتر بگوید احتمال خطا و اشتباه در سخنش افزایش می‌یابد و زمینه برای کاهش تأثیر نیز فراهم می‌آید. انسان اگر سکوت اختیار کند، قلب و عقل وی از اضطراب و تشویش به آرامش می‌رسد و تفکرات وی در یک مسیر درست قرار می‌گیرد و نظم و منطق می‌یابد. در سکوت است که انسان به تفکر می‌پردازد

خوش خلقی، صبر، نیکوکاری

در روایات است که آدم خوش خلق به بهشت می‌رود. این بدان معناست که اخلاق نیک و خوشخویی در تغییر انسان و رسیدن به کمالات بسیار نقش دارد. همچنین خداوند در آیات قرآن بر صبر و شکیبایی تأکید کرده و مقامات بسیاری را برای شخص صابر برشمرده است. یاری رسانی و کمک به برادران دینی نیز بسیار مهم و اساسی است و اگر انسان در این راه شکیبایی ورزد و مشکلات را تحمل کند، خود را به کمالاتی می‌رساند که از راه‌های دیگر شدنی نیست.

قناعت و بی نیازی

انسان باید قناعت در زندگی را اصل اساسی قرار دهد و به آنچه دارد بسنده کند. بزرگ‌ترین فقر انسان، زیاده خواهی است؛ چنانکه بزرگ ترین ثروت هر کسی قناعت است. لقمان حکیم می‌فرماید: فرزندم! بی نیازی را در دلت قرار ده و هرگاه نیازمند شدی مردم را از آن آگاه مکن که نزد آنان بی ارزش می‌شوی بلکه از دریای برکت خدا بخواه. امیرمؤمنان امام علی(ع) می‌فرماید: کسی که به اندازه کفایت زندگی، از دنیا بردارد، به آسایش دست یابد و آسوده خاطر شود، در حالی که دنیاپرستی کلید دشواری و مرکب رنج و گرفتاری است. لقمان حکیم درباره ارزش قناعت در زندگی می‌فرماید: فرزندم! بی نیازترین انسان کسی است که به آنچه در دست دارد خشنود است و نیازمندترین شخص کسی است که چشمش به دست مردم، خیره مانده است و فرمود: به آنچه خدا قسمت می‌کند راضی باش که خدای سبحان می‌فرماید: گناهکارترین بندگان من کسی است که به تقدیر من راضی نشود و نعمت‌های من را قدردانی نکند و بر بلاها شکیبایی نورزد.

پرهیز از رفتارهای زشت

انسان در برخورد اجتماعی باید برترین‌ها را بشناسد و بدان عمل کند و از رفتار ناشایست اجتماعی پرهیز نماید؛ زیرا برخی از رفتارها شایسته نیست در معاشرت و ارتباط اجتماعی انجام شود. لقمان حکیم می‌فرماید: فرزندم! با مردم درگیر مشو که منفور می‌شوی و خود را سبک مکن که ذلیل شوی. و خود را شیرین مکن که خورده شوی و خود را تلخ مکن که کنار گذاشته شوی.

همنشینی با عالمان و دانش اندوزی

از دیگر اموری که باید به عنوان بهترین‌های اجتماعی در حوزه اخلاق و معاشرت به آن اشاره کرد، معاشرت با عالمان و بهره گیری از علم و دانش آنان است.

ترک معاشرت فاسدان

همان طوری که معاشرت با نیکان و عالمان برای انسان سرمایه است، معاشرت با بدان و فاسدان بلای جان و دین و ایمان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS