دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاريخ شهادت فاطمه (س)

No image
تاريخ شهادت فاطمه (س)

پرسش:

درباره تاريخ دقيق شهادت حضرت زهرا(س) چرا ميان مورخين و کتب حديثي اختلاف وجود دارد، لطفاً دلايل آن را توضيح دهيد؟

پاسخ:

زمان شهادت و وفات حضرت زهرا(س) همانند مکان دفن ايشان از مجهولات تاريخي است که نشانه اوج مظلوميت آن حضرت است.

عواملي چند ممکن است منشأ اين اختلاف باشد؛ از جمله:

  1. نقل حوادث تاريخي در آن دوران همانند امروز نبوده که به صورت نوشته و کتاب در آيد و به نسل هاي بعدي منتقل شود، بلکه انتقال رويدادهاي تاريخي بطور عمده شفاهي بود و از خاطر و ذهن افرادي به اذهان ديگران منتقل مي شد. کسي نمي تواند ادعا کند که همه اين ناقلان از اشتباه مصون بودند.
  2. از سوي ديگر در آن روزها مسلمانان سرگرم جنگ بودند، در چنين شرايطي کمتر دغدغه داشتند که حوادث تاريخي را بطور دقيق ثبت نمايند.( شهيدي، سيد جعفر، زندگاني فاطمه زهرا (س)، ص155)
  3. اختلاف و دسته بندي هاي سياسي که پس از رحلت رسول خدا(ص) پديد آمد و کساني که روي کار آمدند و قدرت را در دست گرفتند، تا آنجا که توان داشتند، تاريخ حادثه ها را دست کاري کرده اند. (همان، ص155)

پراکندگي گفتار تاريخ نگاران در اين موضوع گواهي روشن بر تحريف عمدي آنان در تاريخ شهادت حضرت زهرا(س) است.

در رابطه با زمان شهادت حضرت زهرا(س) روايات متفاوتي نقل شده است که برخي از اين روايات بي سند و مرفوع است و در نتيجه از اعتبار کافي برخوردار نمي باشند و برخي روايات نيز مدت زندگي حضرت زهرا(س) را پس از رحلت پدر گرامي اش دو يا شش و يا هشت ماه بيان کرده اند، چون اين دسته از روايات نيز سند درستي ندارند و يا از امام معصوم نقل نشده اند نمي تواند معتبر و قابل توجه باشند.

در مورد تعداد روزهايي که حضرت صديقه طاهره(س) پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قيد حيات بوده اند در ميان کتاب هاي حديثي و تاريخي چند نظر وجود دارد. بعضي اين زمان را چهل روز و کساني اين مدت را شش ماه ذکر کرده اند.

مرحوم ابوالفرج اصفهاني در کتاب مقاتل الطالبين ص 59 مي گويد: مدت زمان حيات فاطمه زهرا(س) بعد از وفات پيامبر (ص) مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوري که کمترين زمان ذکر شده در اين رابطه 40 روز و بيشترين زمان شش ماه مي باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روايات رسيده از ائمه(ع) است. امام باقر(ع) مي فرمايد: به درستي که زمان رحلت صديقه کبري(س) سه ماه بعد از رحلت پيامبر مکرم اسلام(ص) بود.

همچنين مرحوم طبرسي مي گويد: حضرت صديقه طاهره(س) در ماه جمادي الاخر سال يازده هجري از دنيا رفتند. و مدت زمان حيات فاطمه زهرا(س) پس از پيامبر(ص) 95 روز بود. (إعلام الوري باعلام الهدي‌، ج 1، ص 300)

و مرحوم طبري شيعي در کتاب دلايل الامامه ص 79 به سلسله اسناد خود رواياتي از حضرت امام صادق(ع) نقل مي کند که حضرت مي فرمايد: «فاطمۀ زهرا(س) در ماه جمادي الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال يازده هجري از دنيا رفتند».

اين دو روايت مبناي نظر اکثر علماي شيعه من جمله سيد ابن طاووس(ره) در کتاب شريف اقبال، ج 30، ص 160 مي باشد.

اما دسته ديگري از روايات صحيحه هم اين مدت را 75 روز ذکر کرده اند از جمله اين روايات، روايت مرحوم کليني از امام صادق(ع) است که حضرت مي فرمايد: «به درستي که توقف فاطمه(ع) در اين دنيا پس از پدر گراميش 75 روز بود.» (الکافي، ج 1، ص 458)

اين دسته از روايات هم مبناي نظر برخي از علماي شيعه از جمله مرحوم کليني گرديده. البته ممکن است دليل اختلاف در اين دو دسته از روايات صحيحه رايج نبودن نقطه گذاري بر کلمات در زمان صدور روايات باشد. توجه به شباهت نوشتاري «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» مويد اين معنا است.

اکثر بزرگان شيعه سوم جمادي ثاني، 95 روز بعد از رحلت پيامبر (ص) را معتبرتر مي دانند. (بحار الانوار، ج 43، ص 189)

روزنامه كيهان، شماره 21300 به تاريخ 18/12/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS