دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاسوعا

No image
تاسوعا

كلمات كليدي : عباس، قمر بني هاشم، اباالفضل، تاسوعا، شهادت، امام حسين، آب، امان نامه

نویسنده : مجتبی صداقت

نهم محرم را، «تاسوعا» گویند. «تاسوعا» از ریشه «تسع» به معنای نُه می باشد.[1]

چند روز قبل از تاسوعای سال 61 هـ .ق، عمر بن سعد فرمانده لشکر دشمن، نامه ای در ارتباط با عدم جنگ و صلح با امام حسین به عبید الله بن زیاد ، ـ فرماندار کوفه ـ نوشته بود؛ اما شمربن ذی الجوشن ـ که در آن زمان در کوفه بود ـ ابن زیاد را از این کار باز داشت. عبید الله نیز حرف او را پذیرفت . ابن زیاد نامه ای به ابن سعد نوشت و دستور داد که: اگر حسین بن علی تسلیم نشد، حمله کن و او و یارانش را بکش. به شمر هم گفت: اگر ابن سعد از این دستور سر باز زد، گردن او را بزن و خود فرمانده لشکر باش.[2]

شمر نامه را پیش از ظهر روز پنج شنبه نهم محرم(تاسوعا) به کربلا رساند. ابن سعد كه نسبت به صلح با امام حسين خوشبين بود، به يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. از سویی او می دانست که امام، تسلیم نمی شود و از طرفی دیگر طرح صلح او با شکست مواجه شده بود. عمر بن سعد دو گزینه در جلوی خود داشت:

1. نبرد با امام حسین

2.رها کردن فرماندهى که محروم شدن از رسیدن به حکومت ری و گرگان را به همراه داشت.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود؛ ولى حبّ رياست و هواى نفس، چنان بر وى غلبه يافته بود كه دنیا را بر آخرت ترجیح داد و راه نخست را انتخاب كرد و تصميم گرفت فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين(ع) به نبرد بپردازد. به همين جهت در روز نهم محرم بعد از نماز عصر سپاهيان خود را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.

امان نامه

قبل از حرکت سپاه عمر بن سعد آوردن دو امان نامه[3] برای فرزندان ام البنین گزارش شده است که هر دو ناکام ماند. فرزندان امیر المؤمنین(ع)و اُمّ‌البنین یعنی أباالفضل العباس و جعفر و عبد اللَّه و عثمان هر دو امان نامه را رد کردند و این چنین وفاداری خود را به امام حسین(ع) نشان دادند.

اولین امان نامه از جانب عبد الله بن ابی المحل بود. او به خاطر فامیل بودن با اُمّ‌البنین از عبیدالله بن زیاد برای آنها امان گرفته بود. وقتی امان نامه برای این جوانمردان خوانده شد، در جواب گفتند: «ما نیازی به امان نامه تو نداریم. امان خدا بهتر از امان عبید الله پسر سمیه است»[4]

دومین امان نامه را شمر ـ که او نیز نسبت قوم و خویشی با آنها داشت ـ بازگو کرد و آن وفاداران در جواب گفتند: «خدا، تو و امان تو را لعنت كند. تو ما را امان مي دهى در حالی که فرزند رسول خدا در امان نمي باشد.»[5]

دستور جنگ در روز نهم از طرف عمربن سعد صادر شد؛ در حالی که یاران امام در مقابل یاران لشکر دشمن بسیار کم بودند و جنگی نا برابر در حال شکل گیری بود.

کلام امام صادق در وصف تاسوعا

امام صادق در حدیثی درباره این روز فرموده اند:

«تاسوعا روزى است كه امام حسين و يارانش در كربلا محاصره شدند و اهل شام در اطراف آنان اجتماع نمودند. ابن مرجانه و ابن سعد از كثرت لشكر خود خوشحال شدند و امام حسين و ياران او را در آن روز ضعيف شمردند يقين كردند كه براى حسين ياورى نخواهد آمد و اهل عراق آن حضرت را کمک نخواهند كرد.»[6]

دستور حمله

سپاه عمر بن سعد، به سوى خيمه هاى امام حسين به حركت درآمدند. امام با مشاهده این صحنه به برادرش عباس بن على فرمود: «ای عباس، جانم به فدایت؛ سوار اسبت شو و از آنها بپرس مگر چه روی داده و برای چه به اینجا آمده اند.»

ایشان به همراه بيست تن از ياران امام به سوى سپاه دشمن رفت، تا دلیل تحرّکات آنان را بپرسد. آنها گفتند: فرمان امیر است که یا حکم او را بپذیرید و یا آماده جنگ شوید. قمر بنی هاشم پیام را به امام رساند. امام به ایشان فرمود:

«ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى الْغُدْوَةِ و تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِيَّةَ لَعَلَّنَا نُصَلِّي لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ و نَدْعُوهُ و نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يَعْلَمُ أَنِّي قَدْ أُحِبُّ الصَّلَاةَ لَهُ و تِلَاوَةَ كِتَابِهِ و الدُّعَاءَ و الِاسْتِغْفَار»

«به نزدآنها بازگرد و اگر مي توانى تا فردا از ايشان مهلت بگير و امشب ايشان را از ما باز گردان تا امشب براى پروردگار خود نماز خوانده دعا كنيم و از او آمرزش خواهى نمائيم؛ زيرا خدا مي داند من نماز و تلاوت كتابش قرآن و دعاى بسيار و استغفار را دوست دارم»[7]

عباس نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنها شب عاشورا را برای نماز و عبادت مهلت خواست. عمر بن سعد نمی خواست اجازه دهد؛ ولی یکی از یارنش گفت: «سبحان الله اگر اهل دیلم (کنایه از مردم بیگانه) و کفار از تو چنین تقاضائی می کردند، سزاوار بود که با آنها موافقت کنی» بالاخره ابن سعد با فشار یارانش، شب عاشورا را به امام و اصحابش مهلت داد.[8]

تاسوعا و حضرت ابوالفضل

در بین عزاداران حسینی، روز نهم محرم با نام قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس زینت یافته است.

بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امیر المؤمنین با فاطمه دختر حزام عامریه ازدواج نمود. ایشان از شجاع ترین خاندان عرب برگزیده شده بود تا فرزندانی به دنیا بیاورند که شجاعت در وجودشان موروثی باشد.[9] ثمره این ازدواج، چهار پسر شد: عباس، عبدالله، جعفر و عثمان؛ به همین خاطر کنیه «ام البنین» را به فاطمه بنت حزام دادند. چهار پسر ام البنین در کربلا در دفاع از امامت و در رکاب امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

صفات حضرت عباس

کنیه ایشان، «ابوالفضل» بود و به خاطر جمال ظاهر و باطنی که داشت به «قمر بنی هاشم» (ماه فرزندان هاشم) خوانده می شد. درباره اوصاف ایشان امام صادق علیه السلام چنین فرموده اند:

«كان عمّنا العبّاس نافذ البصيرة، صلب الايمان، جاهد مع أبى عبد اللَّه، و ابلى بلاء حسنا، و مضى شهيدا»

«عمویم عباس، انسانى هوشمند و ژرفنگر و آراسته به ايمانى آگاهانه و استوار و عميق بود؛ به همراه ابا عبد الله به جهاد پرداخت و در آزمون سرفراز و سربلند سر بر آورد و عمرش با شهادت به پایان رسید»[10]

در زيارت حضرت عباس که از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) منقول است به نکات برجسته ای از وجود قمر بنی هاشم پی می بریم. در این زیارت نامه، اوصافی همچون عبد صالح خدا بودن، فرمان برداری و اطاعت از خدا و رسولش و ائمه، وفاداری و جان نثاری برای امام خود، برای حضرت ابوالفضل ذکر شده است. قسمتی از این زیارت نامه چنین است:

أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ و التَّصْدِيقِ و الْوَفَاءِ و النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ الْمُرْسَلِ ... السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ و لِرَسُولِهِ و لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ و الْحَسَنِ و الْحُسَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ و سَلَّمَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ و رَحْمَةُ اللَّهِ و بَرَكَاتُهُ و مَغْفِرَتُهُ و رِضْوَانُهُ و عَلَى رُوحِكَ و بَدَنِكَ‌ أَشْهَدُ و أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِيُّونَ و الْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ‌الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِي جِهَادِ أَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِي نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ

شهادت مى‌دهم كه تو تسليم حسین فرزند نبى مرسل (صلى الله عليه و آله) بوده و او را تصديق داشته و در مقام وفاء و خير خواهى او بودى ... درود بر تو اى بنده نيكوكار، بنده‌اى كه فرمان بردار خدا و رسولش و امير المؤمنين و حسن و حسين بودى، درود و رحمت و بركات و مغفرت و بهشت خدا براى تو باد و بر جان و جسد تو باشد و خدا را شاهد مى‌گيرم كه تو همان راهى را رفتى كه اصحاب بدر رفتند؛ همان كسانى كه در راه خدا جهاد كرده، و در جهاد با دشمنان خدا زبان به پند و نصيحت گشوده، در نصرت دوستان خدا سعى بليغ نموده و از دوستان و محبّين حق تعالى دشمنان را دفع كردند.[11]

علمدار

صبح عاشورا امام، یاران اندک خود را به سه جناح چپ و راست و قلب تقسیم کرد و برای هر یک فرماندهی برگزید و پرچم و عَلم را به دست پرتوانِ برادرش اباالفضل سپرد.[12] علمداری در میدان های نبرد قدیم، نقشی حساس داشت. پرچمدارانِ جنگ را از با صلابت ترین و مقاوم ترین نیروهای مؤمن انتخاب می كردند. علمداران اهتمام شدید داشتند که همیشه عَلم را بلند و در فراز نگه دارند؛ چرا که آن سبب برپائی نیروهای رزمنده بود و لشکر از هم نمی گسست مگر به قتل صاحب رایت و سقوط پرچم.عباس مایه آرامش خاطر حسین بن علی بود و تا زنده بود دودمان امامت، آسایش و امنیت داشتند.[13]

سقّا

در کربلا به حضرت عباس لقب «سقا» (آب آور) داده بودند؛ چرا که تا روز عاشورا چند بار، صف دشمن را شکافته و برای اطفال آب مهیا کرده بود. روز عاشورا پس از شهادت همه یاران، مأمور شد برای اهل بیت امام آب بیاورد؛ در حالی که مسیر آب توسط دشمن بسته شده بود. سقا تنها به دشمن حمله کرد و آنان را کنار زد. خود را به آب رساند. تشنه بود. آب موج می زد.

عقل گفتش تشنه كامی، نوش كن

عشق گفتش بحر غیرت جوش كن

آب گفتش بر صفای من نگر

قلب گفتش در وفای من نگر

عافیت گفتش كف آبی بنوش

عاطفت گفتش كه چشم از وی بپوش

تشنگی گفتش تو را سازم هلاك

رستگی گفتش كه از مردن چه باك؟

به یاد تشنگی امام و خاندان و اهل بیتش افتاد. هرگز، این رسم وفا داری نیست. به خود خطاب كرد:

يا نفس من بعد الحسين هوني وبعده لا كنت ان تكوني

هذا الحسين وارد المنون وتشربين بارد المعين[14]

«ای نفس، پس از حسین زنده نباشی! این حسین است كه در آستانه مرگ و شهادت است و تو آب سرد می‌نوشی؟! به خدا سوگند، این هرگز رسم دینداری من نیست.»

و آب را بر آب ریخت. آب ننوشید. مشک را پر از آب کرد؛ اما آب به خیمه ها نرسید و عباس در بین راه شهید شد. در حالی که تمام همّش آبرسانی به اهل بیت و اطفال امام بود. عباس شهید شد در حالی که تشنه بود و چنین عباس تا ابد معلم عشق و وفا لقب گرفت.

دو بال برای پرواز

شیخ صدوق نقل کرده است:

روزی امام سجاد به عبيد اللَّه فرزند قمر بنی هاشم نگاهى كرد. اشك چشمش را گرفت و فرمود:

«روزى به رسول خدا سخت‌تر از روز اُحُد نگذشت كه عمويش حمزه در آن كشته شد و بعد از آن موته است كه عموزاده‌اش جعفر بن ابى طالب كشته شد. (سپس امام فرمود:) و هيچ روزى همچون روز حسين نبود. سى هزار مرد كه گمان مي كردند از اين امتند دور او را گرفتند و هر كدام به كشتن او به خدا تقرب مي جست و حسین، خدا را به آنها يادآوری مي کرد، ولی آنها پند نمي گرفتند تا او را به ستم و ظلم و عدوان كشتند. (سپس فرمود:) خداوند، عباس را رحمت كند كه ايثار و فداكارى نمود تا آنجا كه هر دو دستش بريده شد. خداوند ـ عز و جل ـ به عوض آنها دو بال به او عطا نمود كه با فرشتگان در بهشت پرواز مى‌كند؛ چنانچه با جعفر بن ابى طالب نيز چنين كرده بود و عباس را نزد خداى تبارك و تعالى درجه و منزلتى است كه تمام شهيدان روز قيامت به آن غبطه مى‌خورند»[15]

مقاله

نویسنده مجتبی صداقت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS