دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات غیاث الدین جمشید زواره ای

No image
تالیفات غیاث الدین جمشید زواره ای

مشخصات تفسیر

سید گازر دو تفسیر داشت که یکى از آنها به نام تفسیر میرزا جمشید معروف بود، ولى در دسترس نیست، اما در بسیارى از فهرست هاى نسخه هاى خطى و کتب تراجم معرفى شده است، شیخ آقا بزرگ تهرانى،[26]، مدرس تبریزى، محیط طباطبایى، دکتر محمد شفیعى و استاد مرتضى شفیعى اردستانى به این نکته تصریح کرده اند[27].

دومین اثر تفسیرى این دانشور گمنام همان جلاء الاذهاب است که به تفسیر گازر معروف مى باشد و همانگونه که اشاره کردیم با تفسیر دیگرى اشتباه شده است.

از محتواى تفسیر بر مى آید که مؤلف شیعه بوده و تلاش داشته است تفسیر خود را موافق اخبار اهل بیت و خاندان عصمت بنویسد، در مقدمه مى گوید: «از بخشنده دل و جان و بخشانیده انس و جان مدد خواستم به توفیق و یارى وى این کتاب را در تفسیر قرآن تالیف کردم و در آن جمع کردم از تاویل آیات و تفسیر مشکلات آن چه بزرگان دین و پیشوایان اهل یقین بر محک عقل زده اند و از قعر بحر «و الراسخون فى العلم» یافته اند و از سبب نزول آیات آن چه معتمدان روایت کرده اند و سیاق آیات و ظاهر آن را که بر آن دلیل است، اختیار کردم و به هر آیتى و علامتى اخبار و احادیث و مناقب و فضایل اهل بیت(علیهم السلام) آن چه لایق آن بوده باشد نوشتم تا چشم بینندگان را نور بود و دل محبان اهل بیت را سرور و الحمدلله رب العالمین» پس از این مقدمات مولف هفت فصل قبل از شروع تفسیر با کمال اختصار نوشته است.

فصل اول: در تفسیر معانى مطالب قرآنى در چهار قسم فصل دوم: در این که مطالب قرآن از شش طرز بیرون نمى باشدفصل سوم: در بیان نامهاى قرآن فصل چهارم: در معنى سوره و آیه و معانى دیگرفصل پنجم: در بیان آنکه فهم قرآن منوط به دانستن تمام آیات استفصل ششم در معناى لفظ تفسیرفصل هفتم: در بیان و معناى استعاذه.

از امتیازات این تفسیر آن است که در استخراج مفاهیم قرآنى به منابع روایى اعتماد و استناد نموده استزیرا مؤلف بیم آن داشت که در دام تفسیر به راى گرفتار شود. از سوى دیگر به استناد حدیث ثقلین قرآن و عترت از هم تفکیک ناپذیرند و تمسک به قرآن و کسب هدایت از معارف این سرچشمه پر فیض وحى جزاز راه عترت و بیان امامان معصوم میسر نخواهد بود.

در عین حال مؤلف کوشیده است با بهره گیرى از عقل سلیم و اندیشه پاک و در سایه تتبع در منابع تاریخى و کلامى به بیان مقاصد قرآنى بپردازد.

انشاى این تفسیر بسیار خوب است و عبارات آن داراى فصاحت و بلاغت و به دور از لفظ پردازیهاى افراطى است. مطالب تاریخى را متذکر شده و بعضى از قرائتها را تذکر داده است و در مواقعى به اشعار عربى و فارسى تمثل جسته است. در ابتدا مفسر چند آیه از قرآن کریم را نقل و پس از آن به ترجمه و تفسیر آنها روى آورده است. و این تفسیر در غالب بخش ها، دو یا سه یا چهار برابر و در پاره اى جاها چند برابر آیات است[28].

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS