دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبدیل تعهد

No image
تبدیل تعهد <

كلمات كليدي : متعهد، متعهدله، تعهد سابق، تعهد لاحق، تعهد اصلي

نویسنده : محسن نجف‌پور

تبدیل تعهد

عبارت است از جایگزین ساختن تعهدی بجای تعهد دیگر، به این ترتیب که تعهد سابق از بین رفته و تعهد جدید بجای آن به وجود می‌آید. تبدیل تعهد یکی از طرق سقوط تعهدات می‌باشد.

ماهیت تبدیل تعهد:

چون که تبدیل تعهد متضمن پیدایش تعهد جدید است، لذا با ارادۀ یک طرف محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند اراده دو طرف است. پس در بین اعمال حقوقی از ماهیت قراردادی برخوردار است و از طرف دیگر چون تعهد جدید بجای تعهد سابق قرار می‌گیرد، باید پذیرفت که نوعی قرارداد معوّض است که دو مورد آن تعهد سابق و لاحق است و بین آن دو ملازمه است لذا اگر پس از تشکیل تعهد جدید، روشن شود که تعهد قبلی باطل بوده و تعهد جدید هم بر اساس تعهد سابق واقع شده که باطل بوده تعهد جدید هم باطل خواهد بود.

موارد تبدیل تعهد:

بر اساس ماده 292 قانون مدنی تبدیل تعهد به صور ذیل محقق می‌شود:

صورت اول: تبدیل تعهد به اعتبار تبدیل دین: که خود این به دو نحو حاصل می‌شود:

1- بوسیله تبدیل موضوع و مورد تعهد: مثلاً بجای صد کیلو برنج، تعهد بر صد کیلو جو می‌کند.

2- بوسیله تبدیل سبب تعهد: مثلاً تعهد به دادن صد میلیون تومان بابت ثمن معامله تبدیل به تعهد به دادن صد میلیون تومان بابت عقد قرض بشود.

صورت دوم: تبدیل تعهد به اعتبار تبدیل مدیون: در اینصورت تعهد متعهد اصلی از بین رفته و ذمه او در برابر متعهد له آزاد می‌شود و بجای آن تعهد مشابه دیگری بر عهده متعهد جدید استقرار پیدا می‌کند در این نوع تبدیل تعهد، علاوه بر رضایت متعهد جدید، رضایت متعهدله هم ضروری و لازم است لذا در بند ماده 292 به این مورد اشاره شده است. تبدیل تعهد مدیون به دو نحو قابل تصور است:

1- این کار با موافقت مدیون انجام گیرد در اینصورت تعهد جدید جایگزین تعهد سابق می‌شود مثلاً خریدار مالی به جای این که ثمن معامله را به فروشنده بپردازد با درخواست فروشنده، در برابر طلبکارش نسبت به پرداخت دینش تعهد نماید.

2- این کار بدون رضایت مدیون و بدون اذن او انجام گیرد باز ذمه مدیون اصلی بری و ذمه مدیون فرعی مشغول می‌شود پس می‌شود نتیجه گرفت که در تبدیل تعهد مدیون؛ رضایت مدیون نقشی ندارد زیرا تصرفی در اموال او نمی‌شود تا نیاز به رضایت او باشد البته اگر متعهد جدید قصد رجوع به مدیون اصلی را در آینده دارد باید از او اجازه بگیرد والّا حق مراجعه نخواهد داشت و عمل او تبرعی می‌باشد.

صورت سوم: تبدیل تعهد به اعتبار تبدیل داین و متعهدله می‌باشد: به این صورت که داین و مدیون توافق می کنند که تعهد مدیون در مقابل داین تبدیل به تعهد مدیون در برابر شخص ثالث باشد در این صورت هم رضایت مدیون شرط است.

آثار تبدیل تعهد:

از انجایی که در تبدیل تعهد، تعهد اول کلاً از بین می‌رود و تعهد جدید جانشین تعهد سابق می‌شود و هر تعهدی هم برای خود دارای آثار و احکام مخصوص به خود دارد قهراً این تبدیل، به آثار تعهد سابق هم سرایت خواهد کرد و برای خود آثاری به همراه خواهد داشت از جمله:

1-سقوط تعهد اول: که تعهد اولی با تمام آثار و احکام خاص خود ساقط و ذمه متعهد نسبت به آن بری خواهد شد

2- زوال تضمینات تعهد سابق: با سقوط تعهد اول تضمینات آن نیز ساقط می‌شود زیرا این تضمینات وجود مستقل حقوقی ندارند.

3-پیدایش تعهد جدید: همزمان با سقوط تعهد قبلی، تعهد جدید به وجود می‌آید که دارای شرایط و احکام خاص خود می‌باشد از آنجایی که تبدیل تعهد ماهیت قرار دادی دارد و خود تعهد جدید و مستقلی است قهراً طرفین تعهد باید شرایط اساسی صحت معاملات و تعهدات را داشته باشند مثل: اهلیت، قصدانشاء، رضایت، مشروعیت جهت تبدیل، شرا دارا باشند والّا تبدیل تعهدی صورت نخواهد گرفت.

مقاله

نویسنده محسن نجف‌پور
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS