دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سید محمد محقق داماد یزدی

No image
تدریس آیت الله سید محمد محقق داماد یزدی

روستا زاده ای نخبه پرور

پس از ارتحال آیت الله مؤسس، داماد ایشان رسماً تدریس حوزه ی علمیه ی قم را شروع کرد. و در مدتی کوتاه محضر درسش محل تجمع فضلای بنام حوزه گردید.

این دانشمند بزرگ تشیع، از علمای انگشت شماری است که حوزه ی درسی پرثمری داشته است.

تدریس ایشان به گونه ای بوده که فقط طلاب مستعد و درس خوان قم می توانستند از آن بهره مند شوند. بیان دشوار و فنی وی سبب می شد که قوی ترین مباحثه های علمی در کلاس برقرار باشد. آیت الله جوادی آملی درباره ی استادش چنین می فرماید:

«در آغاز ورود به حوزه ی علمیه ی قم به دروس خارج فقه اساتید و علما سر زدیم و از میان درس های فقه، تنها درس خارج فقه مرحوم استاد آیت الله حاج سید محمد محقق داماد، رضوان الله تعالی علیه، را از همه آن دروس، قوی تر و عمیق تر و مطلوب نظرتر دیدیم؛ زیرا، ایشان فراغت خوبی داشتند و برای دروس، تتبع کافی و مطالعه ی لازم را به عمل می آورند. لذا محضر ایشان را حدود 12 الی 13 سال درک کردیم و استفاده نمودیم».[22]

آیت الله منتظری نیز درباره استادش آقای محقق چنین می گوید:

«مرحوم امام خمینی، قدس سره، با آیت الله سید احمد زنجانی پدر آقای آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی و مرحوم آقای محقق داماد، یک مباحثه ی سه نفری داشتند. این مباحثه عصرها در مدرسه ی فیضیه بود و یکی دو ساعت طول می کشید. مباحثه بیش تر بین امام و آقای داماد بود که گاهی صدایشان در همه ی مدرسه می پیچید.».[23]

همه ی شاگردان این استاد بزرگ حوزه، از فنی بودن تدریس وی و تسلط شگرفش بر علوم حوزوی سخن می گویند، امری که درباره کم تر استادی شنیده می شود. از همین رو شرکت در درس آیت الله محقق داماد از افتخارات بسیاری از بزرگان و نخبگان حوزه ی علمیه ی قم است.

اهمیت درس در نزد ایشان به قدری بود که روزهایی که حوزه تعطیل می شد، بیت شریف ایشان تبدیل به محلی امن برای رفع اشکالات علمی و اعتقادی طلاب می شد، حتی در مجالس سرور یا عزای اهل بیت، علیهم السلام، هم مباحث پر برکت فقهی و اصولی ترک نمی شد و روح کمال جوی ایشان هرگز از زلال آب شیرین علم سیراب نمی گشت. اهتمام ایشان فقط به درس و مسائل علمی بود و اصلاً توجهی به مسائل دست و پا گیر مرجعیت نداشتند، به همین سبب هم بود که درس ایشان کانون تضارب آراء و تلاقی افکار بود. در اثر همین تمحض در علم بود که مجتهدان و علمای بزرگی به دست ایشان تربیت شدند.

شاگردان داماد: بزرگان امروز

در محضر سید محمد محقق داماد، جمع کثیری از دانش وران و علما کسب فیض کردند. نام برخی از آنان را به عنوان زینت بخش این مقاله می آوریم:

1 ـ مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی

2 ـ استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری، اعلی الله مقامه الشریف

3 ـ شهید دکتر آیت الله سید محمد حسینی بهشتی

4 ـ شهید آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی

5 ـ امام موسی صدر

6 ـ شهید دکتر محمد مفتح

7 ـ شهید حاج شیخ علی قدوسی

8 ـ مرحوم آیت الله شیخ علی مشکینی

9 شهید شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی

10 ـ حاج شیخ احمد پایانی

نیز جمعی از اساتید و اکابر حوزه ی علمیه که بر کرسی استادی آن چه از علم و عمل آموخته اند، به شاگردان خویش آموختند مانند استاد خویش به تربیت شاگردان پرداختند. برخی از این بزرگواران عبارت اند از:

1ـ آیت الله عبدالله جوادی آملی

2ـ آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی

3ـ آیت الله استاد حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی

4 ـ آیت الله حاج شیخ حسین مظاهری اصفهانی

5 ـ آیت الله حاج شیخ حسین نوری همدانی

6 ـ آیت الله محمد مؤمن قمی[24]

به گمان برخی ناآگاهان، ایشان با سیاست و فلسفه مخالفت داشتند، اما با نگاهی گذرا به تربیت شدگان درس ایشان، بلندنظری آیت الله محقق داماد آشکار می گردد؛ زیرا، کسانی که زانوی تلمذ نزد ایشان زده اند، اکثراً از ارکان حرکت اسلامی ـ شیعی ایران بودند که منجر به انقلابی با صلابت در سطح جهان شده است.

در مورد عدم مخالفت ایشان با حکمت به نقل خاطره ای از فرزند برومند ایشان، دکتر آیت الله سید مصطفی محقق داماد اکتفا می کنیم. دکتر محقق داماد می گوید: «در سال 45 که سال های آخر دانشگاه را طی می کردم، علاقه مند شدم فلسفه بخوانم. پدرم با فلسفه آشنایی نداشت، اما مخالف هم نبود. [معتقد بود] اگر می خواهی فلسفه بخوانی، پیش استادش بخوان، پیش کسی که این چیزها را خوب می داند. من منطق منظومه را در قم پیش استاد متخصصی خواندم. مرحوم پدرم به من گفت: اگر می خواهی فلسفه بخوانی یا پیش حاج آقا مهدی (حائری یزدی) بخوان یا پیش آقای مطهری.

آن وقت دایی ام، مهدی حائری یزدی در کانادا بودند. من خدمت آقای مطهری رسیدم. در سال 47 ـ 48 شهید مطهری مرا به محبت پذیرفتند؛ چون، ایشان یکی از شاگردان پدرم بودند. پیغام پدرم را دادم. نزد آقای مطهری به طور خصوصی فلسفه را شروع کردم.».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS