دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله محمد هاشم قزوینی

No image
تدریس آیت الله محمد هاشم قزوینی

شاگردان مدرّس قزوینى

مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى، درس هاى دوره سطح عالى، یعنى رسائل، مکاسب و کفایه و نیز خارج کفایه را در مدرسه فاضل خان و مدرسه نواب تدریس کرده و به تعبیر مقام معظم رهبرى، حضرت آیت الله خامنه اى، حلقات درس وى، از لحاظ کم و کیف بى نظیر بود. در دوران حضور پر برکت چهل ساله مدرّس قزوینى در مشهد مقدّس، شخصیت هاى بسیارى از وى بهره برده اند .

تدریس

الف) کیفیت بیان

شیخ هاشم داراى بیانى شیوا، جذّاب و شیرین بود به گونه اى که این ویژگى وى، مورد اذعان بسیارى از شاگردان آن مرحوم ا ست.

مقام معظّم رهبرى که دروس سطح و خارج را نزد ایشان در مشهد خوانده است، از ایشان به عنوان مدرّس درجه یک مشهد و مردى بسیار ملاّ و محترم یاد کرده است. وى در شرح زندگانى خود از مدّتى که در درس هاى مرحوم آقا شیخ هاشم شرکت مى کرده، به نیکى یاد کرده و به شیوایى، روانى و قدرت بیان آن استاد بزرگ چنین اشاره کرده ا ست:

«پس از این که شرح لمعه را تمام کردم، رفتم درس مکاسب و رسائل مرحوم آیت الله شیخ هاشم قزوینى (که از شاگردان مرحوم آقا میرزا مهدى اصفهانى) و اهل ریاضت و مدرّس درجه یک مشهد و بسیار مرد محترم و ملاّ و معروف بین خواص مشهد، مرد آزاده و روشن ضمیر بود به خصوص نزد اهل علم، ایشان مرد ملاّ و جامع و خوش بیان بودند به طورى که من در نجف و قم که اغلب درس ها آنجا رفتم، کسى به خوش بیانى ایشان را ندیدم.»[19]

آیت الله صالحى مازندرانى درباره نحوه تدریس شیخ هاشم مى فرماید:

تا حالا مثل ایشان را در سلامت و روانى بیان و قدرت تفسیر و تحلیل و تشریع مسائل واقعاً کم دیدم حاج شیخ صاحب کرامات زیادى بودند».[20]

استاد مدیر شانه چى یکى دیگر از شاگردان وى درباره نحوه تدریس و کیفیت بیان استاد مى نویسد:

«مرحوم شیخ هاشم بیانى داشتند که من کمتر استادى با این بیان دیدم... ایشان در طى هفته، درس هاى متعددى داشتند رسائل، مکاسب، کفایه و درس خارج چون درس مى گفتند، خسته مى شدند این بود که روزهاى چهارشنبه که آخر هفته بود، مى دیدیم که مرحوم حاج شیخ هاشم با بیانى خوب و شیرین درس مى گویند... در عین حال، در بیان درس، استاد بود بر مسائل و مبانى تسلّط کامل داشت و اشکالاتى که مى شد، نوعاً جواب مى داد».[21]

ب) توجّه به درس و پرورش طلاّب

بدون تردید، مهمترین نقش آیت الله حاج شیخ هاشم، تربیت و پرورش طلاّب بوده است. به نوشته استاد محمّدرضا حکیمى، او نمونه برجسته یک عالم دینى و یک روحانى اسلامى واقعى بود مردى خردمند، وارسته، متواضع، هوشیار، متعهد و... ..[22]

به گفته یکى از شاگردان وى، در مدّت چهل سال تدریس او در مشهد، شاید هزار طلبه در این مدّت از درس او استفاده کرده باشند.[23]

آیت الله خزعلى در مورد توجّه خاصّ استاد به درس طلاّب مى گوید:

«... اگر طلبه اى بر اثر کسالت در درس حاضر نمى شد، ایشان مى رفت به عیادت وى، طلبه مى گفت: متأسفم، مریضم، نمى توانم در درس کفایه شرکت کنم. آیت الله شیخ هاشم به طلبه مى فرمود: طورى نیست در ایّام تعطیلى مى آیم. (و درس شما را مى گویم). مى آمد حجره فلان طلبه و درس را به او مى گفت با یک دنیا صفا و مهر...»[24]

آیت الله صالحى مازندرانى مى گوید:

«شیخ هاشم از اخلاق بسیار عالى برخوردار بود به طورى که ما را تحت تأثیر قرار مى داد. ایشان همیشه ما را به اخلاق خوب و پسندیده سفارش مى کرد. وقتى که در سر درس، مسائل اخلاقى عنوان مى کرد، همه شروع به ضجّه و گریه مى کردند و واقعاً طوفان به پا مى کرد به گونه اى که گاهى درس تعطیل مى شد.»[25]

استاد محمّدرضا حکیمى در این باره مى نویسد:

«... این مربّى گرانقدر، صبح هاى زود ـ آن هم در زمستان هاى سرد مشهد ـ پیاده به راه مى افتاد و براى تدریس حاضر مى شد در مدرّس مدرسه نواب بر روى فرش هاى حصیر مدرّس، بى وسیله گرمکن... و در عین حال با چه علاقه ونشاطى درس مى گفت و اداى تکلیف مى کرد و به پرورش طلاّب همّت مى گماشت».[26]

ج) مبانى و نظرات علمى

شیخ هاشم قزوینى در مورد مسائل فقهى نظرات خاصى داشت که به عنوان نمونه مى توان به سه مورد اشاره کرد:

1. در دوران اخیر، اکثر مر اجع اهل کتاب را نجس مى دانستند، اوّل کسى که در این قرن فتوا به طهارت اهل کتاب داد، حاج شیخ هاشم قزوینى بود.

2. مبناى علمى ایشان این بود که مُتَنَجّس، مُنَجَّس نیست.

3. آب قلیل را بدون تغییر نجس نمى دانست گرچه ملاقات با نجس کرده باشد.

4. قائل به ولایت مطلقه فقیه بود.[27]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS