دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت اجتماعی

No image
تربیت اجتماعی

تربيت اجتماعي، اسلام

مصطفی یاسینی

اسلام نسبت به اصل اجتماعی شدن انسان و تشویق به گرایش به اجتماع توصیه و تاکید دارد. پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: «راس عقل، بعد از ایمان، دوستی و معاشرت با مردم و خیر رساندن به همه انسانها است». امیر المومنین(ع) فرمودند: «با مردم ارتباط و معاشرت داشته باشید و به آنان احسان کنید و از دوری و قطع رابطه اجتناب نمایید». حضرت امام صادق(ع) فرمود: «با یکدیگر ارتباط داشته باشید و به هم نیکی کنید و دلسوز و مهربان باشید، همان گونه که خدا فرموده، برادر نیکوکار باشید» نیز می‌فرماید: «مسلمانان وظیفه دارند در پیوند دوستی و تعاون و توجه به همدیگر و مواسات با نیازمندان و ارتباط و عطوفت با یکدیگر، چنان که خدا فرمان داده، جدیت و کوشش نمایید. دلسوز هم باشید و نسبت به آنچه از آنان نمی دانید نگران باشید، چنان که انصار در زمان رسول خدا چنین بودند».‌

از احادیث مذکور و دهها حدیث دیگر استفاده می‌شود که اسلام نسبت به اصل اجتماعی شدن افراد و پرورش گرایشهای اجتماعی، و در نتیجه فرهنگ پذیری و تربیت اجتماعی عنایت دارد. و این همان سخنی است که جامعه شناسان می‌گویند، با این تفاوت که جامعه شناسان با نظری وسیع می‌گویند: با توجه به اینکه کودک در آینده ناچار است در جامعه قبیله‌ای یا میهنی یا نژادی یا زبانی خود و با افراد آن زندگی کند باید به گونه‌ای تربیت شود که فرهنگ جامعه خود را بپذیرد و با سایر افراد همسو و هماهنگ گردد تا بتواند با آنان زندگی مسالمت آمیز داشته باشد. و در این رابطه بین افکار صحیح و غیر صحیح و اخلاق و رفتار خوب و بد فرقی نمی‌گذارد. هر چه است فرهنگ آن جامعه است و افراد باید آن را بپذیرند.

ولی اسلام انشعابات قومی، قبیله‌ای، منطقه‌ای، نژادی و زبانی را مردود می‌شمارد و پذیرش و پیروی کورکورانه از فرهنگ حاکم بر این جوامع را محکوم می‌کند. جامعه اسلامی بر پایه ایمان به خدای یگانه و زندگی بعد از مرگ و نبوت استوار گشته است. فرهنگ اسلام نیز بر همین پایه تنظیم شده و از وحی سرچشمه می‌گیرد. اسلام در معارف و مسائل عقیدتی، در اخلاق و ارزشها و ضد ارزشها، در مسائل اجتماعی در آداب و معاشرت، در ضوابط و مقررات اجتماعی، در فرهنگ و هنر، و غیر اینها، آراء و نظرهای ویژه‌ای دارد که مجموعاً فرهنگ اسلام را تشکیل می‌دهند. اسلام آمده تا عقاید و فرهنگ مردم را اصلاح و تکمیل کند با افکار غلط و اخلاق و رفتار و عادتهای زشت مبارزه کند، و افکار صحیح و اخلاق و رفتارهای نیک را جایگزین سازد فرهنگ سازی در متن رسالت پیامبر اسلام قرار دارد. از عموم مسلمانان می‌خواهد که از آلوده شدن به مفاسد اخلاقی و اجتماعی اجتناب نمایند و فرهنگ عالی اسلام را بپذیرند و شخصیت خود و فرزندانشان را بسازند و پرورش دهند.

اسلام عموم مسلمانان جهان را یک جامعه و یک امت می‌داند. هر یک از مسلمانان فردی از جامعه بزرگ اسلام بلکه به منزله عضوی از پیکر اسلام محسوب می‌شود. پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «مثل مومنین در دوستی و دلسوزی و مهربانی با یکدیگر مثل پیکر واحد است که هر گاه عضوی از آن به درد آید سایر اعضا با بی خوابی و تب با عضو دردمند همکاری می‌نمایند».‌

بنابراین، هر مسلمان به امت بزرگ اسلامی وابسته است و نمی‌تواند نسبت به اوضاع عموم جامعه اسلامی بی تفاوت باشد. پیامبر اسلام(ص) فرموده‌اند: «هر که نسبت به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد مسلمان نیست. و هر کس صدای استغاثه مسلمانی را بشنود و به یاری او نشتابد مسلمان نیست». ‌

اگر اسلام عموم مسلمانان جهان را یک جامعه و یک امت می‌داند مسلمانان وظیفه دارند دیدگاه خود را نسبت به جامعه تغییر دهند خود را وابسته به جامعه بزرگ اسلام بدانند، به مجد و عظمت و قدرت و شوکت آن بیندیشند و در برابر دشمنان از آن دفاع نمایند. عزت و شوکت جامعه بزرگ اسلامی را عزت خود و ضعف و ناتوانی آن را ضعف خود بدانند.

نکته مذکور یکی از امتیازات اسلام به شمار می‌رود که در اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان و جوانان و حتی بزرگسالان باید منظور نظر اولیاء و مربیان باشد و در تربیت اجتماعی در خانواده و در برنامه‌ریزی در مدارس مورد عنایت دانشمندان علوم تربیتی قرار گیرد. روحیه گرایش به جامعه بزرگ اسلامی را در افراد به وجود آورند و پرورش دهند، و جامعه پذیرشان سازند. فرهنگ و افکار و ارزش‌های اصیل اسلام را زنده کنند و افراد را به سوی آنها دعوت نمایند. ‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS