دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترجیح لذات روحی بر لذات جسمی

اپیکور از جمله کسانی است که از مکتب لذت گرایی دفاع می‌کند و برخلاف آریستیپوس کوشیده است تا تقریر عمیق‌تر و دقیق‌تری از لذت‌گرایی ارائه دهد.
ترجیح لذات روحی بر لذات جسمی
ترجیح لذات روحی بر لذات جسمی
نویسنده: حسین راضی

اپیکور از جمله کسانی است که از مکتب لذت گرایی دفاع می‌کند و برخلاف آریستیپوس کوشیده است تا تقریر عمیق‌تر و دقیق‌تری از لذت‌گرایی ارائه دهد.

اپیکور معتقد است که انسان حکیم بهره مندی از لذتهای معنوی را بر استفاده از لذایذ و تمتعات مادی ترجیح می‌دهد. زیرا اولا؛ ادراک خوشی‌ها و لذتهای روحانی آسانتر از ادراک لذتهای جسمانی است. ثانیا: بهره‌مندی از لذتهای معنوی در همه وقت و همه جا ممکن است؛ چون اسباب آن در وجود آدمیان فراهم است. به تعبیر دیگر، در لذت روحانی علاوه بر لذت حال از خاطره لذت گذشته و امید به لذت آینده نیز می‌توانیم بهره ببریم؛ در حالی که خوشی جسمانی محدود به زمان حال است؛ یعنی جسم تنها در همان لحظه‌هایی رنج می‌برد که دردی پیدا کرده باشد. بر این اساس، اپیکور بر این باور بود که لذتهای روحانی از لذایذ جسمانی شریف‌ترند. در مقابل، یادآوری رنجهای گذشته و بویژه نگرانی از رنج‌ها و دردهای آینده که همان ترس باشد هم اکنون ما را به عذاب و درد دچار می‌کند. به همین دلیل بود که از لذتی که به جای آرامش روح و تسکین خاطر، انسان را تحریک و خسته می‌کنند منع می‌کرد.‌

باید توجه داشت که از نظر اپیکور لذت روح چیزی جز تفکر درباره لذتهای جسم نیست. امتیاز و برتری لذتهای روح بر لذتهای جسم این است که ما می‌توانیم به جای اندیشه درباره رنج به تفکر درباره خوشی و لذت بپردازیم. بدین ترتیب دانسته می‌شود که از نظر اپیکور احساس جسمانی، اصالت و اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا لذت و الم روحانی نهایتا عبارت است از خرسندی و ناخرسندی درباره احساس جسمانی. به عنوان مثال، بزرگترین الم روحی یعنی ترس اصولا چیزی جز انتظار الم جسمانی آینده نیست (که خود زمینه اصلی، و البته نادرست ترس از مرگ است) و به همین دلیل بود که می‌گفت: «اگر از لذاتی که در چشیدن و مهر ورزیدن و شنیدن و دیدن وجود دارد صرف نظر کنم معنی خیر را نمی‌توانم تصور نمایم» و «سرآغاز و سرچشمه همه خوبیها لذت شکم است، حتی حکمت و فرهنگ را باید راجع به آن دانست». اما هر چند احساسات روحی نهایتا مبتنی بر احساسات جسمانی هستند، در عین حال، احساسات روحی، در مقایسه با آنها عناصر نیرومندتری در کل یک زندگی خوب به حساب می‌آیند. کسی که دارای الم جسمانی ناخواسته‌ای است، می‌تواند با یادآوری لذتهای گذشته و نگاه به لذتهای آینده آن را تسکین دهد. این توانایی و قدرت یادآوری لذتهای گذشته و انتظار لذتهای آینده است که به احساس ذهنی، قدرت بزرگتری اعطا کرده است. اما اگر از این احساس ذهنی به خوبی استفاده نکنیم و آن را نابجا به کار بگیریم، مانند کسانی که از این قدرت ذهنی خود برای ترس از عذابهای ابدی و جاودانه پس از مرگ استفاده می‌کنند در آن صورت همین توانایی به شری بزرگتر از الم‌های جسمانی تبدیل خواهد شد.

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS