دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعاون (همدلی، همکاری)

No image
تعاون (همدلی، همکاری)

كلمات كليدي : تعاون، همدلي، همكاري، مصاديق تعاون، آثار تعاون

نویسنده : سيده معصومه جوادي زاويه

تعاون و همکاری به معنای «یکدیگر را یاری کردن» یا «یاری کردن برخی، برخی دیگر را» آمده است.[1]لازم است در ابتدا به این نکته اشاره کنیم که تعاون و همدلی بر پایه خودآگاهی بنا می‌شود، یعنی هر قدر نسبت به شناخت احساسات خودمان آگاه‌تر باشیم، در دریافتن احساسات دیگران و یاری کردن آنها نیز ماهرتر خواهیم بود. از این رو آنهایی که هیچ ایده‌ای نسبت به احساسات خودشان ندارند، در شناخت احساسات دیگران کاملا عاجزند و دچار بهت و سردرگمی می‌شوند.[2]

تعاون و همدلی در آیات

تعاون یکی از اصول اخلاقی مهم است که در قرآن با صیغه امر به آن اشاره شده و همین امر نشانگر اهمیت و ارزشمندی آن است. خداوند در سوره مائده می‌فرماید:

« و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید. و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید.»[3]

در این آیه هم جنبه مثبت قضیه و هم جنبه منفی آن بیان شده است و این اشاره به این دارد که تعاون و همکاری باید هم در دعوت به نیکیها و هم در مبارزه با بدیها انجام گیرد.

تعاون و همدلی در روایات

روایات نیز با عناوین مختلفی مسلمانان را به یاری یکدیگر فرا خوانده و در بعضی از امور، آن را واجب و ضروری دانسته است.

امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید. درست است که هیچ کس نمی‌تواند حق اطاعت خداوندی را چنان که باید بگذارد. لکن باید به قدر توان، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و برپا داشتن حق، و یاری دادن به یکدیگر است.»[4]

از سویی تعاون و همکاری در کارهای زشت، مورد نفرت اسلام است تا جایی که مرتکب آن را به دوزخ تهدید کرده و گفته شده اینان در روز قیامت مشمول عذاب خدا خواهند بود. تا خدا تکلیف سایر بندگان را تعیین فرماید و سپس به کیفر آنان رسیدگی کند.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «روز قیامت، دستیاران ستمگران، در سراپرده‌ای آتشین جای می‌گیرند تا خداوند میان بندگان داوری کند.»[5]

فضیلت همدلی و تعاون

آیات و روایات فراوانی وجود دارد که به فضیلت و اهمیت همدلی و تعاون اشاره کرده و فضیلت آن را از بسیاری عبادات بیشتر شمرده است. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1.پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: رفع گرفتاری و همدلی با مردم بهتر از روزه و اعتکاف یک ماه است.[6]

2. امیرالمونین(ع) می‌فرماید از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: کسی که یک مشکل از مومن رفع کند، مثل کسی است که تمام عمرش را عبادت کرده است.[7]

3. امام صادق(ع) می‌فرماید: قضای حاجت مومن از آزادی هزار بنده و از هزار اسب سواری که به جنگ می‌روند فضیلتش بیشتر است.[8]

با توجه به روایاتی که در فضیلت همدلی و تعاون ذکر شد، در می‌یابیم که این صفت فضیله از جمله صفاتی است که مورد توجه و تاکید بسیاری از طرف ائمه معصومین(ع) بوده است؛ چرا که یاری رساندن به مومن از جمله عباداتی است که مورد رضایت خداوند است، به همین دلیل از بسیاری عبادات با فضیلت‌تر و مهم تر شمرده شده است.

مصادیق همدلی و تعاون

1.هدیه دادن:

هدیه دادن به برادر مومن، جهت اظهار دوستی و محبت و تأکید دوستی یکی از مصادیق همدلی و تعاون است. چرا که از این طریق انس و الفتی بین قلب‌های آنها ایجاد می‌شود که در گرفتاری ها و مشکلات بعدی آن ها را به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: با هم دوستی کنید و هدیه به بگدیگر بفرستید که آن کینه ها را برطرف می‌کند.[9]

2. رفع غم از چهره مومن و سیر و سیراب کردن او:

امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس که غصه و اندوه قلب مومنی را مرتفع کند، خداوند، اندوه آخرت را از او برطرف خواهد فرمود وبا دل خشنود و قلب مسرور از قبر بر خواهد خاست و هر آن کس که مومن گرسنه‌ای را خوراک دهد، خداوند از میوه های بهشتی به او خواهد خورانید و هر کس که مومنی را به جرعه آبی سیراب کند، خدایش از رحیق مختوم سیراب خواهد کرد.»[10]

3.عیادت در وقت بیماری:[11]

یکی از مصادیق همدلی بین مومنان عیادت در وقت بیماری است. چرا که انسان بیمار بیشتر از اوقات دیگر نیاز به مراقبت و همدلی دیگران دارد، لذا وقتی برادر مومنش در آن وقت او را ملاقات کند و کنار او حضور یابد، انس و الفتی بین آنها ایجاد می‌کند که در مهلکه های بعدی یکدیگر را یاری می‌کنند.

4.کوشش برای صلح و آشتی:

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«مومنان برادر یکدیگرند، پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت الهی واقع شوید.»[12]

5. خوشحال نمودن دیگران:

پیامبر(ص) می‌فرماید: کسی که مومنی را خوشحال کند من را خوشحال کرده و هر کس من را خوشحال کند خدا را خشنود کرده است.[13]

6.امر به معروف و نهی از منکر:

یکی از نمونه های تعاون و همدلی در عرصه اجتماع، امر به معروف و نهی از منکر است. زیرا از نظر اسلام سرنوشت جامعه و فرد به هم پیوند می‌خورد، از این رو دین اسلام برای دور ماندن جامعه از سقوط و تباهی مومنان را به برقراری فریضه امر به معروف و نهی از منکر سفارش می‌کند.

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، در حقیقت در انجام گرفتن کارهای نیک و ترک اعمال زشت و ناپسند با دیگران همکاری می‌کنند.[14]

7.شرکت در نماز جمعه:

یکی دیگر از مصادیق تعاون و همدلی در اجتماع، شرکت در نماز جمعه و آگاهی از امور جامعه اسلام و مردم مسلمان جهان است.

8.شرکت در انتخابات و رأی گیری‌ها:

از مصادیق همدلی و تعاون در عرصه سیاست نیز، می‌توان به شرکت کردن مردم در انتخابات اشاره کرد. شرکت کردن مردم در انتخابات و تصمیم گیری در مورد مسائلی که مربوط به خودشان است، موجب عمیق‌تر شدن روابط مردم و مسئولین می‌شود.

روحیه همکاری در معصومین(ع):

ائمه معصومین(ع) که دست پرورده مکتب وحی‌اند روحیه همکاری و تعاون را در حد اعلی دارا بودند و تا آنجا که از دست و زبانشان بر می‌آمد، هیچگاه دریغ نمی‌کردند.

امام صادق(ع) در مورد پیامبر(ص) می‌فرماید: رسول خدا اینگونه بود که هیچ کس چیزی از او نمی‌خواست مگر اینکه به او عطا می‌فرمود.[15]در اینجا به برخی از نمونه های آن اشاره می‌کنیم:

تعاون در خانه:

اولین قدم همکاری، در محیط خانواده برداشته می‌شود. به همین دلیل معصومین(ع) با اعضای خانواده خود کمال همکاری را داشتند. روزی رسول اکرم(ص) وارد منزل امیرمؤمنان(ع) شد. او و حضرت زهرا(س) مشغول آسیاب کردن غله هستند، پرسید: کدام یک از شما خسته است؟ حضرت علی(ع) پاسخ داد: ای پیامبر! فاطمه خسته است. حضرت به او فرمود: دخترم! برخیز. او برخاست و پیامبر(ص) به جای او به آسیاب کردن پرداخت.[16]

تعاون در جامعه

پس از خانواده نوبت به اجتماع می‌رسد که این گونه همکاریها بیشتر در قالب کمک رسانی فردی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، اقتصادی انجام می‌گیرد.

1.تعاون فردی:

درباره رسول اکرم(ص) نقل شده است: هر کس برای هر کاری به حضورش می رسید، برده بود یا آزاد، برمی‌خاست و حاجتش را روا می ساخت.[17]

2. تعاون اجتماعی:

ائمه معصومین(ع) در کارهای نیک اجتماعی و دسته جمعی نیز شرکت فعال داشتند و به آن اهمیت می‌دادند. ایشان علاوه بر رهبری و کارهایی از قبیل زراعت، تجارت، دامداری و غیره، مردم را در کارهای گروهی نیز یاری می‌دادند. به عنوان مثال: امام سجاد(ع) بطور ناشناس در کاروانها شرکت می‌کرد و نیازمندیهای کاروانیان را برآورده می ساخت.[18]

3.تعاون فرهنگی:

پرداختن به امور فرهنگی و پاسخگویی به عطش معنوی جامعه نیز همکاری معصومین(ع) را طلب می‌کرد و چنین کاری جز از عهده برگزیدگان الهی بر نمی‌آمد. ایشان با تمام وجودشان فقر فرهنگی و معنوی و بسیاری از مشکلات اجتماعی مردم را درک کرده و با ایثار و از جان گذشتگی در رفع آن می‌کوشیدند و به مردم، مدد می‌رساندند.

4. تعاون نظامی:

مبارزه و نبرد، یک حرکت دسته جمعی است که بدون همکاری افراد، سود چندانی نخواهد داشت. رسول خدا و امامان(ع) در این کارها نیز همکاری‌های لازم را با همرزمان خویش داشتند.

5.تعاون اقتصادی:

ائمه معصومین(ع) همواره خواهان رفاه و آسایش مردم بودند به همین دلیل بخش مهمی از همکاری معصومین(ع) با آنها در امور اقتصادی صورت می‌گرفت. امام صادق(ع) می‌فرماید: مومنی که بمیرد و بدهکار باشد، ما وامش را می‌پردازیم و خانواده‌اش را اداره می‌کنیم.[19]

آثار همدلی و تعاون:

1.قرب به خداوند:

یکی از ثمرات مهم تعاون و همکاری نزدیکی به خداوند و مردم است. همانطور که پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: بخشنده هم به خدا نزدیک می‌شود و هم به مردم.[20]

2.آقایی در دنیا:

امام علی(ع) می‌فرماید: سرور مردم در دنیا افراد بخشنده هستند و بخشندگی از ثمرات همدلی است.[21]

3. زیاد شدن روزی:

امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند: اطعام طعام، برّنده‌تر و فوری‌تر است از چاقو در کوهان شتر.[22]

4. محبوب‌ترین فرد نزد خداوند:

امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل می‌کند: مردم عیال خدا هستند، محبوب ترین مردم نزد خدا کسی است که به خانواده خدا نفع برساند و خوشی وارد کند.[23]

5. ناراحتی شیطان:

امام صادق(ع) به اسحاق بن عمار می‌فرماید: هر چه می‌توانی به محبین من نیکی کن، پس هر چه مومن به مومن احسان کند صورت شیطان را خراش می‌دهد و قلب او را مجروح می‌سازد.[24]

6.ورود به بهشت:

امام صادق(ع) می‌فرماید: وقتی برادر دینی حاجتی نزد مومن آورد، و چیزی پیش او نیست که به او بدهد ولی قلبا با او همدلی می‌کند، خداوند او را بخاطر همدلی او به بهشت می‌برد.[25]

7.رفع حوائج شخص در قیامت:

از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند: کسی که رفع گرفتاری از برادر مومن کند، خداوند روز قیامت 100 هزار حاجت از او برطرف می‌کند که اولین آن بهشت است برای او و برای تمام خویشاوندان و آشنایان و برادرانش بعد از اینکه لیاقت دخول در بهشت را نداشتند.[26]

8.رفع عذاب شدید:

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که به پسر حاتم طائی در مورد پدرش فرمود: عذاب شدید بخاطر سخای شدید از او دفع شده است.[27]

موانع تعاون:

1.حسد

حسد به معنای طلب کردن زوال نعمتی از برادر مسلمان است. کسی که به این صفت رذیله دچار می‌شود، آرزوی زوال نعمت از برادر دینی خود را دارد، لذا از جراحت و مصیبت‌هایی که بر او وارد می‌شود خشنود خواهد شد و اگر او در مرحله‌ای نیاز به یاری کردن داشته باشد، به سبب حسدی که از در او وجود دارد او را یاری نخواهد کرد.

2.عجب و خود بزرگ بینی:

عجب به معنای آن است که آدمی خود را به علت صفتی که در او هست و یا نیست بزرگ‌تر بشمارد، این صفت رذیله موجب می‌شود انسان خود را از بقیه جدا و بالاتر ببیند و به سبب آن از مردم فاصله بگیرد و اگر دست نیازی به سمت او دراز شد، رد کند.

3.عداوت و دشمنی

یکی از موانع تعاون و همکاری، عداوت و دشمنی است، این صفت خبیثه که منجر به کینه و در ادامه موجب انتقام می‌شود سبب می‌شود شخص هیچ تمایل و علاقه‌ای به یاری کردن برادر دینی‌اش نداشته باشد و سعی می‌نماید از این طریق کینه و عداوتی که با او داشته را تلافی کند.[28]

مقاله

نویسنده سيده معصومه جوادي زاويه
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS