دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفاوت اخلاق با ادب

No image
تفاوت اخلاق با ادب

یکی از مسائل مهمی که پرداختن بدان خالی از لطف نیست توجه به تفاوت میان اخلاق و ادب است. مسئله‌ای که گاه میان آن دو خلط شده و هریک به جای دیگری به کار برده می‌شود.

تعریف اخلاق

اخلاق جمع خلق است، و خلق را مرحوم نراقى این گونه تعریف كرده است: «قدرت و توانایى روح انسانى كه باعث شود كارها را به آسانى و بدون فكر و تأمل انجام دهد». بنابراین هر چه را انسان با عادت و تمرین به‌دست آورد و انجام دادن آن براى او آسان باشد آن را خلق مى‌نامند. از تعریف‌ها به‌دست می‌آید كه اخلاق ملكه یا حالتى است كه در نفس انسانى رسوخ كرده و باعث مى‌شود كه اعمال بدون فكر و تأمل از او سر بزنند.

فضیلت اخلاقی

اخلاق ملكه یا حالتى است كه در نفس انسانى رسوخ كرده و باعث مى‌شود كه اعمال بدون فكر و تأمل از او سر بزنند. پس هر عمل خیرى كه با اندیشه و درنگ در عاقبت آن كار انجام شود فضیلت اخلاقى نیست بلكه یك حالت اخلاقى است. شخص اخلاقى كسى است كه چنان كارهاى خیر و نیك، عادت او شده كه بدون فكر و تأمل از او صادر مى‌شوند. مثلاً كسى غوّاص یا شناگر است كه بدون تأمل، داخل آب شده و مشغول شنا گردد، اما كسى كه ابتدا مدتى به ارزیابى آب و تأمل در آن پرداخته‌ و سپس با احتیاط وارد آب مى‌شود غوّاص نیست. مسائل اخلاقى نیز این گونه‌اند كه اگر كسى عادت به فضائل اخلاقى كرده به طورى كه بدون تأمل به انجام آنها مى‌پردازد او داراى ملكه فضائل اخلاقى است. اما كسى كه ابتدا مقدارى فكر مى‌كند و پس از تأمل به این نتیجه مى‌رسد كه با عفت باشد یا به عدالت عمل كند او داراى ملكه عدالت نبوده و از نظر اخلاقى نمى‌توان او را صاحب فضائل اخلاقى نامید. از این رو فایده علم اخلاق پاک ساختن نفس از صفات رذیله و آراستن آن به ملکات جمیله است که از آن به تهذیب اخلاق تعبیر می‌شود و ثمره تهذیب اخلاق رسیدن به خیر و سعادت ابدیه است.

تعریف ادب

حفظ حد و اندازه هر چیزى و تجاوز ننمودن از آن را ادب آن چیز گویند. مثلاً زبان انسان باید چیزى را كه باعث خوارى و ذلت انسان است نگوید بنابراین اگر كسى فحش و ناسزا مى‌گوید چون زبان او حدّ و مرز خود را رعایت نكرده از ادب زبان خارج شده و مى‌توان او را بى‌ادب نامید. اما او بى‌اخلاق یا بد اخلاق نیست. ادب تمرین دادن نفس به ارزشهاى اخلاقى است. ابو زید انصارى گفته است: هر ورزش پسندیده كه انسان را داراى فضیلتى نماید ادب نامیده مى‌شود، ادب به كارگیرى سخن یا عمل پسندیده است. ظرافت‌هاى هر كارى را ادب آن كار مى‌نامند. و ادب تنها در كارهاى اختیارى مصداق داشته، و هر كارى كه بتواند شكل‌هاى مختلف داشته باشد و در یك صورت متصف به ادب گردد و در صورتى دیگر خیر، بهترین شكل ممكن آن عمل را ادب آن مى‌نامند. مثلاً ادب غذا خوردن در اسلام این است كه با نام خداوند شروع و با حمد الهى پایان یابد و از پرخورى بپرهیزد. نتیجه آنكه هر علمى كه مى‌تواند صورت‌ها و شكل‌هاى مختلف به خود بگیرد، بهترین شكل انجام آن را ادب آن كار مى‌نامند و هر گاه آن فعل با چنین شكل و صورتى انجام شود آن را مؤدبانه مى‌نامند. حضرت امیرالمومنین (ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: اى پسرم بهره‌ خود را از شرافت ادب بگیر و خاطرت را براى ادب آماده كن زیرا ادب دل بالاتر از این است كه آن را آلوده‌ به پلیدى كنى. بدان كه هرگاه نیازمند شدى ادب تو را بى‌نیاز كند و هر گاه در دیار غربت بودى ادب براى تو همراهى باشد كه با وجود آن ترس و بیم ندارى. اى پسرك من ادب پدیده‌ خرد است و پاك‌كننده‌ دل است و سرلوحه‌ فضل است.(إرشاد القلوب/ترجمه رضایى/ ج‌1/381)

تفاوت‌هاى اخلاق و آداب‌

تفاوت های اخلاق و آداب را می توان چنین برشمرد:1-‌ اخلاق از مسائل مربوط به روح انسانى بحث مى‌كند ولى آداب مربوط به افعال بدن است.2- مسائل اخلاقى همیشه و در طول زمان ثابت بوده و تغییر در آنها راه ندارد ولى آداب در زمان‌هاى مختلف متغیر و متفاوتند.3- مسائل اخلاقى از نظر مكان نیز ثبات داشته و در هر شهر و هر كشورى یكسان مى‌باشند، اما آداب در شهرها و كشورهاى مختلف، تغییر نموده و آداب هر منطقه مخصوص همان مكان است. مردم دنیا در معناى ادب با یكدیگر تفاوت و اختلاف ندارند اما در مصداق آن هر ملتى با ملت دیگر تفاوت دارد.4- اخلاق علت است و آداب معلول و ثمره آن است، ادب هر شخصى نشان دهنده فضیلت‌ها یا رذیلت‌هاى اخلاقى اوست.5- در روایات اسلامى به آداب بیش از اخلاق اهتمام داده شده است.6- مسائل اخلاقى قابل استدلال عقلى مى‌باشند ولى براى آداب استدلال عقلى وجود نداشته و تابع ذوق و سلیقه مردم است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب اخلاق و آداب در تبلیغ

کتاب اخلاق و آداب در تبلیغ

این کتاب به بیان بایسته های اخلاقی و معنوی, شرایط موفقیت در تبلیغ دینی و ویژگی های عملی و اخلاقی مبلغان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS