دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفاوت خوداتكایی با خودكفایی

No image
تفاوت خوداتكایی با خودكفایی

اعتقاد به خوداتكايي و درك ضرورت آن، نخستين قدم براي به اصطلاح روي پاي خود ايستادن است و علاوه بر تربيت و آموزش، اين اعتقاد نيز از هر نظر ضروري مي‌نمايد. يك سؤال كه برخي مواقع ذهن انسان را مشغول مي‌كند اين است كه چرا كشورها نبايد در تأمين معيشت خويش همواره شرايط طبيعي و جغرافيايي، امكانات، استعدادها و معتقداتشان را مورد نظر قرار دهند و از هر لحاظ اتكاي به خود داشته باشند و در هر زمينه خوداتكايي را محور فعاليت‌ها قرار دهند و جز امكانات خودي هيچ عامل ديگري را در سياست‌گذاريها و برنامه‌ريزي‌ها مؤثر ندانند؟اصطلاح خوداتكايي تمام زمينه‌هاي فرهنگي، نظامي، سياسي و اقتصادي را دربرمي‌گيرد، در حالي كه خودكفايي تنها ناظر بر جنبه‌هاي مادي است. به تعبير ديگر، خودكفايي فقط از نظر اقتصادي ممكن است تحقق پيدا كند، گرچه در همين زمينه نيز بدون خوداتكايي نمي‌توان خودكفا شد. با اين طرز تفكر است كه در درازمدت مي‌توان اقتصادي را پايه‌ريزي كرد كه سالم، مولد، خلاق و در خدمت جامعه باشد. در اين راستا هيچ چيز به اندازه خوداتكايي تأثير ندارد. خوداتكايي بدون تربيت اصولي، آموزش صحيح و ايجاد زمينه‌هاي مناسب فرهنگي- اعتقادي و مديريت لايق و آگاه به دست نمي‌آيد. ايجاد و تقويت روحيه اعتماد به نفس، تكيه بر خود و اتكاي به امكانات موجود به حق مي‌تواند در خوداتكايي مؤثر باشد. متأسفانه قبول كمك از ديگران و زير بار ديگران رفتن در عرف بسياري از ملت‌ها قبح خود را از دست داده است، و كم و بيش همه جا صحبت از كمك به جوامع عقب افتاده و در حال رشد است. در اين زمينه گاه ابتكار عمل با كمك‌كنندگان و زماني با كشورهاي نيازمند است. در هر حال حاصل كار يكي است. اختصاص اعتباراتي براي كمك به كشورهاي عقب افتاده و در قبال آن كسب امتيازات سياسي و اقتصادي و در نهايت تحميل وابستگي به صورت جرياني عادي و اجتناب‌ناپذير و از بين رفتن روحيه خوداتكايي درآمده است. بعد از جنگ جهاني دوم شاهد بوده‌ايم كه كشورها به دو دسته تقسيم شدند. يك گروه روي پاي خود ايستاده با مقاومت پافشاري و پشتكار كوشش كردند تا ويراني‌هاي جنگ را جبران كنند و كشورهاي نو، ارتشي كارآمد و اقتصادي نوين به وجود آوردند. البته در اكثر موارد موفق هم شدند و آنچه كه آنان را در اين راستا پشتيباني و تقويت كرد همت نيروي كار و مديريت صحيح بود. در مقابل دسته‌اي ديگر منتظر ماندند تا به آنها كمك برسد و متاسفانه هنوز هم كم و بيش در همين حالت هستند. اعتقاد به خوداتكايي و درك ضرورت آن، نخستين قدم براي به اصطلاح روي پاي خود ايستادن است. علاوه بر تربيت و آموزش، اين اعتقاد نيز از هر نظر ضروري مي‌نمايد. اما قشر تحصيلكرده در جهان سوم، كه مغز او به وسيله فرهنگ مادي غرب تسخير شده است، اجازه فكر كردن در اين زمينه‌ها را به خود نمي‌دهد. فرهنگ استكباري به آنها القا كرده آنچه دارند فقط به مدد تکنولوژی غربی است. تاثير مخرب فرهنگ و تمدن غربي به صورتي است كه هم‌اكنون نيز افرادي كه در معرض تهاجم آن هستند، به‌طور كلي مفاهيمي‌از قبيل فرهنگ، انسانيت، اقتصاد و سياست را منحصر به نوع غربي آن مي‌دانند. هرچه را كه از حيطه نفوذ آن خارج باشد، به حساب نمي‌آورند. به اين ترتيب است كه اينگونه افراد در ظاهر تحصيلكرده و در باطن خودباخته و مسخ‌شده، به كشور بازمي‌گردند و اگر احيانا از آنها خواسته شود راجع به نقاط ضعف جوامع مذكور اظهارنظر كنند زبانشان بند مي‌آيد و قادر به اداي كلمه‌اي نيستند. بسيار خوشبينانه است كه تصور شود اشتياق كشورهاي غربي براي جذب جوانان كشورهاي ديگر، از طريق اعطاي بورس تحصيلي و ايجاد جاذبه‌هاي كاذب براي آنان، از روي دلسوزي است و بدين وسيله قصد دارند آنان را به سلاح علم و فن مجهز كنند و جهت ارائه خدمت و مبارزه با فقر و جهل بيماري به كشورهايشان بازگردانند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS