دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفویض

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید: هر که تفویض کرد، کار خود را به خداى تعالى، هرگز زحمت نمى‌بیند و همیشه در راحت است و روزى او آماده و وسیع است و مفوّض به حقّ، کسى است که نفس خود را باز دارد از هر قصدى و مطلبى که آن غیر خدا باشد.
تفویض
تفویض

قال الصّادق علیه السّلام: المفوّض امره إلى الله فی راحة الابد، و العیش‌ الدّائم الرّغد، و المفوّض حقّا هو العالی عن کلّ همّة دون الله تعالى.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید: هر که تفویض کرد، کار خود را به خداى تعالى، هرگز زحمت نمى‌بیند و همیشه در راحت است و روزى او آماده و وسیع است و مفوّض به حقّ، کسى است که نفس خود را باز دارد از هر قصدى و مطلبى که آن غیر خدا باشد.

کما قال امیر المؤمنین علیه السّلام:

رضیت بما قسّم الله لی و فوّضت امرى إلى خالقى‌

کما احسن الله فیما مضى کذلک یحسن فیما بقی‌

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام مى‌فرماید که: من راضى‌ام به آن چه خداوند عالم و قاسم الارزاق قسمت کرده است براى من، و گذاشته‌ام من کار خود را به کسى که مرا خلق کرده است، و چنانکه در زمانهاى گذشته، لمحه‌اى از إحسان او فارغ نبوده‌ام و همیشه از خوان إحسان او متنعّم بوده‌ام و در زمان آینده نیز چنین خواهد بود، چرا که کریم على الاطلاق و رحیم بالاستحقاق، وظیفه روزى‌خواران را کم و قطع نمى‌کند.

قال الله تعالى فی المؤمن من آل فرعون: وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى الله إِنَّ الله بَصِیرٌ بِالْعِبادِ. فَوَقاهُ الله سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ. [1] چنانکه خداوند عالم در قرآن مجید، حکایت مى‌کند از مؤمن آل فرعون که او مى‌گفت: من تفویض مى‌کنم امرم را و کارم را به خداى تعالى و او بینا و دانا است به بندگان خود، و محافظت مى‌کند بنده خود را از مکر فرعون و بدى ایشان. و مراد از «مؤمن آل فرعون»، «حبیب نجّار» است. و فرو گرفت به آل فرعون، بدترین عذابها.

و التّفویض خمسة أحرف لکلّ حرف منها حکم، فمن اتى بأحکامه فقد اتى به.

مى‌فرماید که: تفویض پنج حرف است و از براى هر حرفى حکمى هست، پس هر که احکام مستنبطه از این حروف را بجا آورد به تحقیق که بجا آورده است حقّ تفویض را.

التّاء من ترک التّدبیر فی الدّنیا، و الفاء من فناء کلّ همّة غیر الله تعالى، و الواو من وفاء العهد و تصدیق الوعد، و الیاء من الیاس من نفسک و الیقین بربّک، و الضّاد من الضّمیر الصّافى للَّه و الضّرورة إلیه.

مى‌فرماید که: «تاى تفویض» اشاره است به ترک تدبیر و ترک تعلّق به دنیا.

یعنى: مؤمن باید که کارهاى خود به خدا گذارد و کرده او را عین حکمت و مصلحت داند، و تدبیر خود را مناط اعتبار نداند و تارک دنیا باشد و به دنیا و متعلّقات دنیا، علاقه نداشته باشد.

و «فاء»، اشاره است به فناى هر چه شاغل از خدا است و دورى کردن از هر چه منافى قرب به او است.

و «واو»، اشاره است به وفا کردن به عهد و به مضمون: «أوفوا بالعهد»، عمل نمودن، و تصدیق و إذعان به وعد کردن، و خود را در سلک آیه کریمه: إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ[2] ، منسلک داشتن.

و «یا» و «صاد»، اشاره است به صفاى ضمیر و ضروریّات به پروردگار واگذاشتن.

و المفوّض لا یصبح الاّ سالما من جمیع الآفات، و لا یمسی الاّ معافى بدینه.

و چون دانستى که مفوّض کسى است که کارهاى خود را به خدا گذارد و تدبیر خود را بالکلّیّه ساقط داند پس هر شب را که به روز مى‌آرد و صبح مى‌کند، سالم است از جمیع آفات، و هر روز را که به شب مى‌رساند و شام مى‌کند، دینش محفوظ است از افعال و اعمال نامناسب. چرا که منشأ اکثر مفاسد، علاقه به دنیا است. و مفوّض چون تارک دنیا است، از آفات اخروى محفوظ است، و چون در پى مال دنیا و جمع دنیا نیست، از آفات دنیا نیز سالم است.[3]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت:
  • [1] . سوره غافرآیات 44- 45
  • [2] . سوره مریم آیه 45
  • [3] . ترجمه مصباح الشریعة، صص521- 524

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS