دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقسیم بندی سوره ها

No image
تقسیم بندی سوره ها

كلمات كليدي : سوره، منزلت، قرآن، ترتيب، تقسيم بندي

نویسنده : حسين دانش

"سوره" در لغت به صورت مهموز و غیر مهموز به کار رفته است در صورت اول از "سُؤر" به معنای نیم خورده و باقی مانده آب یا هر چیز دیگری و جمع آن اَسار است، و در صورت غیر مهموز بودن، گاه از ریشۀ "سور" به معنای دیوار است همان گونه که عرب به دیواری که شهر را احاطه می‌کند (سور المدینه) می‌گویند و گاهی "سوره" در اصل لغت به معنای علوّ و منزلت است.[1]

سوره در اصطلاح به گروهی از آیات که در نظم قرآنی، میان دو بسم الله از پی هم قرار گرفته، گفته می‌شود.[2]

فلسفه تقسیم قرآن به سوره‌ها

در زمینه حکمت و فلسفه تقسیم قرآن به سوره‌های مختلف که کوچک ترین آنها سوره کوثر با 3 آیه و برزگ‌ترین آنها سوره بقره 286 آیه است، علل و مواردی بیان شده است:

1. اهداف مختلف و موضوعات متفاوت در قرآن: در بسیاری از سوره‌ها هدف خاصی مورد نظر است که محور همه آیات آن سوره می‌باشد، این هدف خاص، آیات مربوط را در قالب یک سوره در کنار هم جای می‌دهد مثل سوره یوسف و...

2. سهولت در فراگیری، قرائت و حفظ قرآن:

3. صیانت و حفاظت قرآن از تحریف: یکی از هنرمندی‌های قرآن و جنبه‌های اعجاز آن همین تقسیم بندی کتاب به قطعات مستقلی به نام سوره است، این امر باعث شد که قرآن توسط مسلمانها حفظ شود و مانع از تحریف آن گردد.

4. مانند ناپذیری حتی در کوچک ترین سوره: تقسیم قرآن به سوره‌هایی که دامنه اختلاف آیات آنها بسیار زیاد است، خود پدیدۀ جالب دیگری است. زیرا قرآن، که در آیات تحدی همگان را به مبارزه دعوت کرده است که اگر می‌توانند حتی یک سوره همانند قرآن بیاورند با تقسیم خود به سوره‌هایی کوچک و بزرگ اشاره به این حقیقت نموده که بلندی و کوتاهی سوره‌ها شرط اعجاز نیست و هر سوره هر قدر هم کوچک باشد در اوج اعجاز و عظمت قرار دارد.[3]

معیار تقسیم سوره‌ها به مکی و مدنی

در تفکیک آیات و سوره‌هاى مکى از مدنى، سه معیار و ضابطه ذکر شده است:

1. ضابطه زمانى:

در این معیار، هجرت پیامبراکرم (ص) ملاک قرار گرفته است. هرآیه و سوره‌اى که قبل از هجرت و یا در اثناى هجرت قبل از رسیدن به مدینه نازل شده باشد، مکى و آن چه پس از هجرت نازل گردیده - اگرچه در مکه نازل شده باشد - مدنى است.

2. ضابطه مکانى:

در این معیار، مکان نزول آیه تعیین کننده مکى یا مدنى بودن آن است. هرچه در مکه و اطراف آن نازل شده باشد، مکى و هرچه در مدینه و اطراف آن نازل شده باشد، مدنى است. بر این اساس آیات و سورى که نه در مکه و نه در مدینه نازل شده باشند، نه مکى‌اند و نه مدنى.

3. ظابطه خطابی:

سوره‌های مکی آن سوره‌های است که خطاب آنها مردم مکه است و مدنی آن سوره‌های است که مردم مدینه را مورد خطاب قرار می‌دهد. آنچه که در قرآن با لفظ (یا ایها الناس) آمده مکی است و آنجا که به لفظ (یا ایها الذین امنوا)خطاب شده مدنی می‌باشد.[4]

راه شناخت سوره‌های مکی

1. هر سوره‌ای که کلمه (کلاّ)داشته باشد.

2. هر سوره‌ای که در آن سجده باشد.

3. سوره‌هایی که در آن حروف مقطعه باشد.

4. سوره‌های که در آن داستانهای پیامبران و مردم گذشته باشد.

5. سوره های که در آن داستان آدم و شیطان آمده باشد.

راه شناخت سوره‌های مدنی

1. همه سوره‌های که در آن از حدود، واجبات الهی، احکام شرعیّه، قوانین اجتماعیّه باشد.

2. هر سوره‌ای که در آن از جهاد سخن به میان آمده باشد.

3. داستان منافقان و دو رویان که در سوره مطرح باشد.[5]

ترتیب سوره‌ها

درباره ترتیب سوره‌ها که آیا توفیقی است، یعنی این که ترکیب کنونی بر حسب اشاره و فرمان رسول خدا بوده و چنین ترکیبی آسمانی است؟ و یا اینکه وابسته به اجتهاد یاران پیامبر بوده و آنان چنین ترتیبی را مقدر داشته‌اند؟ اختلاف نظر است:

1. ترتیب و تنظیم سوره‌ها بدین کیفیتی که اکنون در قرآن می‌یابیم «توفیقی» نیست و وابسته به اجتهاد یاران پیامبر اکرم می‌باشد.

2. دسته دیگر معتقدند که سوره‌ها همگی توفیقی بوده و ترتیب آن مانند ترتیب آیه‌ها منوط و وابسته به تعلیم رسول خدا بوده است.

3. گروه دیگری میان این دو عقیده جمع کرده و می‌گویند ترتیب پاره‌ای از سوره‌ها توفیقی است و تنظیم پاره‌ای دیگر به اجتهاد و نظر صحابه بوده است.[6]

اسامی سوره‌ها

مانند تعداد آیات هر سوره توقیفی است و با صلاحدید شخص پیامبر نام گذاری شده است این نام گذاری به شیوه عرب و با کوچکترین مناسبت انجام گرفته است چنانکه سوره بقره را به مناسبت داستان بقره و حکمت شگفت آوری که در آن است بدین نام خوانده‌اند و سوره نساء را به علت احکام درباره زنان و سوره انعام را به جهت احوال چار پایان چنین نامیده اند.[7]

تعداد سوره‌ها

در مورد تعداد سوره‌ها، چنانکه در مصحف عثمانی (قرآن امروزی)آمده آنرا یکصد و چهارده سوره دانسته که اولش (فاتحة الکتاب)و آخرین آن (الناس)است.[8]

مقاله

نویسنده حسين دانش
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - علوم قرآنی - تاریخ قرآن - نزول

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS