دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقوامداری و گریز از ریا

آنچه ذیلا بیان می‌شود گوشه ای از مواعظ و نصایح رسول مکرم اسلام (ص) به ابوذر غفاری است.
تقوامداری و گریز از ریا
تقوامداری و گریز از ریا
نویسنده: مصطفی یاسینی

آنچه ذیلا بیان می‌شود گوشه ای از مواعظ و نصایح رسول مکرم اسلام (ص) به ابوذر غفاری است.

«یا اباذر اتق الله و لاتر الناس انک تخشی الله فیکرموک و قلبک فاجر؛ ای ابوذر از خداوند بترس و به مردم چنان وانمود نکن که از خداوند می‌ترسی تا تو را گرامی دارند، در صورتی که دل تو در اندیشه گناه است».

حقیقت ریا این است که انسان ظاهر خود را بهتر از باطن خویش جلوه دهد و آنچه را نشان می‌دهد بر خلاف باطن او باشد.  ریا در اصطلاح روایات شرک خفی به شمار می‌آید و ریاکار را مشرک می‌نامند. از جمله الطاف بزرگ خداوند پرده پوشی گناهان و عیوب انسان است، تا آنجا که یکی از نامهای معروف خداوند «ستار‌العیوب» می‌باشد.

به واقع اگر زشتی‌های مردم فاش می‌گردید و آنها به عیبهای یکدیگر پی می‌بردند، دیگر برای آنها زندگی ناگوار بود. از این جهت پرده پوشی خداوند نعمتی است بزرگ که شکر آن واجب است. علی (ع) می‌فرماید: «لو تکاشفتم ما تدافنتم؛ اگر به اسرار نهان یکدیگر پی می‌بردید همدیگر را به خاک نمی سپردید.»(بحارالانوار 77: 385)

همان گونه که خداوند خود بر گناهان مومن پرده می‌کشد، به دیگران نیز اجازه نمی‌دهد گناهانشان را فاش سازند؛ نه خود آبروی مومن را می‌برد و نه اجازه می‌دهد مومن آبروی خود را ببرد. بنابراین انسان حق ندارد گناهش را برای دیگران ذکر کند. در روایتی آمده است که خداوند به مومن اجازه نداده است خود را ذلیل و خوار گرداند؛ بالطبع هیچ ذلتی بالاتر از گناه کردن و فسق نیست؛ از این جهت تا مومن گناهی کرد، خداوند پرده روی آن می‌کشد و به او نیز اجازه نمی‌دهد پرده از آن برگیرد و به او فرصت می‌دهد تا توبه کند.

البته این یک قانون کلی نیست، زیرا گاهی خداوند متعال بر اساس حکمت خویش و برای تنبیه افراد، اندکی از گناهان آنان را فاش می‌کند و پرده از اسرار آنها بر می‌دارد.

بر ملاساختن اسرار، خود وسیله‌ای است برای تربیت آنان. یعنی هنگامی که هر چه به انسان هشدار می‌دهند و او را بر اعمال زشت خویش بیم می‌دهند متنبه نمی‌شود در این صورت بهترین راه، برای تربیت و بیداری او، این است که اندکی از آبروی او را بریزند تا جلوی مفاسدش گرفته شود. البته این امری است تکوینی و مربوط به خداوند و تدبیر اوست و دیگری حق ندارد به بهانه تربیت دیگران، آبروی آنان را بریزد.

بنابراین از نظر اسلام کسی مجاز نیست که آبروی خود و یا آبروی دیگران را بریزد، حفظ و کتمان عیوب خود و دیگران از وظایف همه مومنان است. گاهی عقوبت افشای گناه از عقوبت خود گناه بیشتر است و افشای گناهان خود از مصادیق بارز اشاعه فساد به شمار می‌رود:  

«ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخره والله یعلم و انتم لاتعلمون؛ آنان که دوست می‌دارند که در بین اهل ایمان کار منکری را افشا سازند در دنیا و آخرت به عذاب دردناک گرفتار می‌آیند و خداوند آنچه را شما نمی دانید می‌داند.»(نور: 19)

در مقابل افشای گناهان ریاکاری و ظاهر سازی نیز کاری زشت و ناپسند است. اینکه انسان سعی کند خود را بهتر از آنکه هست نشان دهد با اینکه اهل گناه و معصیت است وا نمود کند اهل تقوا، ایمان و ترس از خداوند و راز و نیاز است، تا مردم به دیده احترام به او بنگرند.

شدادبن‌اوس و عباده بن صامت نقل می‌کنند که حضرت پیامبر(ص) در توضیح آیه «فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملاصالحا و لایشرک بعباده ربه احدا» فرمودند: «من صلی صلوه یرائی بها فقد اشرک و من صام صوماً یرائی به فقد اشرک؛ کسی که برای خودنمایی و ریا نماز بخواند و روزه بگیرد، شرک ورزیده است.»(بحارالانوار 84: 248)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS