دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقیه

No image
تقیه

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : تقيه، وهابيت، اهل سنت، نفاق، روايات

معنای تقیه

در لغت از "تقی یتقی" به معنای پرهیز کردن و جانب احتیاط را رعایت کردن می­آید[1] ولی در اصطلاح فقهی یعنی شخصی برای حفظ جان یا مال یا آبروی خود یا دیگران مجبور به همراهی با طرف ظالم خود باشد.[2]

از جمله مواردی که در بین اصحاب رسول خدا بعد از آنحضرت مورد تحریف واقع شد و ماهیت شرعی آن در ظاهر به مسئله ای خلاف شرع تبدیل شد و در بین اهل سنت به عملی زشت و بین وهابیت به عملی منافق گونه شهرت یافت و باعث انواع تهمتها بر دیگر فرق مسلمین گردید مسئله تقیه بود؛ همین مسئله بود که یکی از اختلافات اساسی بین فرق اسلامی را بوجود آورد. ولی چون نوشتار در رابطه با وهابیت است به این مسئله بیشتر از دیدگاه وهابیان می­پردازیم.

دیدگاه وهابیان

محمد ابن عبد الوهاب که موسس رسمی وهابیت به شمار می­رود در این رابطه با صراحت اعلام می­کند که :

«از واجبات مذهب شیعیان تقیه است و نسبت می­دهند به جعفر صادق(رضی الله عنه) که گفت: تقیه دین من و دین آباء من است و عده­ای (ان اکرمکم عند الله اتقاکم)[3] را اینگونه تفسیر می­کنند که هر کس از شما که تقیه­اش بیشتر باشد نزد خدا مقرب­تر است و قطعا پیامبر اسلام فرمودند هر کس که به میل و رای خود قرآن را تفسیر کند کافر شده است»[4] در اینجا به دلیل این روایت می­خواهد کفر شیعیان را ثابت کند.

ابن تیمیه مغز متفکر و هابیت آن را نشانه نفاق شیعیان دانسته و می­گوید:

شیعیان مانند منافقینند؛ زیرا مذهب آنها تقیه است. [5]

ادله وهابیها

وهابیها برای این مطلب به سه دلیل تمسک کرده­اند:

1. آلوسی می­گوید: برخی از اهل سنت به آیه شریفه (فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنی) برای حرام بودن تقیه­ای که شیعیان بدان قائلند تمسک نموده­اند که تحقیق این مطلب در جای خود خواهد آمد.[6]

2. محمد ابن عبد الوهاب می­گوید: اقتضای تقیه، عدم وثوق به اعمال و اقوال اهل بیت است. زیرا ممکن است آنها این کارها را از روی تقیه کرده باشند و این سخنان را از روی تقیه گفته باشند پس هیچ یک از سخنان و اعمال آنها حجت نمی باشد.[7]

3. محمد ابن عبد الوهاب می­گوید: تقیه در واقع مخالفت امر خدا است و مخالفت امر خدا بخاطر ترس از مردم موجب این می­شود که انسان به نبی و پیامبر اعتماد نداشته باشد و این از مقام آنها دور است و هر کسی که چنین چیزی را بر پیامبر جایز بداند آنها را ناقص دانسته و ناقص دانستن انبیا کفر است. [8]

دیدگاه شیعیان

شیعه و امامیه در مقابل این مطلب و استدلالهای آنها اینگونه پاسخ داده اند که:

اولا: محمد ابن عبد الوهاب آیه (ان اکرمکم عند الله اتقاکم) را بنابر رأی خودش از قول شیعه معنا و تفسیر کرد درحالیکه هیچ یک از مفسرین شیعی آن را اینگونه تفسیر نکرده­اند و معلوم نیست آقای محمد ابن عبد الوهاب چقدر با تفاسیر شیعی آشنا بوده و این را از کجا آورده است. بلکه مفسرین شیعه معمولا بدین مضمون که "اشدکم خوفا من الله" (متقین کسانی هستند که بیشتر از خدا ترس و خوف دارند) تفسیر کرده­اند نه خوفا من الناس(ترس از مردم).

ثانیا : در مورد دلیلی که آلوسی می­آورد باید گفت: شیعه همه جا تقیه را جایز نمی­دارند بلکه در مواردی تقیه را حرام دانسته و امر به عدم تقیه می­کند. مثلاً آنجا که حق تهدید بشود و تفکر اسلامى از بین برود بطورى­که اگر معرّفى نشود، مردم اساس اسلام را به شکل دیگرى تصور کنند.

مثلاً حجر بن عدى تقیه نکرد و شهید شد. شهادتش معاویه را متزلزل کرد. به طورى که حتّى عایشه به او عتاب کرد و یا تقیه نکردن میثم تمار و شهادت وی و از همه مهمتر تقیه نکردن امام حسین علیه السلام و شهادت آن حضرت و متزلزل کردن حکومت بنی امیه که از شواهد بزرگ عدم تقیه است.

ثالثا: در مورد دلیل محمد ابن عبد الوهاب باید گفت که خود شیعه در علوم حدیث راههایی برای شناخت مواضع تقیه از غیر تقیه داشته و این مسئله را به راحتی مرتفع می­نماید و در مورد دلیل دیگر محمد ابن عبد الوهاب باید گفت که وی در کلمات خود تقیه را مخالفت امر خدا قلمداد کرده در حالیکه تقیه عین اطاعت از امر خداست. زیرا ما در آیات و روایات ادله­ای داریم که بر تقیه دلالت دارند مثل آیه :

وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ [9]

در این آیه تصریح شده است "مرد مومنی که ایمانش را مخفی می­کرد." آیا این جز تقیه است؟

در روایات شیعه و اهل سنت نسبت به این مسئله تصریح شده است و تایید آن از نبی مکرم اسلام صادر شده است و روایت اینگونه است که:

زمانی مشرکین عمار را گرفتند و آنقدر اذیتش کردند تا اینکه به نبی مکرم اسلام فحش داده و از بتها به خوبی یاد کرد. سپس، اندوهگین خدمت نبی مکرم اسلام رسید. حضرت فرمود: در قلب تو چه می گذرد؟ عمار گفت قلبم مطمئن به ایمان است. حضرت فرمودند: هر وقت دوباره تو را اذیت کردند تو چنان کن و آیا نازل شد که

"إلا من أکره وقلبه مطمئن بالإیمان"[10]

علاوه بر اینکه خود بزرگان اهل سنت نیز بر جواز تقیه فتوا داده اند. مثلا:

ابن عباس می گوید: إنما التقیه باللسان.[11]

و یا در جای دیگری می­گویند که مروان از عوف از حسن برای ما گفت که تقیه جایز است برای مومن تا روز قیامت ولی او در قتل تقیه را جایز نمی­دانست.[12]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS