دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تناقض

No image
تناقض

كلمات كليدي : تناقض، شرايط تناقض، تداخل، تضاد، داخلان تحت تضاد

نویسنده : مهدي افضلي

تناقض در قضیه یکی از احکامی است که در بحث قضایا از اهمیت والایی برخودار است. چه بسا انسانی نتواند مسأله مورد نظرش را به صورت مستقیم اثبات کند؛ در چنین مواردی به جای اثبات اصل آن مسأله، سراغ نقیض آن می‌رود و با اثبات نقیض، کذب مسأله مورد نظرش اثبات می‌شود یا از اثبات کذب نقیض، صدق مسأله مورد نظر اثبات می‌شود.

تعریف تناقض

با توجه به مطالب پیش‌گفته تناقض را اینگونه تعریف کرده‌اند: تناقض دو قضیه گونه‌ای از اختلاف میان آنها است که ذاتا موجب می‌شود یکی از آن دو درست و دیگری نادرست باشد.

شرایط تناقض

منطق‌دانان شرایطی را برای تحقق تناقض میان دو قضیه ذکر کرده اند. اگر این شرایط محقق نباشد، میان قضایا تناقض برقرار نخواهد بود.

1. وحدت‌های هشت/نه‌گانه[1]

1/1. موضوع:اگر موضوع دو قضیه مختلف باشد، تناقض میان‌شان وجود ندارد. از باب نمونه اگر در یک قضیه گفته شود "علم سودمند است" و در دیگری بگویند "جهل سودمند نیست"، به دلیل اختلاف در موضوع هر دو قضیه صادق‌اند و تناقضی در کار نیست.

2/1. محمول: محمول دو قضیه نیز اگر یکی نباشد، موجب می‌شود دو قضیه تناقض نداشته باشند. اگر گفته شود "علم سود‌مند است" و "علم زیان‌بخش نیست"، هرچند موضوع‌شان یکی است، ولی به دلیل اختلاف در محمول تناقض ندارند.

3/1. زمان: اگر زمان دو قضیه متفاوت باشد، نیز تناقضی درکار نخواهد بود؛ دو قضیه "یخ مفید است در تابستان" و "یخ مفید نیست در زمستان" با هم تناقضی ندارند.

4/1. مکان: مکان دو قضیه نیز باید وحدت داشته باشد، بدین‌رو قضیه‌‌های "هوا در شهر دود آلود است" و "هوا در دامنه کوه دود آلود نیست"، متناقض نیستند.

5/1. قوه و فعل[2]: اگر دو قضیه به لحاظ قوه و فعل متحد نباشند، میان‌شان تناقضی نیست. لذا دو قضیة "محسن اندیشمند است بالقوه" و محسن اندیشمند نیست بالفعل"، هردو درست‌اند.

6/1. کل و جزء: دو قضیه باید افزون بر وحدت‌های پیشین باید در کل و جزء وحدت داشته باشند، از این رو دو قضیه "جهان اسلام خفته است" و "جهان اسلام خفته نیست"،‌ تناقض ندارند، زیرا در اولی مراد کل جهان اسلام است و در دومی مراد بخشی از آن است.

7/1. شرط:دو قضیه اگر مشروط هستند، باید هر دو به شرط یگانه مشروط باشند، لذا قضیه‌های "دانشجو اگر تلاش کند موفق می‌شود" و "دانشجو اگر تلاش نکند موفق نمی‌شود"، هردو صادق‌اند، زیرا قضیه نخست به چیزی مشروط شده که دومی به آن مشروط نیست.

8/1. اضافه: اگر موضوع یا محمول دو قضیه از امور اضافی و نسبی باشد، مضاف الیه هردو باید یکی باشد، به همین دلیل قضیه‌های "دو نصف است" و "دو نصف نیست"، تناقض ندارند، زیرا در قضیه‌ نخست دو نسبت به چهار سنجیده شده و در دومی نسبت به شش.

9/1. حمل: این قسم از افزوده‌های ملاصدرا و به این معناست که هر دو قضیه باید از جهت حمل نیز یکی باشند، لذا در قضیه‌های "کوه طلا کوه طلا است" و "کوه طلا کوه طلا نیست" تناقض وجود ندارد، زیرا حمل در قضیه نخست حمل اولی[3] است و به این معنا است که مفهوم کوه طلا خودش خودش است و در قضیه دوم حمل شایع است، به این معنا که مفهوم کوه طلا مصداق محمول نیست.

2. اختلاف در کیف و کم

در کنار وحدت‌های هشتگانه، اختلاف قضایا در کم (مقدار/ کلیت و جزئیت) و کیف (چگونگی/ سلب و ایجاب) نیز شرط است. مراد از اختلاف در کم و کیف این است که اگر یکی از دو قضیه موجبه بود، دیگری باید سالبه باشد و اگر یکی کلیه بود دیگری جزئیه باشد.[4] به این دلیل تناقض صرفا میان موجبه کلیه و سالبه جزئیه و میان سالبه کلیه و موجبه جزئیه برقرار خواهد بود. اگر گفته شود "هر انسانی خداپرست ‌است" و "بعضی انسان‌ها خداپرست نیستند"، میان‌شان تناقض وجود دارد. همین‌طور دو قضیه "هیچ مسلمانی فریبکار نیست" و "برخی مسلمان‌ها فریبکارند"، متناقض اند.

3. اختلاف در جهت

اختلاف در جهت[5] از دیگر شرایط استقرار تناقض است، اگر هر دو قضیه جهت ضرورت داشته باشند، می‌توانند هر دو کاذب باشند. از باب نمونه اگر گفته شود "هر انسانی ضرورتا شاعر است" و "هیچ انسانی ضرورتا شاعر نیست"، این دو قضیه هر دو کاذب‌اند. زیرا جهت ضرورت در هر دو اخذ شده است.

متداخلان

قضایایی که بعد از وحدات نه‌گانه‌ به لحاظ کمی و کیفی اختلاف دارند میان‌شان تناقض برقرار است، لکن قضایایی که صرفا در کم یا در کیف اختلاف دارند، با نام‌های دیگر شناخته می‌شوند. متداخلان از قضایایی است که در کیف اشتراک دارند، ولی در کم مختلف‌اند، یعنی هر دو موجبه یا سالبه‌اند، ولی به لحاظ کمی یکی کلی و دیگری جزئی است. در چنین قضایایی از صدق کلی، صدق جزئی نیز استفاده می‌شود،‌ لکن از صدق جزئی نمی‌توان صدق کلی را استنتاج کرد. از صدق قضیه "هرمسلمانی خدا پرست است" می‌توان استفاده کرد که "بعضی مسلمان‌ها خداپرست‌اند" نیز صادق است. ولی از این‌که "بعضی مسلمان‌ها فریبکارند" نمی‌توان صدق این قضیه را اثبات کرد که‌ " هر مسلمانی فریبکار است". همین رابطه میان سالبه کلیه و سالبه جزئیه نیز برقرار است. لذا سالبه جزئیه را نسبت به سالبه کلیه و موجبه جزئیه را نسبت به موجبه کلیه متداخلان می‌نامند؛ زیرا جزئی داخل تحت کلی است.

متضادان

دو قضیه‌ای که با وحدات نامبرده در کمیت اتحاد و در کیفیت اختلاف دارند، متضادان نام دارند. به همین دلیل میان موجبه کلیه و سالبه کلیه که هر دو به لحاظ کمی کلی‌اند، اما به لحاظ کیفی یکی سالبه و دیگری موجبه است، نسبت تضاد برقرار است. هرگاه یکی از متضادان صادق باشد دیگری کاذب است مانند "هر شیعه‌ای مسلمان است" که صدق این قضیه کذب قضیه "هر مسلمانی شیعه است" را در پی دارد، ولی اگر یکی کاذب بود دیگری هم ممکن است کاذب باشد، مانند "هر فلزی طلا است" و "هیچ فلزی طلا نیست".

داخلان تحت تضاد

دو قضیه‌ که با وحدات در کم متحد و در کیف مختلف‌اند، داخلان تحت تضاد نام دارند. زیرا از یک طرف هرکدام در قضیه کلیه‌ای که با آن در کیف اتحاد دارند‌‌ داخل‌اند و از سوی دیگر در صدق و کذب برعکس ضدین هستند؛ بدین معنا که می‌توانند هر دو صادق باشند، ولی هر دو نمی‌توانند کاذب باشند. از باب نمونه وقتی قضیه "بعضی از طلاها سیاه است" کاذب بود، باید قضیه "بعضی از طلاها سیاه نیست" صادق باشد، ولی وقتی قضیه "بعضی از طلا فلز است" صادق است، لازم نیست قضیه "بعضی از فلزها طلا نیست" کاذب باشد، بلکه این نیز می‌تواند صادق باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS