دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تو بزرگی يا خودت را بزرگ می‌بينی؟

No image
تو بزرگی يا خودت را بزرگ می‌بينی؟

هميشه درباره اعتماد به نفس و فوايد آن‌كه باعث مي‌شود انسان به چه مراحلي در زندگي برسد بسيار شنيده‌ايم ولي شايد به اين فكر نكرده باشيم كه اين اعتماد به نفس بيشتر از اندازه ممكن است چه مشكل‌هايي ايجاد كند كه از آن به عنوان اعتماد به نفس كاذب ياد مي‌شود. اعتماد به نفس كاذب به دليل فقدان خودآگاهي صحيح در فرد به وجود مي‌آيد. وقتي كه فرد خود را نمي‌شناسد ممكن است از آن چيزي كه هست خود را بيشتر يا كمتر در نظر بگيرد. زماني كه فرد با توجه به ناآگاهي از توانايي‌هاي خود بيشتر از ظرفيت و توانايي‌هاي خود را در نظر مي‌گيرد گرفتار اعتماد به نفس كاذب مي‌شود و اگر كمتر از حد توانايي خود را در نظر بگيرد دچار خود كم بيني كاذب مي‌شود. معمولا اين افراد که دچار عدم خودآگاهي صحيح يا عدم ارزيابي صحيح از خود هستند دچار اعتماد به نفس كاذب مي‌شوند. امكان دارد فرد خود را بشناسند اما ارزيابي از ميزان توانايي‌هايش نداشته باشد به همين دليل به توانمنديهاي خود بيشتر از آن چيزي كه هست اعتماد مي‌كند. دو عامل عدم ارزيابي صحيح و عدم خود ارزيابي از خودآگاهي‌هاي افراد باعث مي‌شود كه فرد گرفتار اعتماد به نفس كاذب شود. فرد براي داشتن اين آگاهي و خودارزيابي‌ها بايد بتواند فرهنگ محيطي كه در آن زندگي مي‌كند را ارزيابي كند. معمولا افرادي دچار اعتماد به نفس كاذب مي‌شوند كه نمي‌دانند جامعه به چه ميزان از توانايي آنها نياز دارد. يكي از دلايل از دست دادن واقع بيني نسبت به خودمان را مي‌توانيم در تربيت‌هاي زمان كودكي مان دنبال كنيم. زمانيكه والدين بي‌دليل و بيش از اندازه و در زمان نامناسب تشويقمان كنند يا به عنوان مثال براي انجام دادن وظايف عادي ما، هداياي بزرگ و فوق‌العاده تهيه مي‌كنند! با فعال شدن مساله خود بزرگ بيني در درونمان، تنها نقاط قوت خود و نقاط ضعف سايرين را مي‌بينيم و دچار خودشيفتگي مي‌شويم!احتمالاً بسياري از ما كم و بيش در بخش يا بخش‌هايي از زندگي دچار اين اختلال هستيم. زمانيكه دچار اين مساله هستيم مسلماً قادر به برقراري ارتباط سالم با ديگران نيز نخواهيم بود. ارتباط بر بستري از نياز و رفع نياز شكل مي‌گيرد و زمانيكه ما نسبت به وضعيت خودمان واقع بين نباشيم قادر به برقراري ارتباط مناسب نيز نيستيم! چراكه غالباً انتظارات و توقعات بيش از اندازه‌اي از سايرين داريم كه مانع ارتباط صحيح خواهد شد. اين اختلال دشواريهاي زيادي را در روابط بين فردي خصوصا زناشوئي ايجاد مي‌كند چون فرد خودشيفته هميشه حق به جانب است و دنيا بايد بر محور او بچرخد و ابر و باد و مه و خورشيد به خاطر او در فعاليت باشند! با اين ويژگيها به خود حق مي‌دهد كه با ديگران مثل يك ابزار برخورد كند چون فكر مي‌كند كه از همه بالاتر است. افرادي كه با انسانهاي خودشيفته رابطه تنگاتنگ دارند بايد توجه كنند كه اگر از طرف اين افراد مورد ملامت يا عيب و ايرادگيري قرار بگيرند، نبايد به آن اهميت زيادي بدهند. اين عيب‌گيري‌ها و سرزنش‌ها مربوط به جهان‌بيني و ديدگاه‌هاي خاص اين خود شيفتگان است. يك زن و شوهر جوان خانه خود را عوض كرده بودند. يك روز خانم خانه كه از پشت پنجره اتاق خود منزل همسايه را مشاهده مي‌كرد، به همسرش گفت: «نمي‌دانم چرا لباسهاي اين همسايه كه روي بند آويزان شده اينقدر كثيف است، انگار او اين لباسها را با آب كثيف شست‌و شو مي‌كند». هر بار كه اين خانم از پشت پنجره اين لباسهاي همسايه را مي‌ديد اين مساله را با شوهر در ميان مي‌گذاشت. يك روز صبح كه خانم طبق معمول به طرف پنجره رفته بود تا لباسهاي همسايه را مشاهده كند، با تعجب و خوشحالي به همسرش گفت: «بالاخره انگار صداي نق زدن‌هاي من به گوش همسايه اثر كرد، امروز لباسهايش بسيار تميز است». شوهرش لبخندي زد و گفت: «عزيزم لباسهاي او همان لباسهاست، من امروز پنجره اتاقمان را شُستم». خود شيفتگان به خاطر عدم شست و شوي پنجره ديدگاه خودشان همه‌چيز ديگران را تيره و تار مي‌بينند. آنها براي پر كردن خلأ اعتماد به نفس خود تمام تلاش و كوشش خود را مي‌كنند تا به ديگران بقبولانند كه چقدر مهم هستند.

 

تسريع در امور آری؛ شتابزدگی نه

يكي از مباحث قابل توجه در موضوع اخلاق مديريت، بحث شتابزدگي يا عجله است. اين صفت مذموم اخلاقي، اگر چه براي همه اقشار در بخش‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي، آثار سوء فراوان دارد، لكن در مديريتها و رهبريها، منشأ خطرات و زشتيهاي بيشتري خواهد بود. بخش قابل توجهي از مشكلات و نابسامانيهايي كه در حوزه مديريتها رخ مي‌نمايد، ناشي از همين خلق است. امام علي (ع) در فرمان خويش به مالك اشتر مي‌فرمايند: <اي مالك بپرهيز از شتابزدگي در كارها پيش از آنكه زمانش فرا رسدن> (نهج البلاغه، نامه 53) . در معناي لغوي «عجله» چنين بيان شده است: «خواستن چيزي و در جست‌وجوي امري برآمدن، پيش از آنكه وقت آن فرا برسد»، يعني قبل از آنكه شرايط، لوازم و مقدمات كافي براي انجام امري فراهم شود، كسي وارد آن كار بشود و اقدام نمايد. شتابزدگي اقسام متعددي دارد. يكي از اقسام شتابزدگي، قضاوتهاي شتابزده يا تلقي و برداشتهاي عجولانه است. بدين معني كه قضاوت نمودن درباره يك حادثه، يا رسيدن به يك برداشت و تلقي درباره يك جريان، متوقف بر دستيابي به پاره‌اي قراين، شواهد، مدارك و اسناد است و اينها همه به منزله مقدمات پيدايش آن قضاوت و برداشت هستند. اگر كسي بدون ملاحظه آن مقدمات يا غفلت از پاره‌اي از آنها به قضاوت يا برداشت قاطعي برسد، مي‌گوييم، گرفتار قضاوت عجولانه و برداشت شتابزده شده است. قسم دوم از اقسام شتابزدگي، تصميم شتابزده است. وقتي تصميمي‌را شتابزده مي‌خوانيم كه مقدمات كافي براي تصميم‌گيري فراهم نيامده باشد. قسم سوم، اقدامات شتابزده است كه همانند دو قسم قبلي قابل توضيح است. به نظر مي‌آيد كه يك ترتيب منطقي ميان اقسام سه‌گانه شتابزدگي وجود داشته باشد يعني تلقي‌ها و برداشت‌هاي شتابزده زمينه تصميم‌گيريهاي شتابزده را فراهم مي‌آورد و تصميمات عجولانه زمينه‌سازاقدامات شتابزده هستند. شتابزدگي در قرآن كريم و روايات معصومين‌ (ع) به‌شدت مورد تقبيح و نكوهش قرار گرفته است. در روايتي از رسول خدا (ص) آمده است: «تاني و آرامش از خداست و شتابزدگي از شيطان است» (بحارالانوار، ج77، ص147). در برخي از روايات، شتابزدگي موجب ندامت و پشيماني معرفي شده است. حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: «از شتابزدگي بپرهيزيد كه پشيماني به بار مي‌آورد» (همان، ج71، ص338).

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS