دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توبه؛ يك‌بار اما برای هميشه

No image
توبه؛ يك‌بار اما برای هميشه

غلام‌رضا گلی زواره

از امام صادق(ع) روايت شده است: «به داوود پيامبر وحي آمد كه چون بنده مؤمنم مرتكب گناهي شود و به سويم بازگردد و هرگاه به ياد معاصي خويش افتد و از من شرمسار شود، وي را بيامرزم و خلافش را از ياد فرشتگان نگهبانش ببرم و آن گناه را به حسنه مبدل سازم كه از هر مهرباني مهربان ترم» چون خداوند، عليم و حكيم است و به اين ضعف‌ها و نقص‌هاي بشر آگاه است و مي‌داند انسان در راه كمال، گاهي دچار اشتباه و خلاف مي‌شود، لذا در توبه را برايش باز مي‌گذارد و با اصلاح مسير، به بنده اش اجازه مي‌دهد، تا راه خود به سوي كمال را ادامه دهد.

بازگشت به بارگاه حق

توبه، به معناي بازگشت بنده از عصيان و سركشي و روي آوردنش به طاعت و عبادت است. انسان در اين حالت، دل را از گناه و معصيت خالي كرده، خود را براي رسيدن به بارگاه قرب الهي مهيا مي‌كند، زيرا تاريكي گناه، ميان او و الطاف الهي، حجابي گسترده افكنده است. البته بنده‌اي كه مي‌خواهد از گناه برگردد، بايد ايمان، يقين و اعتقاد به توحيد و اعتماد به خدا را در وجود خويش احيا كند تا بدين وسيله، شعله‌هاي ندامت در اندرونش برافروخته شود و بدين سان، از معاصي گذشته متاثر شده و حتي آرزو كند كه‌اي كاش آن رفتار بد و كردار زشت از او صادر نشده و در كارنامة اعمالش ثبت نشده بود. (1)

خوبی؛ جايگزين بدی‌ها

قرآن كريم، در آيه 70 سوره فرقان مي‌فرمايد: مگر كسي كه توبه كند، ايمان آورد و عمل شايسته انجام دهد». بر اساس اين آيه، ايمان و عمل نيك، قدرت آن را دارد كه سيئات را به حسنات تبديل كند و در صورت توبة راستين، بدي‌ها از كارنامة آدمي حذف و اعمال خوب جايگزين آن شود. (2) مثال روشن آن، كودها و زباله‌هايي است كه در مزارع، بوستان‌ها و باغ‌ها ريخته مي‌شود، اما همين ضايعات كه مزاحم بهداشت و سلامتي انسان‌ها هستند و بوي بد آنها همه را آزرده مي‌سازد، توسط ريشه‌هاي گل‌ها و گياهان جذب شده و تبديل به موادي نيكو مي‌شوند و در افزايش بوي خوش گل‌ها و مزة شيرين ميوه‌ها و خواص محصولات موثر واقع مي‌شوند. آري، انسان شايد تصور نكند، اين همه فضولات تنفرآور، روزي چنين به عطرافشاني در بوستان‌ها و طراوت محصولات باغ‌ها كمك خواهد كرد. مثال ديگر، بذرهاي ميوه است كه در درون خاك پوسيده كاشته مي‌شود، اما رفته رفته اين بذر، تبديل به ميوه‌اي خوش طعم يا گياهي مفيد خواهد شد. اين است معناي اين آيه كه: پس خداوند، بدي‌هايشان را به نيكي‌ها تبديل مي‌كند».( 3) خوشا به حال آنان كه از بدي‌ها توبه كرده و زهرها و سم‌ها را به شهد باحلاوت مبدل ساخته‌اند.

درهای باز را به روی خود نبنديم!

بنده‌اي كه سراپايش در آتش خطا مي‌سوزد و پشيماني و حسرت، در دلش آتشي سوزنده برپا كرده است و به هيچ كس و هيچ چيز اميدي ندارد تا او را از اين وضع خطرناك و هلاك‌كننده رهايي ببخشد، متوجه چشمة پرفيض رحمت الهي مي‌شود كه او را بازمي خواند و خطاهايش را مي‌بخشد، چرا كه خداوند، در حق بندگانش بسيار آمرزنده و مهربان است: و هركس توبه كند و نيكوكار شود، البته ندامتش به درگاه حق، قبول مي‌شود». (4) و اين تا زماني است كه نفس در رفت و آمد بوده و فرصت باقي است و الّا پس از گذر فرصت، حسرت سودي ندارد. در حقيقت، توبه، پرتوي از فضل عظيم الهي و دري هميشه گشوده از رحمت پروردگار است، و بدبخت كسي است كه خود را از اين درگاه محروم كند و روز قيامت در مقام عذرخواهي بگويد: خدايا! نادان بودم، گرفتار غضب و شهوت گشتم و در برابر وسوسه‌هاي شيطاني عاجز شدم و... ». در برابر اين عذرها به او گفته مي‌شود: مگر براي تو راهي قرار نداديم، چرا اين راه را به روي خود بستي»؟ البته توفيق توبه را نيز بايد از خداوند بخواهيم.

پنجره باز رحمت

در موضوع توبه، حساب همة افراد يكسان نيست. تفاوت‌ها، شرايط و نوع غفلت‌ها، جهالت‌ها و اغراض و مقاصد افراد در قبولي ندامت، اثرهاي گوناگوني مي‌گذارد. در سال نهم هجرت كه بنا بود مسلمانان براي غزوة تبوك به قلمرو روم بروند، سه نفر از مسلمانان، بدون هيچ گونه عذري، در مدينه ماندند و نشستن در خانه را بر نبرد در راه خدا ترجيح دادند. چون لشكر پيامبر (ص) از آن غزوه بازگشت، اين سه نفر، به استقبال رفتند و بر رسول اكرم(ص) سلام كردند، اما خاتم رسولان به عذرخواهي آنان اعتنايي نفرمود، مردم نيز تبعيت و با اين سه نفر قطع رابطه كردند. تا جايي كه بنا بر آیات قرآن، چنان شرايط، براي آنان سخت و آشفته شد كه زمين با آن وسعت و فراخي، بر آنان تنگ شد و به ناچار به كوه‌ها پناه بردند. در اين حالت، خداوند توبة آنان را پذيرفته و در پرتو عنايت پيامبر و جامعة اسلامي قرار گرفتند. (5) در واقع، آن گاه كه متوجه شدند پناهگاهي جز خدا ندارند، ندامت آنان نتيجه داد.

بازگشت به شناخت و معرفت

از قرآن چنين برمي‌آيد كه توبة كساني پذيرفته مي‌شود كه از روي جهالت، يا بر اثر غلبة هوي و هوس گناه كنند، ولي بعد، به يك نوع معرفت و خودآگاهي برسند و از اين مسير بازگردند، والا بعد از قطعي شدن مرگ و آشكار شدن نشانه‌هاي آن، توبه قبول نمي‌شود. علت عدم پذيرش ندامت در اين حالات، آن است كه نااميدي از زندگي و خوف قيامت، او را ناگزير به ندامت كرده و آن گاه كه نه مجالي براي حيات دنيوي و نه فرصتي براي عملي مفيد و صالح هست، پشيماني سودي نخواهد داشت و اين بازگشت، بازگشتي راستين و حقيقي نخواهد بود. وانگهي بنده، در چنين حالاتي به حسنات و ترك بدي‌ها مجبور و از حد تكليف خارج شده و ديگر مستحق تشويق و تنبيه نيست. (6) از امام صادق(ع) روايت شده است: به داوود پيامبر وحي آمد كه چون بنده مومنم مرتكب گناهي شود و به سويم بازگردد و هرگاه به ياد معاصي خويش افتد و از من شرمسار شود، وي را بيامرزم و خلافش را از ياد فرشتگان نگهبانش ببرم و آن گناه را به حسنه مبدل سازم كه از هر مهرباني مهربان ترم». (7)

توبه برای مؤمنان؟

قرآن در ذكر اوصاف مومنان راستين، به همين ويژگي توبه توجه زيادي نموده است. سوال اين است كه اگر شخصي به خدا ايمان دارد، پس چرا اين ويژگي درباره‌اش ذكر شده است؟ جواب، اين است كه: آنان در راه راست در تلاشند، اما گاهي اشتباه مي‌كنند و غافل مي‌شوند؛ لذا راه صحيح برايشان باز است. اينان، در راه رسيدن به پروردگارشان، در تلاشند و امكان دارد گاهي سختي‌ها و مشكلات، آنها را نااميد كند يا وقتي به سختي‌ها دچار مي‌شوند، جزع و فزع و فرياد كنند. با توبه، آدمي مي‌تواند اين كاستي‌ها را برطرف كند و چون خداوند، عليم و حكيم است و به اين ضعف‌ها و نقص‌هاي بشر آگاه است و مي‌داند انسان در راه كمال، گاهي دچار اشتباه و خلاف مي‌شود، لذا در توبه را برايش باز مي‌گذارد و با اصلاح مسير، به بنده اش اجازه مي‌دهد، تا راه خود به سوي كمال را ادامه دهد. خدا مي‌خواهد آدمي در تلاش به سوي حقيقت، سبك بار باشد؛ دلربايي‌ها، اميال نفساني و شهواني، او را سنگين ننمايد و جاذبه‌هاي غلط، او را فريب ندهد. بهره‌گيري از شادي‌هاي مشروع و نعمت‌هاي الهي، به شرط آنكه در حد اعتدال باشد، همه فرع و شاخ و برگ آن سعادت واقعي است و نبايد كمال طلبي ما را تحت شعاع قرار دهد. راننده‌اي كه به سوي هدفي در حركت است، مي‌تواند در پارك‌ها و قهوه‌خانه‌هاي مسير توقف كند، ولي بايد بداند كه نبايد از مقصد اصلي باز بماند. فرصت‌ها كوتاهند و شيطان در كمين و طوفان‌ها در حال وزيدن. مبادا باتلاق‌ها را با چشمه‌هاي ناب يكي بگيريم.

وارستگی از وابستگی

براي ساختن خود، بايد ابتدا وابستگي‌هاي دروني و بيروني را از بين برد. جاذبه‌هايي كه انسان را به پستي مي‌كشاند و او را به خوش‌گذراني و عيش و نوش دعوت مي‌كند، بايد قاطعانه تحت كنترل ايمان و خرد درآيد. انساني كه صفحة افكار وجودش پاك و پيراسته شد و آفت‌هاي دروني را از بوستان خويش زدود، بهتر مي‌تواند به شكوفايي برسد. غير از اين آفت‌زدايي، بايد شاخ و برگ‌هاي اضافي كه مانع رشد اصلي هستند، كنترل و احياناً حذف شوند تا درخت وجود بتواند برگ و بار مفيد دهد. يك باغبان، به آفت كش، مراقب است كه گياهان به آفت‌ها و مزاحم‌هاي مرگ آور مبتلا نشوند، اما كسي كه آگاهي ندارد، فكر مي‌كند آن باغبان، درختان باغش را مسموم مي‌كند! آن گاه كه باغبان با اره، شاخ و برگ‌هاي درختان را قطع مي‌كند. شايد در نگاه اول، تصور شود او با باغ خويش سر ناسازگاري دارد و مي‌خواهد اين درختان سرسبز را از نعمت رشد و شكوفايي محروم كند ولي او مي‌خواهد درخت از برخي وابستگي‌هاي مضر رها شود تا بهتر بتواند طراوت خود را به دست آورد. آدمي هم در مسير كمال طلبي و در جادة حقيقت، چنين وضعي دارد. بايد موانع را از سر راه خود بردارد و به اصلاح خويش بپردازد و پيرايش و پالايش شده به سوي معبود گام بردارد. پس بايد فرصت‌ها را غنيمت شمرد و با چراغ توبه، تاريكي‌ها را روشن كرد.

پله‌های پاكی

شخص تائب، بايد تصميم قاطع بر ترك معصيت بگيرد و اگر احياناً به دليل طغيان نفس و اغواي شيطان به گناه روي آورد، بلافاصله عزم بر ترك آن كند. چون استغفار او، با مداومت بر گناه، پذيرفته نمي‌شود. چنين كسي به فرمايش امام رضا(ع) ، خداي خويش را مسخره مي‌كند. (8) توبه‌كننده بايد حقوق تضييع شده مردم را جبران نمايد و حق‌الناس را بطور كامل پرداخت كند و رضايت افرادي را كه حقوق شان را تباه ساخته جلب نمايد و اگر در طاعات و عبادات كوتاهي كرده، همه را قضا نمايد. امام باقر (ع) فرمودند: تا حق هر ذي حقي را ادا نكني، توبه صورت نگرفته است. (9) شخصي در حضور حضرت علي(ع) عبارت «استغفر‌الله» را بر زبان آورد. حضرت به وي فرمود: آيا مي‌داني استغفار چيست؟ آن گاه فرمودند: براي آن شش چيز لازم است: ندامت از گذشته، عزم بر ترك آن براي هميشه، اداي حقوق ديگران، و نيز گوشتي كه از حرام روييده با اندوه آب كني تا گوشت جديد برويد، زحمت عبادت را بچشي، همان‌گونه كه شيريني گناه را چشيده‌اي و هرگاه چنين كردي بگو «استغفر‌الله». (10)

توبه، چهار مرتبه دارد

  1. بازگشت از كفر به ايمان و از ايمان عادتي و موروثي به باوري معرفتي، و دست برداشتن از اعتقادات موهوم، باطل و خرافي. 2. بازگشت از معصيت ـ چه كوچك و چه بزرگ ـ به سوي طاعت، و از تمرد به بندگي، و از مخالفت به موافقت. 3. بازگشت از مكروهات و نيت‌ها و خواطر شيطاني و امور لغو و بيهوده، كه موجب نقصان در نفس و تنزل مقامات معنوي مي‌شوند. 4. بازگشت از كوتاهي‌ها يا تقصيرات در معرفت حق و شكرگزاري در برابر نعمت‌هاي الهي و انجام وظايف بندگي، آن چنان كه شايسته و سزاوار خداوند متعال يا لااقل در حد توان بنده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS