دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تولید مثل Reproduction

تولید مثل Reproduction
تولید مثل Reproduction

كلمات كليدي : تجديد نسل، تجديد نسل خالص، تجديد نسل ناخالص، سطح جايگزيني

نویسنده : انسيه ملكيان

واژه Reproduction از ریشه Produce به‌معنای تولید کردن گرفته شده است. این کلمه در لغت به‌معنای تولید مثل و تولید مجدد است.[1]

باتوجه به اینکه نسل‌ها از پس هم در می‌گذرند، بنابراین نسلی که می‌گذرد باید برای خود نسلی را جانشین کند تا جامعه بتواند به حیات خود ادامه دهد و دوام یابد. در اینجا منظور این است که نسل جدیدی باید جای نسل قدیم را بگیرد. این فرایند را تجدید نسل گویند. از آنجا که زنان هستند که در امر باروری و ولادت می‌توانند نسل جدیدی را به‌وجود آورند، برای محاسبه میزان تجدید نسل باید تعداد دخترانی که از یک نسل به‌وجود می‌آیند، مورد محاسبه قرار گیرد، زیرا در بازسازی نسل، دختران هستند که با فرزندآوری این نقش را ایفا می‌کنند.[2]

میزان باروری و تجدید نسل در کشورهای اروپایی و آسیایی

در کشورهای اروپایی مسأله باروری و تجدید نسل در قرن هجدهم مورد توجه قرار گرفته است، زیرا با کاهش مرگ و میر به‌علت محفوظ ماندن عادات و رسوم، سنت‌ها و بسیاری از ارزش‌های اجتماعی کهن، میزان باروری همچنان در سطح بالایی قرار داشت، در نتیجه میزان جمعیت افزایش یافت.

اما بر اثر توجه به این مسأله در جوامع اروپایی مانند فرانسه و انگلستان میزان باروری و در نتیجه تجدید نسل به‌ویژه در قرن‌های نوزدهم و بیستم تا حد زیادی پایین آمد و یا در برخی از سرزمین‌های اروپایی متوقف شد. از آن پس در وضع جمعیت تعادلی نسبی پدید آمد. گفته می‌شود که علت کاهش میزان باروری و زاد و ولد و تجدید نسل را می‌توان در توسعه اقتصادی جستجو کرد که به‌طور غیرمستقیم در باروری اثر گذاشته و میزان آن را کاهش داده است. البته منظور از تاثیر غیرمستقیم عامل اقتصادی همان تغییراتی است که با رفاه اقتصادی و افزایش سطح زندگی در افکار مردم به‌وجود می‌آید و از این طریق موجب کنترل میزان باروری می‌شود.[3]

در کشورهای آسیای جنوبی و جنوب شرقی مانند هند و چین با وجود اینکه از همه نوع وسایل جلوگیری از باروری استفاده می‌شود، ولی موفقیت قابل‌توجهی حاصل نشده است.

امروزه افزایش روزافزون جمعیت جهان به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه که به‌صورت بحرانی درآمده است، به‌مثابه زنگ خطری است که زندگی جهانیان را تهدید می‌کند، هر چند از طرف سازمان ملل به منظور اجرای برنامه تنظیم خانواده در این سرزمین‌ها مطالعاتی کمی و کیفی آغاز شده است، ولی هنوز نتایج موثری به‌دست نیامده است.[4]

میزان تجدید نسل

میزان تجدید نسل «عبارت است از رابطه بین تعداد یک نسل و تعداد فرزندانی که از این نسل زاییده می‌شوند و یا به‌عبارت دیگر مطالعه این مطلب که قابلیت جانشینی نسل‌ها به چه میزانی است؟»[5]

بنابراین با محاسبه میزان تجدید نسل می‌توان گفت که چه تعداد دخترانی جانشین مادران خود خواهند شد. میزان تجدید نسل را می‌توان در دو حالت زیر محاسبه کرد: الف) میزان تجدید نسل ناخالص ب) میزان تجدید نسل خالص

الف) میزان تجدید نسل ناخالص (Gross Reproduction Rate (G.R.R؛ این شاخص تعداد دختران زنده متولد شده‌ای را نشان می‌دهد که یک نسل فرضی هزار نفری از زنان (بدون احتساب مرگ‌ومیر آنان) در طول دوره باروری خود به‌دنیا می‌آورند. هر گاه عدد به‌دست آمده را بر هزار تقسیم کنیم تعداد دختران یک زن به‌دست خواهد آمد. [6] در محاسبه این میزان فرض بر این است که از سن 15 تا 49 سالگی مرگ‌ومیر نسل زنان تحت مطالعه برابر صفر می‌باشد.[7] بنابراین:

میزان تجدید نسل ناخالص= میزان باروری کل× نسبت دخترزایی

ب) میزان تجدید نسل خالص (Net Reproduction Rate (N. R.R؛[8] این شاخص نیز عینا همانند میزان تجدید نسل ناخالص محاسبه می‌شود الا آنکه مرگ‌ومیر زنان مورد بحث به‌حساب می‌آید.

میزان تجدید نسل خالص= احتمال در گذشتن زنان در سنین مختلف باروری× احتمال دخترزایی× میزان باروری کل[9]

سطح جایگزینی

از مسایل دیگری که در زمینه تجدید نسل می‌توان مطرح کرد سطح جایگزینی تجدید نسل است. به‌عبارت دیگر اگر زنان یک نسل فقط تعدادی دختر را به‌دنیا آورند که جانشین آنان شوند سطح جایگزینی برابر با میزان تولید مثل یک دختر می‌شود.

یعنی اگر یک زن فقط یک دختر از خود برجای گذارد و یک زوج فقط معادل خود در نسل بعد جایگزین کند، میزان باروری را جایگزینی گویند و اگر این میزان دوام یابد به رشد جمعیتی معادل صفر و جمعیت متوقف، منجر خواهد شد.[10]

در زمینه میزان تجدید نسل گفته می‌شود که مادران در طی دوره باروری تعدادی فرزند پسر و دختر به‌دنیا می‌آورند. نیمی از این تعداد دختر هستند و همین دختران هستند که جای مادران خود را می‌گیرند و نسل را تجدید خواهند کرد.

برای محاسبه تجدید نسل از میزان خالص تجدید نسل استفاده می‌شود. در این مورد سه حالت ممکن است به‌وجود آید:

الف) حالت اول وقتی است که میزان تجدید نسل خالص از عدد یک بزرگتر باشد در این صورت گفته می‌شود که تجدید نسل صورت می‌گیرد و حتی تعداد دختران از مادران بیشتر است. به‌عبارت دیگر:

تجدید نسل صورت می‌گیرد یعنی: R>1

ب) حالت دوم وقتی است که میزان تجدید نسل خالص مساوی با یک است که در این صورت تجدید نسل به‌طور کاملا برابر انجام می‌گیرد. به‌عبارت دیگر می‌توان گفت:

 تجدید نسل صورت می‌گیرد یعنی: R=1

ج) حالت سوم وقتی است که میزان تجدید نسل خالص از عدد یک کمتر باشد که تعداد دختران از تعداد مادران کمتر است و تجدید نسل صورت نمی‌گیرد بلکه به‌تدریج کاهش می‌یابد.[11] به‌عبارت دیگر می‌توان گفت:

تجدید نسل صورت نمی‌گیرد یعنی: R<1

رابطه بین میزان تجدید نسل و میزان موالید[12]

طبق آمارهای دموگرافی و جمعیت‌شناختی بین میزان تجدید نسل و میزان موالید رابطه مستقیم برقرار است. و به‌طور کلی می‌توان از آن استفاده مقایسه‌ای نمود. در جدول ذیل خلاصه این ارتباط ملاحظه می‌گردد (به فرض اینکه تعداد موالید دختر و پسر مساوی باشد):

3/5

2/7

1/5

میزان ناخالص تجدید نسل

7/0

5/4

3/0

تعداد نوزادان زنی که به سن 50 سالگی رسیده است

50 در هزار

40 در هزار

20 در هزار

میزان موالید

به‌طوری که مشاهده می‌شود بین تعداد کل فرزندانی که یک زن طی تمام دوران باروری خود می‌تواند به‌دنیا آورد و میزان موالید جامعه مربوط، رابطه‌ای وجود دارد. مثلا «در کشوری که میزان موالید آن 50 در هزار است یک زن طی دوران باروری خود روی هم 7 فرزند می‌آورد.» این ارقام ممکن است برای تخمین تعداد افراد خانواده (بعد خانواده) مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

[1]. انواری رستمی، علی‌اصغر؛ واژه‌نامه و متون تخصصی برای دانشجویان علوم اجتماعی، تهران، طراحان نشر، چاپ اول، 1372، ص140.

[2]. نیک‌خلق، علی‌اکبر؛ مبانی جمعیت‌شناسی، مشهد، مرندیز، 1374، ص102.

[3]. همان، ص104.

[4]. همان، ص104.

[5]. بهنام، جمشید؛ جمعیت‌شناسی عمومی، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1346، چاپ دوم، جلد اول، ص86.

[6]. تمنا، سعید؛ مبانی جمعیت‌شناسی، تهران، پیام نور، چاپ یازدهم، 1383، ص149.

[7]. کلانتری، صمد؛ مبانی جمعیت‌شناسی، تهران، مانی، 1375، چاپ اول، ص57.

[8]. تمنا، سعید؛ پیشین، ص149.

[9]. کلانتری، صمد؛ پیشین، ص57.

[10]. تقوی، نعمت‌الله؛ مبانی جمعیت‌شناسی، تبریز، نیما، 1369، ص118-117.

[11]. نیک‌خلق، علی اکبر؛ پیشین، ص104.

[12]. کاظمی‌پور، شهلا؛ روش‌های مقدماتی تحلیل جمعیت، تهران، پیام نور، 1371، ص91.

 

مقاله

نویسنده انسيه ملكيان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS