دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توکل و نتایج آن

No image
توکل و نتایج آن

در امر توکل، انسان با اعتماد و اطمینان به قدرت و شفقت خداوند در درون خود آرامش و اطمینان قلبی احساس می‌کند و در اثر این آرامش و اطمینان به لطف و یاری خدا بیشتر امیدوار می‌شود. برخی از مواردی که در حیطه عاطفی توکل می‌توان مطرح کرد جزو نتایج توکل نیز می‌توانند باشند. به عنوان مثال:

آرامش و اطمینان قلبی

آیه ۲۸ سوره مبارکه رعد، به این موضوع اشاره می‌کند «آنان که ایمان آورده‌اند دل‌های آنان، با یاد خدای متعال از اطمینان و آرامش برخوردار است» افراد با ایمان در درون خود آرامش و اطمینان احساس می‌کنند؛ آرامشی که افراد دیگر چه بسا آن را ندارند و فرد متوکل در درون خود در اثر ایمان، این آرامش را دارد. البته میزان آرامش هر کس متناسب با میزان توجه او به خداست. دل هایی که توجه به خدا دارند خود را به اقیانوس قدرت روحی و معنوی متصل کرده‌اند.

امیدوار بودن به خداوند

از دیگر ابعاد توکل در حیطه عاطفی، امیدواری به لطف و رحمت خداوند است. سوره زمر آیه ۵۲ به این مضمون اشاره دارد: «بگو به بندگان من، بندگانی که بر خویشتن فزون از حد ضرر و زیان رساندند، از رحمت خداوند، ناامید نشوند». یا در سوره مبارکه حجر آیه ۵۶ می‌فرماید «کیست که از رحمت پروردگارش ناامید گردد مگر آنکه از گمراهان باشد».امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «كیف اخافُ و انتَ اَملَى و كیف اُضام و انت مُتكّلى؛ چگونه بترسم در حالى كه تو امید منى؟ و چگونه مقهور شوم، در حالى كه تو تكیه گاه منى؟»

رضا و خشنودی

یکی دیگر از ابعاد توکل به خدا در حیطه عاطفی رضا و خشنودی است، یعنی تسلیم شدن در مقابل خواست خداوند و خرسندی از آن‌ چه خداوند برای او مقرر داشته است. خشنودی و رضایت از آنچه خدا به انسان داده است یکی از هدایا و پاداش‌های خداوند برای انسان است. از حضرت مولای متقیان منقول است که: «مَنْ رَضیَ مِن الله بما قَسَمَ لَهُ اِسْترح بدنه؛ هرکس به آنچه خداوند برایش نصیب کرده است راضی باشد، راحت و آسوده می‌گردد.» توکل منافی اقدام و عمل نیست؛ یعنی متوکل به خدا کسی است که ضمن تلاش و عمل و تدبیر از این نیروی باطنی استفاده می‌کند. خواجه‌نصیر طوسی در کتاب اخلاق ناصری می‌گوید «توکل حالتی است قلبی و سعی و کوشش و عمل مجموعه حرکات بدنی است و بدیهی است که حالت قلبی و حرکات بدنی غیرقابل جمع نیستند». در اینجا از توکل در مقام عمل، تحت عنوان حیطه رفتاری یاد می‌شود. فرد متوکل چون غیر از خود به یک ذات توانا و دانا متکی است از شکست نمی‌هراسد و ترس و اضطراب را به خود راه نمی‌دهد و به قول معروف شکست را مقدمه موفقیت می‌داند به همین خاطر در جهت رسیدن به هدف کوشش می‌کند.

ابعاد توکل به خدا

داشتن نقش فعال در زندگی

در ترجمه تفسیر المیزان (ج ۴ ص ۱۱۵) چنین آمده است: «بشر برای موفقیت در زندگی مادی احتیاج به دوگونه اسباب دارد؛ یکی اسباب مادی و طبیعی و دیگر اسباب روحی و معنوی. انسان برای رسیدن به هدف خویش پس از آن که علل و اسباب طبیعی آن را مهیا کرد دیگر مانعی در راه وصول او به هدف جز مهیا نبودن عوامل روحی نیست و آنگاه که قلب خود را با سیم‌های نامرئی اتکا و توکل، به دریای قدرت و عظمت الهی متصل کرد اراده و سایر صفات روحی او آن چنان قوی و نیرومند می‌شود که مغلوب دیگری نشده و در نتیجه به موفقیت قطعی نائل می‌گردد». در آیات مختلف قرآن مجید در احادیث و روایات ائمه معصومین بارها امت اسلامی به توکل سفارش شده‌اند. توکل در کارها و فعالیت‌ها به فرد متوکل نیروی قلبی و امیدواری می‌دهد نه اینکه از کار کردن جلوگیری کند. یعنی توکل عین کار و کوشش است «توکل پسندیده که قرآن مجید آن را به عنوان صفت برجسته انبیاء و مؤمنین ستوده است هرگز با کوشش منافاتی ندارد بلکه عین کوشش است».

مقاومت و نیرومندی

توکل در حیطه رفتاری، آدمی را نیرومند می‌کند و قدرت مقاومت در مقابل سختی‌ها و مشکلات می‌دهد. چنانکه در سوره مبارکه یونس آیه ۷۱ در احوال حضرت نوح این چنین آمده است: «اگر درنگ من در میان شما و یادآوری آیات خدا بر شما گران می‌آید من بر خدا توکل می‌کنم.» هرکس می‌خواهد قوی‌ترین مردم باشد، لازم است بر خدا توکل داشته باشد. بنابراین مقاومت در برابر دشمنان، صرف‌نظر از اسباب مادی به یک حالت روحی خاص نیز نیاز دارد که آن وضع روحی در سایه توکل به‌دست می‌آید. «یعنی دل انسان تا رو به درگاه خدا نکند از وحشت و اضطراب نجات نمی‌یابد. درگاه الهی پناهگاه امن بندگان خداست. چون دست نیاز و التجاء به سوی او دراز کند، به امنیتی که هیچ خوف و اضطرابی به آن آمیخته نیست دست می‌یابد و از اندوه نگرانی رها می‌شود». امام على(ع) مى فرمایند: «مَن توكّل علَى اللّهِ اضائت له الشبهات و...؛ كسى كه بر خدا توكّل كند تاریكى شبهات براى او روشن مى شود و اسباب پیروزى او فراهم مى گردد و از مشكلات رهایى مى یابد.»

جرأت داشتن و شجاعت

جرأت داشتن یعنی تشخیص حق و با اعتماد کامل دفاع نمودن از حق بدون ملاحظات شخصی. لازمه جرأت و شجاعت داشتن احساس نیرومندی درونی است. بدون اتکا به خدا این امر ممکن نیست، در آیه ۴۸ سوره مبارکه احزاب به رسول خدا گفته می‌شود که «از کافران و منافقان طاعت مبر و از جور و آزارشان درگذر که خداوند بر کفالت امور خلق کافی است». می‌توان چنین گفت که استفاده از نیروی معنوی توکل به خدا، باعث می‌شود تا حتی در صورت کمی اسباب مادی، انسان به لطف و مرحمت خداوند امیدوار باشد و جرأت و شهامت در سعی و کوشش در کارها داشته باشد. امام على(ع) می‌فرماید: «یا ایها النّاسُ توكلّوا على اللّهِ واتّقوا به فانّه یكفى مِمّن سواه؛ اى مردم بر خدا توكّل كنید و به او اعتماد داشته باشید چرا كه انسان را از غیر خود بى نیاز مى كند.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS