دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکلیفی سنگین در برابر نعمتی بزرگ

No image
تکلیفی سنگین در برابر نعمتی بزرگ

تكليفي سنگين در برابر نعمتي بزرگ

رضا جاودان

«وعد الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون لایشرکون بی شیئاً و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون؛

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را به خلافت در زمین برساند، همان گونه که افراد پیش از آنان را رسانید و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدّل سازد[تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگیرند و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند».

خداوند متعال، در برابر اعطای هر نعمتی، تکلیفی متناسب با آن برای بندگان مقرّر فرموده است. براساس بینش الهی، سراسر عالم هستی، میدان انجام تکلیف و گذراندن آزمون‌های الهی است:

«الذِی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاةَ لِیبلُوَکُم ایکُم احسَنُ عَمَلًا؛

همو که مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید»(ملک: 2).

نعمت هایی که خداوند در این جهان به بندگان عطا می‌کند، وسیله ای برای آزمایش آنان است. هر اندازه که نعمت بیشتری در اختیار انسان قرار گیرد، ابزارهای آزمایش نیز افزایش می‌یابد و تکلیف سنگین تری متوجه او می‌شود؛ البته خود آن آزمایش و تکلیف نیز نعمت دیگری به شمار می‌رود که زمینه تکامل انسان را فراهم می‌سازد. در صورتی که آزمایش و تکلیفی در کار نبود، هرگز انسان نمی‌توانست به سعادت ابدی دست یابد؛ زیرا پاداش آخرتی و ابدی، نتیجه تلاش‌هایی است که به صورت تکلیف و موفقیت در آزمایش انجام می‌گیرد.

ملت بزرگوار ایران که در این دوران، از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی بهره‌مند شده است، بزرگ ترین تکلیف تاریخ را هم بر دوش دارد. با توجه به این هر چند پیروزی انقلاب اسلامی، در حکم پیروزی اسلام است و تکلیف متوجه سایر مسلمانان نیز می‌شود، آشکار است که ایرانیان، تکلیف ویژه ای در این مورد دارند؛ زیرا نقطه ای که نور، مستقیم بر آن می‌تابد، با نقطه ای که غیر مستقیم، در معرض آن است، تفاوت بسیاری دارد. نور انقلاب، به جامعه ایران مستقیم تابید و دیگران نیز غیرمستقیم از آن بهره بردند.

همان گونه که تکلیف مردم ایران، در برابر پیروزی انقلاب اسلامی، با سایر مسلمانان متفاوت است، تکلیف قشرهای گوناگون جامعه ایران نیز با یکدیگر تفاوت دارد؛ به طور نمونه، اگر عنصر فرهنگ، اساسی ترین عنصر اسلام تلقی شود، بزرگ ترین بُعد پیروزی این انقلاب نیز بُعد فرهنگی آن خواهد بود؛ از این رو، استفاده کنندگان اصلی این نعمت نیز در درجه اوّل، قشرهای فرهنگی جامعه خواهند بود که مصداق عینی آنها، حوزه‌ها و دانشگاه‌ها هستند؛ بنابراین، وظیفه آنان، از قشرهای دیگر جامعه بسیار سنگین‌تر است. ‌

انقلاب اسلامی زمینه‌ای را فراهم آورد تا در آن، به دست ملت ایران، انسانهای دیگر به رحمت‌های معنوی الهی دست یابند؛ زیرا نور و رحمت اسلام، به ملت و نژاد خاصی اختصاصی ندارد و این نور که از ذات اقدس الهی تابیده، برای بهره گرفتن تمام انسانها در طول تاریخ است و هر انسانی حق بهره برداری از این نور را دارد؛ امّا این حق برای تمام انسانها تحقق نمی‌یابد و طاغوتیان، مانع رسیدن این نعمت به تمام انسانها می‌شوند. مبارزه با طاغوت، برای این است که راه رسیدن به این نعمت و نور الهی فراهم آید و وموانع، از سر راه انسانها برداشته شود؛ امّا افزون بر رفع موانع، باید به تقویت مقتضی نیز اندیشید و این نور الهی را به تمام جهان رساند. به عبارت دیگر، کسانی که این نور را مستقیم دریافت کرده‌اند، امانتی را نزد خود دارند که باید به سایرین برسانند:

«إن اللهَ یامُرُکُم ان تُودُوا الامَانَاتِ إلی اهلِهَا؛

خدا به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبان آنها رد کنید»(نساء: 58).

امروزه، روی این کره خاکی، هر انسانی در هر گوشه ای از این جهان و از هر نژاد، ملیت، مذهب و فرهنگی، حق استفاده از نور اسلام را دارد و ما امانتداری هستیم که باید این امانت را به دست صاحبان حق برسانیم. این مسئولیت بیشتر بر عهده کسانی است که بهره بیشتری از این نور دارند؛ هر چند این امر از دیگران سلب مسئولیت نمی‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS