دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ثمره نيكی و احسان

No image
ثمره نيكی و احسان

یكی از اصول حاكم بر رفتار و منش اهل ایمان و تقوا، احسان و نیكی است. در آموزه های دینی مصادیق و آثار ارزشمندی برای احسان و نیكوكاری بیان شده است كه ذیلا به برخی از آنها اشاره می‌‌نماییم.

مصادیق احسان و نیكوكاری: 1- كمك به مردم در هنگام سختی‌ها: ‌در روایات به طور مكرر نسبت به این موضوع تأكید شده است. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «كسی كه به فریاد برادر مومن درمانده و سردرگریبان خود ـ در هنگام شدت گرفتاری‌اش ـ  برسد و ناراحتی او را برطرف و او را یاری كند تا به خواسته خود برسد، خداوند در برابر این كار برای او هفتاد و دو رحمت الهی می‌‌نویسد. یكی از این رحمت‌ها در دنیا شامل حال او می‌‌شود و امر معیشت او را اصلاح می‌‌كند و هفتاد و یك رحمت دیگر برای آخرت او برای سختی‌های روز قیامت ذخیره می‌‌شود».‌‌2- تلاش برای رفع نیازمندی‌های مردم: ‌از امام كاظم(ع) روایت شده است: خداوند در روی زمین بندگانی دارد كه برای رفع نیازمندی های مردم می‌‌كوشند. اینان در روز قیامت (از سختی‌ها و بلاها) در امان‌اند. كسی كه مومنی را شاد كند، خداوند روز قیامت دل او را شاد می‌‌كند. امام صادق(ع) نیز می‌‌فرمایند:  «به خدا و محمد و علی ایمان نیاورده است كسی كه هر گاه برادر دینی‌اش برای رفع نیازی به او مراجعه كند با چهره‌ای خندان با او برخورد نكند، اگر رفع حاجتش به دست اوست باید به انجام آن بشتابد و اگر كار از دست او خارج است سراغ دیگری رود و از طریق دیگران مشكل او را حل كند». مطابق این روایت، نیكوكاری و احسان به دیگران و كوشش برای رفع مشكل برادران ایمانی، شرط اسلام و ولایت است و ایمان به خدا و رسول و ولایت از این راه شناخته می‌‌شود. 3- گرامی داشتن مومنان: ‌امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) می‌‌فرماید: «كسی كه برادر مسلمان خود را با سخنی ملاطفت آمیز و با رفع مشكلش گرامی بدارد، تا هنگامی كه در این حال است، در سایه رحمت خداوند قرار دارد».4- خدمت به مردم: ‌امیرالمومنین علی(ع) از قول رسول خدا(ص) می‌‌فرماید: «هر مسلمانی كه گروهی از مسلمانان را خدمت نماید، خداوند در بهشت به تعداد آنها به او خدمتكار می‌‌بخشد». سیره عملی انبیا و اولیای الهی نیز پیوسته خدمت به مردم بود. امام زین العابدین(ع) از راهی كه می‌‌گذشت اگر كلوخی می‌‌دید از مركب پایین می‌‌آمد و آن را با دست خود از مسیر راه مردم برمی داشت، آن گاه سوار می‌‌شد و به راه خود ادامه می‌‌داد.

آثار احسان و نیكوكاری: ‌احسان به دیگران پیامدهای بسیاری دارد كه به برخی از مهمترین آنها اشاره می‌‌نماییم. 1- همراهی خداوند: ‌مطابق آیات قرآن كریم، خداوند همواره همراه نیكی كنندگان است و آنها را در مشكلات یاری می‌‌كند: «ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون؛ در حقیقت، خدا با كسانی است كه پروا داشته‌اند و (با) كسانی (است) كه آنها نیكوكارندم»(نحل/128)

2- محبوبیت در پیشگاه خداوند و بین مردم: ‌در قرآن كریم آمده است: «و الله یحب المحسنین؛ خداوند نیكوكاران را دوست می‌‌دارد»(آل عمران/134). از امیرالمومنین علی(ع) نیز روایت شده است: «با احسان دل دیگران به دست می‌‌آید... احسان و نیكی به دیگران سبب محبت است... آن كه احسانش زیاد شود، مردم او را دوست می‌‌دارند».3- بزرگی و عظمت: ‌حضرت علی(ع) می‌‌فرماید: «نیكی عین آقایی است... به مردم نیكی كن تا ارج و قَدرت افزون گردد... هرگاه نیكی ها افزون و تحمل زیاد شود، جلالت و بزرگی محقق می‌‌شود... بزرگی و بلندی مرتبه، با احسان است».4- جلب نعمت و دفع بلا: ‌كسی كه به دیگران نیكی می‌‌كند، دیگران نیز در مقابل به او نیكی می‌‌كنند و از این راه نعمت های وی زیاد و بلاها از او دفع می‌‌گردد. علی(ع) می‌‌فرماید: «نیكی كن تا به تو نیكی كنند... نیكی و احسان نعمت ها را جاری و بلاها را برمی گرداند». 5- سركوبی دشمنان و اصلاح آنان: ‌معمولا برخی چنین می‌‌پندارند كه بهترین راه برای از میان برداشتن دشمنی ها و كارهای ناشایست، مقابله به مثل است، حال آنكه بهترین راه برای مقابله با زشت كاری ها نیكی كردن است، البته این روش همیشه و در مورد همه افراد كارآیی ندارد اما در بیشتر موارد موفقیت آمیز است. علی(ع) می‌‌فرماید: «نیكی كردن تو به دشمنان و حسودانی كه با تو حیله كرده اند، برای آنان بسیار ناراحت كننده‌تر از زشت كاری تو به آنهاست و این كار آنان را به اصلاح فرامی‌‌خواند.»

پرهيز از شتابزدگی

يكي از اصول مهم اخلاقي در گستره پژوهش و تحقيق، اصل طمانينه و پرهيز از عجله و شتابزدگي است. عجله و شتابزدگي، اگر چه براي همه اقشار در بخش‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي، آثار سوء فراوان دارد، اما در فرآيند تحقيق و پژوهش، منشأ آفات و خطرات بيشتري خواهد بود. امام علي (ع) در فرمان خويش به مالك اشتر مي‌فرمايند: «اياك و العجله بالامور قبل اوانها؛ ‌اي مالك بپرهيز از شتابزدگي در كارها پيش از آنكه زمانش فرا رسد». در معناي لغوي «عجله» چنين بيان شده است: «خواستن چيزي و در جست‌وجوي امري برآمدن، پيش از آنكه وقت آن فرا برسد»، يعني قبل از آنكه شرايط، لوازم و مقدمات كافي براي انجام امري فراهم شود، كسي وارد آن كار بشود و اقدام نمايد. شتابزدگي اقسام متعددي دارد. يكي از اقسام شتابزدگي كه در حوزه تحقيق و پژوهش و به ويژه نقد، داراي مصداق است، قضاوتهاي شتابزده يا تلقي و برداشتهاي عجولانه نسبت به يك ادعا يا نظريه است. بدين معني كه قضاوت نمودن درباره يك نظريه يا رسيدن به يك برداشت و تلقي درباره يك ادعا، متوقف بر دستيابي به پاره‌اي قراين، شواهد، مدارك و اسناد است و اينها همه به منزله مقدمات پيدايش آن قضاوت و برداشت هستند. اگر كسي بدون ملاحظه آن مقدمات يا غفلت از پاره‌اي از آنها به قضاوت يا برداشت قاطعي برسد، مي‌گوييم، گرفتار قضاوت عجولانه و برداشت شتابزده شده است. شتابزدگي در قرآن كريم و روايات معصومين (ع) به‌شدت مورد تقبيح و نكوهش قرار گرفته است. در روايتي از رسول خدا (ص) آمده است: «تاني و آرامش از خداست و شتابزدگي از شيطان است». در كلام اميرالمومنين علي (ع) شتابزدگي موجب ندامت و پشيماني معرفي شده است: «از شتابزدگي بپرهيزيد كه پشيماني به بار مي‌آورد«. پاره‌اي از روايات نيز، فرد عجول و شتابزده را در نيل به مطلوب خويش ناكام معرفي مي‌نمايد: «شتابزدگي را واگذاريد زيرا شتابكار خواسته‌اش به دست نيايد و پايان كارش پسنديده نباشد.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS