دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ثمره یاد مرگ

No image
ثمره یاد مرگ

مرگ رويدادي است كه لاجرم در زندگي هر موجود زنده‌اي از جمله انسان رخ خواهد داد و تمام انسانها در مواجه شدن با آن اتفاق نظر دارند اما نكته قابل توجه اين است كه چگونه بدان آگاه و چگونه از آن غافليم؟

  عوامل آگاهی‌بخش

در بيان حضرت امير (عليه السلام) از سه عامل آگاهي بخش به انسان درباره مرگ و امتزاج آن با زندگي ياد شده است:

 1. فطرت: واژه فطرت در لغت به معناي شكافتن طولي و آفرينش ابداعي است (الراغب‌الاصفهاني، 1412، ص640)؛ مثلاً حضرت در جايي مي‌فرمايد: «او آفريدگان را با قدرت خويش و بدون هيچ سابقه‌اي آفريد» (نهج‌البلاغه، خطبه1) . فطرت همچنين به معناي سجيت و سرشتي است كه خدا انسان را براساس آن آفريده است. مطلب مهم در اين مقام توجه به فطري بودن مرگ‌آگاهي انسان است؛ همان‌گونه كه انسان در سرشت و فطرت خود با خدا آشناست، معاد را نيز مي‌شناسد. تعبير زيباي حضرت علي (عليه السلام) در اين باره چنين است: «نشانه مرگ بر پيشاني شما زده شده است» (نهج‌البلاغه، نامه27) .

 2. حجت الهي و انسان كامل: حجت الهي خود عامل آگاهي‌بخش درباره مرگ است كه در دو سطح حجت درون و حجت برون مطرح مي‌شود. حجت برون در واقع همان اهل ذكر است. اما حجت درون همان عقل است كه سبب تشخيص و معرفت است: «عقل تو را همين بس كه براي تو راه گمراهي را از راه رستگاري نمايان مي‌سازد» (تميمي آمدي، 1378، ج2، ص139). در اين باره كه عقل و فرزانگي چگونه در مرگ‌آگاهي مؤثر است، حضرت مي‌فرمايد: «با ايمان علم آباد مي‌شود، و با علم انسان از مرگ مي‌هراسد، و با مرگ دنيا پايان مي‌پذيرد» (خطبه156). توضيح مطلب آنكه عقل سبب علم و معرفت است و از اين طريق موجب مرگ‌آگاهي، و در نتيجه، سبب عاقبت‌انديشي مي‌گردد.

 3. عبرت از تاريخ: تاريخ و عبرت‌آموزي از آن، بخش مهمي از منطق امير مؤمنان (عليه السلام) در ارشاد و هدايت انسان است: «خدا رحمت كند كسي را كه مي‌انديشد و عبرت مي‌گيرد، و عبرت مي‌گيرد تا بصيرت پيدا كند» (نهج‌البلاغه، خطبه102) . همچنين در جايي مي‌فرمايد: «پس از عبرت‌ها پند بگيريد، و از دگرگوني‌ها عبرت بگيريد، و از هشداردهندگان بهره‌مند شويد» (همان، خطبه157) . اين شيوه طريقي ديگر براي تذكر و يادآوري مرگ است و آن حضرت بارها در جاي‌جاي سخنان خود آن را درباره مخاطبان به‌كار مي‌بندد.

 عوامل غفلت‌آفرين

در مجموع مي‌توان جهل و زياده‌روي در حب دنيا را سبب اصلي غفلت از مرگ و حيات اخروي دانست. اين دو سبب است كه بذر آرزوهاي بلند را در دل بشر مي‌كارد و تقويت مي‌كند. از اين‌رو گاهي در تعابير حضرت حب دنيا، گاهي آرزوهاي بلند و گاهي ديگر ندانستن قدر خويشتن يا خودناشناسي سبب غفلت از آخرت دانسته شده است. شايسته است كه در اين بخش به برخي اسباب غفلت اشاره شود.

 1. جهل و نادانی: اگر انسان نسبت به خويشتن و دنيا آگاه باشد، گرفتار دنيازدگي نمي‌شود. امام متقيان علي (عليه السلام) در سخني مي‌فرمايد: «كسي كه به دوري سفر توجه داشته باشد، خود را آماده مي‌كند» (همان، حكمت280) . البته جهل و ناداني مراتبي دارد و چنين برمي‌آيد كه بدترين نوع آن، جهل نسبت به نفس است. از آنجا كه در روايات شناخت نفس سودمندترين شناخت خوانده شده است (تميمي آمدي، 1387، ج2، ص109)، ناآگاهي نسبت به آن زيان بارترين جهل خواهد بود. در سخنان حضرت نيز در اين باره مي‌خوانيم: «هلاك گشت كسي كه قدر خود را نشناخت» (نهج البلاغه، حكمت141) .

 2. هوای نفس: هواي نفس يكي ديگر از عوامل غفلت از مرگ و دنياي آخرت است. در واقع، حب دنيا نيز از اين عامل نشأت مي‌گيرد؛ همان‌گونه كه مقابله و عناد با حق چنين است. اگر هواهاي نفساني مهار شود، دنيازدگي و حق‌ستيزي آگاهانه به‌وقوع نخواهد پيوست. آن حضرت اينگونه از هواي نفس تعبير كرده است: «هواى نفس تو دشمن‌ترين دشمنان توست؛ بر آن غالب شو وگرنه، تو را هلاك مي‌كند» (تميمي آمدي، 1378، ج2، ص600) . همچنين مي‌فرمايد: «دشمنى براى انسان بدتر از نفس او نيست» (همان، ص500) .

3. دوستی دنيا: يكي ديگر از عوامل غفلت از مرگ و آخرت، دوستي و ميل مفرط نسبت به دنياست؛ آن حضرت در مقام اشاره به اين عامل مي‌فرمايد: «بپرهيز از آنكه مرگ تو فرارسد، در حالي كه از پروردگارت گريزان و در دنياپرستي غرق باشي» (نهج‌البلاغه، نامه69) . 4.خيال‌زدگی: هرگاه زمام امور انسان به دست وهم و خيال سپرده شود، سراب آب پنداشته مي‌شود و شيء‌نماي عاري از حقيقت، حقيقت انگاشته مي‌شود: بسيارى زنده‌ها تو را از خويشتن غافل نسازد؛ تو خود ديده‌اى كسى كه پيش از تو به گردآورى مال پرداخت، و از فقر و تهيدستى دورى جست، و با آرزوهاى دور و دراز، و دور پنداشتن مرگ، خود را از عواقب امور ايمن ديد، چگونه مرگ او را فرا گرفت، و از وطنش بركند، و از جاى امنش بربود (همان، خطبه132) .

 5. آرزوهای طولانی: از هشدارهاي معروف اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) در اين باره جايي است كه مي‌فرمايد: بدترين چيزي كه مي‌ترسم دامنگير شما شود، دو چيز است: پيروي از هواي نفس و بلندي آرزو. پيروي از هواي نفس شما را از رسيدن به حق باز مي‌دارد، اما بلندي آرزو سبب فراموشي آخرت مي‌شود (همان، خطبه42).

 ثمره ياد مرگ

توجه اميرالمؤمنين (عليه السلام) به مسأله مرگ، نوعي آموزش عملي آينده بيني است؛ يعني نگاه به آينده آن هم نه آينده شصت سال ديگر بلكه آينده‌اي كه با ابديت انسان گره مي‌خورد. سفارش به ياد مرگ بودن در فرمايشات همه ائمه (عليهم السلام) به ويژه در كلام حضرت علي (عليه‌السلام) يك نقطه ايجابي است نه سلبي، بلكه به وجود آورنده حالتي است كه آن حالت، تقوا نام دارد و ما با ياد مرگ فقط رفع غفلت نمي‌كنيم، بلكه خوبي‌ها را درخود پرورش مي‌دهيم. برترين زهد، ذكر مرگ است و كسي كه مي‌خواهد ارتقا و ترقي پيدا كند بايد ياد مرگ باشد. ياد مرگ فقط براي گناه سوزي نيست بلكه ياد مرگ هم براي زندگي‌سازي و هم براي گناه سوزي است. اين در حالي است كه بعضي افراد ياد مرگ را نوعي زندگي سوزي و بي‌توجهي به زندگي دنيايي مي‌پندارند. و سخن آخر از زبان آن حضرت، خطاب به پسرش كه فرمودند: پسرم، بدان تو براي آخرت آفريـده شدي نه دنيا، براي رفتـن از دنيا، نه پايـدار ماندن در آن، براي مرگ، نه زندگي جاودانـه در دنيـا، كه هر لحظه ممكن است از دنيـا كـوچ كني، و به آخرت در‌ آيي و تو شكـار مرگي هستي كه فرار‌كننده آن نجاتي ندارد، و هر كه را بجويد به آن مي‌رسد، و سرانجام او را مي‌گيرد پس، از مرگ بترس! نكند زماني سراغ تو را گيرد كه در حال گناه يا در انتظار توبه كردن باشي و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد، كه در اين حال خود را تباه كرده‌اي.

 

 

مقاله

نویسنده مریم پناهنده
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS