دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعه ایستا و پویا Dynamic & Static Society

No image
جامعه ایستا و پویا Dynamic & Static Society

كلمات كليدي : جامعه باز، جامعه صنعتي، جامعه پويا، جامعه بسته، جامعه ساده، جامعه ايستا

نویسنده : طاهره عطوفي كاشاني

جوامع به لحاظ امکان دگرگونی و عدم امکان دگرگونی در آن‌ها به دو قسم کلی ایستا و پویا تقسیم می‌شوند و در یک نگاه دیگر جوامع از لحاظ تحرک طبقه‌ای و عدم آن به سه گونه "باز، بسته و کاستی" تقسیم می‌شوند که در ذیل به توضیح‌شان پرداخته می‌شود:

الف) جامعه باز (Open Society) یا نظام طبقه‌ای باز (Open Class System)، که در آن تحرک طبقه‌ای دشواری چندانی ندارد. جامعه باز چون دارای تحرک بسیار است، جامعه پویا (Dynamic Society) نیز خوانده می‌شود.[1]

به عبارت کلی‌تر، جامعه پویا جامعه‌ای است که در آن پیوسته تغییر و پویایی موجود است.[2] بدین ترتیب جامعه پویا را جامعه پیچیده نیز می‌گویند. اما باید توجه داشت که هرگز جامعه‌ای به‌طور مطلق فاقد دگرگونی درونی نیست.[3]

ب) جامعه بسته (Closed Society) یا نظام طبقه‌ای بسته (Closed Class System)، که در آن تحرک طبقه‌ای بسیار دشوار است. جامعه بسته چون تحرک چندانی ندارد، جامعه نیمه‌باز ایستا (Semi-Static Society ) نیز نام می‌گیرد.[4]

ج) جامعه کاستی (Caste Society) یا نظام طبقه‌ای منفصل، که در آن تحرک طبقه‌ای تقریبا محال است. جامعه کاستی چون بی‌حرکت است، جامعه ایستا (Static Society) نیز نام دارد.[5] به طور کلی باید گفت که جامعه ایستا، جامعه‌ای نسبتا فاقد مکانیسم‌های اساسی دگرگون‌بخش است.[6]

آنچه که قابل ملاحظه است این است که جوامع انسانی در جریان تاریخ خود به‌تدریج از صورت جامعه بسته درمی‌آیند و جامعه باز می‌گردند.[7]

به لحاظ پیشینه این تقسیم‌بندی در حوزه علوم باید گفت، این اصطلاحات همواره در علوم اجتماعی، به‌خصوص در جامعه‌شناسی و علم اقتصاد به‌کار رفته‌اند. البته در حوزه اقتصاد، توسط جان استوارت میل از آگوست کنت به عاریت گرفته شده است.[8]

دوره‌ها و مصادیق جامعه ایستا و پویا

جامعه ایستا جامعه‌ای است که در آن معمولا به نوآوری پرداخته نمی‌شود و نیز اخلاق اجتماعی، اسیر عرف است که نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی (و یا به‌قول دورکیم، آنومی)، به‌ندرت در آن روی می‌دهد، سالخوردگان که خزانه سنّت‌ها به‌شمار می‌آیند، جامعه را می‌گردانند، اصولا کارها به‌نحوی ثابت انجام می‌گیرند.[9] می‌توان جوامع پیش از رنسانس اروپا را در شمار جوامع ایستا قرار داد که از لحاظ زمانی، دوره پیش‌صنعتی از ماقبل تاریخ تا زمان انقلاب صنعتی انگلستان، حدود 1800 میلادی را دربر می‌گیرد. دو تن از جامعه‌شناسان به نام‌های گرهارد لنسکی و جین لنسکی، این جوامع را بر اساس نظام اقتصادی آن‌ها به سه دسته تقسیم می‌کنند: جوامع شکار و گردآوری، جوامع پالیزکار که در آن نوعی کشاورزی سبک است و جوامع کشاورزی.[10]

در مقابل جامعه ایستا، جامعه پویا قرار دارد. نمونه برجسته آن جامعه صنعتی است که اساسا بر مکانیزاسیون تولید کالاهای اقتصادی و خدمات متکی است. این مکانیزاسیون در همه جنبه‌های زندگی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی انسان تأثیر داشته است و باعث دگرگونی آن‌ها شده است.[11] دوران مدرن (از حدود قرن هجدهم تا زمان حاضر) شاهد شتابی فوق‌العاده در فرایندهای دگرگونی بوده است. احتمالا در این دوره، که بخش ناچیزی از زمان در تاریخ بشر است، تغییراتی ژرف‌تر از تمامی دوران زندگی قبلی بشریت رخ داده است.[12]

ویژگی‌های جامعه ایستا

به طور کلی مشخصات جامعه ساده و ایستا از قرار زیر است:

الف) تخصص در مشاغل و تقسیم کار در مراحل ابتدایی است. بنابراین جامعه‌ای است ماقبل صنعتی و معاش بر پایه کشاورزی، صید، شکار یا دامداری است. اقتصاد در آن خانگی است و کالا نه برای عرضه به بازار بلکه برای مصرف خانوادگی تولید می‌شود.

ب) با توجه به غلبه گروه‌های نخستین در جوامع، علایق خانوادگی و خویشی در آن محکم است. بر این اساس، به دلیل مرکز ثقل بودن خانواده در فعالیت‌های اجتماعی، به آن "جامعه فامیلی" و نیز به دلیل احترام به بزرگان، آن را "جامعه پدرتباری" گویند.

ج) مراتب قشربندی با وجود نهاد رهبری و مهارت‌های حرفه‌ای در آن ساده است.

ح) به‌دلیل تحرک اجتماعی ضعیف در جامعه‌ای که کاملا بسته است، پایگاه اجتماعی وابسته به خانواده و نیاکان معمولا ثابت و نسبتا پایدار می‌باشد.[13] بنابراین پایگاه اجتماعی شخص در بدو تولد تعیین می‌شود و بدون تحرک به بالا یا پایین، در همان پایگاه اجتماعی تا پایان عمر ثابت می‌ماند. به‌عبارت دیگر، پایگاه فرد که از بدو تولد یک نوع ثابت است، از نوع پایگاه محوّل می‌باشد. در این‌گونه جوامع، پیشینه خانوادگی فرد مهم‌ترین عامل در تعیین پایگاه اجتماعی وی محسوب می‌شود.[14]

خ) به دلیل فقدان تخصص، همگان در کارکردهای اجتماعی مشارکت دارند، بنابراین همبستگی درونی در آن بسیار نیرومند است.

د) در جامعه ساده از ارزش‌های سنتی و هنجارهای رفتاری به میراث مانده از گذشته پیروی می‌شود. لذا دگرگونی و نوآوری در آن بسیار دشوار است. پس در آن جامعه‌پذیری و نیز سازگاری افراد با محیط فرهنگی پیچیده نیست.

ذ) در این جامعه طبق عرف غیر رسمی اداره می‌شود و در آن، قانون رسمی کمتر معمول است.

 ر) تماس با دنیای خارج به دلیل کوچک بودن آن بسیار اندک است.

 ز) جامعه ایستا جامعه گذشته‌نگر است.[15]

ویژگی‌های جامعه پویا

جامعه پیچیده و پویا را می‌توان با شمردن مشخصات قرینه مخالف تعریف کرد:

الف- دگرگونی اجتماعی پدیده‌ای است همیشگی در زندگی اجتماعی، اما در دوران کنونی به‌ویژه شدت یافته است. خاستگاه جامعه‌شناسی امروزین را هم می‌توان در کوشش برای درک تغییرات چشمگیری که جهان سنتی را از هم پاشید و به ایجاد شکل‌های جدید نظم اجتماعی کمک رساند، جستجو کرد.[16]

ب- در جامعه شهری و صنعتی پایگاه محقّق، برای بخش اعظم جمعیت، بسیار مهم‌تر از پایگاه محول است؛ زیرا جامعه صنعتی برای مهارت‌های تخصصی که برای تحصیلات و دوره کارآموزی ارزش زیادی قائل است.[17]

ب- همه جوامع دارای نظامی از قشربندی اجتماعی هستند. در جامعه باز ممکن است نابرابری‌های خاصی وجود داشته باشد، اما افراد آن از فرصت‌های اجتماعی مناسبی برای صعود به طبقه اجتماعی بالاتر برخوردار هستند.[18]

پ- ظهور دولت نشانه گذر مشخصی در تاریخ بشر است، زیرا تمرکز قدرت سیاسی که همراه با تشکیل دولت است، پویایی تازه‌ای به فرایندهای دگرگونی اجتماعی می‌دهد.[19]

ج- در این جامعه سنّت‌ها گرامی نیستند.

چ- تفکّر انتقادی، ابتکار و حتی انحراف از هنجارهای اجتماعی فراوان‌اند، افکار نو و افراد جوان، محور فعالیّت اجتماعی شمرده می‌شوند و زندگی پرتحوّل جامعه، همه‌کس را به تکاپو می‌اندازد.[20]

ح- جامعه باز آینده‌نگر ست.[21]

 

مقاله

نویسنده طاهره عطوفي كاشاني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب جامعه برتر

کتاب جامعه برتر

کتاب «جامعه برتر» با نگاهی عمیق و نو در کلمات گهربار امیرالمؤمنین علیه السلام، بحث امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار داده است.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS