دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعیت اسلام در کلام و پیام امام خمینی(ره)‌

No image
جامعیت اسلام در کلام و پیام امام خمینی(ره)‌

جامعيت اسلام در كلام و پيام امام خميني(ره)‏

معصومه نعمتی

نظام اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اسلام برای تمامی عرصه‌های زندگی انسان اعم از بعد فردی و اجتماعی قوانین و احکام خاصی دارد که در جهت تکامل و جامعیت آن بخش قدم بر می‌دارد و علاوه بر مسائل اعتقادی و عبادی به مسائل و امور اجتماعی و روابط مسلمانان با یکدیگر پرداخته است و سعی نموده که در این میان یک ارتباط سالم، موفق و دینی جهت رشد و توسعه جامعه ایجاد نماید این مسئله در سخنان حضرت امام خمینی(ره) نیز بیان گردیده است.‌

‌«مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظام‌های حاکم در جامعه بوده است و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز آن را برای سعادت جامعه نمی پذیرد. مذهب اسلام همزمان با اینکه به انسان می‌گوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او می‌گوید چگونه زندگی کن و روابط خود را با سایر انسان‌ها باید چگونه تنظیم کنی و حتی جامعه اسلامی با سایر جوامع باید چگونه روابطی را بر قرار نماید. هیچ حرکتی و عملی از فرد و یا جامعه نیست مگر اینکه مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته است. بنابراین طبیعی است که مفهوم رهبر دینی و مذهبی بودن، رهبری علمای مذهبی است در همه شئون جامعه، چون اسلام هدایت جامعه را در همه شئون و ابعاد آن به عهده گرفته است.»‌

‌«اسلام برای شما و برای همه بشر و همه توده‌های عالم تحفه آورده است، تحفه همگانی و برای همه در راس برنامه‌های اسلامی هدایت است که شما را هدایت کند و به راهی که هم دنیای شما تعمیر بشود و معمور باشد و هم آخرت شما.» در این سخن بیان گردیده که دین اسلام با توجه به داشتن برنامه و قوانین برای عرصه‌های گوناگون اجتماع، هدف هدایت انسان‌ها و سعادت و نیکبختی زندگی دنیوی و اخروی آنها را در نظر داشته است.‌

‌«اسلام همان طوری که فقط احکام ظاهری راجع به افراد باشد نیست، همین طور همه اسلام عبارت از قیام و نهضت و اینها هم نیست. اسلام این جور جهات دارد و کسی که بخواهد اسلام را بشناسد، همه جهات در اسلام هست یعنی آن چیزی که مربوط به رشد فرد است، آنکه مربوط به رشد جامعه است، آنکه مربوط به سیاستی است که بین آن و سایر ملل هست، آنکه مربوط به اقتصاد است، آنکه مربوط به فرهنگ است، تمام اینها در اسلام هست.» جامعیت و کاملیت اسلام از احکام الهی و قوانین دینی که برای عرصه‌های گوناگون از جمله رشد اقتصادی و سیاسی جامعه تصویب نموده مشخص می‌گردد. علاوه بر اینکه بخشی از قوانین اسلام به مسائل عبادی و احکام دینی و شرعی پرداخته است، بسیاری از آیات قرآنی و قوانین دینی در جهت چگونگی اداره امور سیاسی و روابط اقتصادی سالم و روابط فرهنگی اجتماع بیان گردیده است و این نشان از جامعیت دین اسلام است.

«اسلام غمخوار همه است. اسلام غمخوار بشر است، نه همین غمخوار شما. اسلام آمده است روی غمخواری‌ای که به بشر دارد ، بشر را از این اعوجاج‌ها و از این انحراف‌ها و از این اموری که برای خود بشر تباهی می‌آورد نجات بدهد، برای نجات ملت ها، همه ملت ها.» اسلام دینی است که در اندیشه نجات و رهایی انسان‌ها از امور و مسائل ناشایستی است که در طول زمان به آن عادت نموده‌اند. افراد باید با ترک رذایل اخلاقی و کسب فضایل دینی بتوانند زندگی شایسته خود را از بدی‌ها نجات دهند. ‌

‌«اسلام همان طوری که به معنویات نظر دارد و همان طوری که به روحیات نظر دارد و تربیت دینی می‌کند و تربیت نفسانی می‌کند و تهذیب نفس می‌کند، همان طوری به مادیات نظر دارد و مردم را تربیت می‌کند در عالم که چطور از مادیات استفاده کنند و چه نظر داشته باشند در مادیات. اسلام مادیات را همچون تعدیل می‌کند که به الهیات منجر می‌شود. اسلام در مادیات به نظر الهیات نظر می‌کند و در الهیات به نظر مادیات نظر می‌کند. اسلام جامع ما بین همه جهات است.»

دین اسلام سعی نموده که رابطه‌ای مناسب و متقابل بین زندگی دنیوی و مادیات از یک سو و زندگی اخروی و معنویات از سوی دیگر ایجاد نماید، به نحوی که این دو مکمل یکدیگرند. رشد اقتصادی و مادی جامعه باید در جهت رشد معنویات و الهیات باشد و نباید انسان‌ها را از زندگی اخروی و پرداختن به اصول و احکام دینی باز دارد، انسان باید در کنار اینکه به کار و کوشش و تلاش اقتصادی می‌پردازد، به مسائل اعتقادی و دینی و انجام امورات خیر و اعمال صالح نیز بپردازد تا علاوه بر خوشبختی دنیوی، سعادت اخروی را نیز کسب نماید. ‌

‌«اسلام دارای فرهنگ غنی ساز است که ملت‌ها را بی گرایش به راست و چپ و بدون در نظر گرفتن رنگ و زبان و نطقه به پیش می‌برد و انسان‌ها را در بعد اعتقادی و اخلاقی و عملی هدایت می‌کند و از گهواره تا گور به تحصیل و جستجوی دانش سوق می‌دهد. اسلام در بعد سیاسی، کشورها را درهمه زمینه‌ها، بدون تشبث به دروغ و خدعه و توطه‌های فریبنده، به اداره و تمشیت حکومت سالم هدایت می‌کند و روابط را با کشورهای دیگری که به زیست مسالمت آمیز و خارج از ظلم و ستمکاری متعد هستند، محکم و برادرانه می‌کند. اقتصاد را به صورتی سالم و بدون وابستگی به نفع همگان، در رفاه همه مردم، با اهمیت به مستمندان و ضعیفان بارور می‌کند و برای رشد بیشتر کشاورزی و صنعت و تجارت کوشش می‌نماید و در بعد نظامی به همه کسانی که صلاحیت دفاع از کشور را دارند برای مواقع اضطراری تعلیم نظامی می‌دهد و در این مواقع بسیج عمومی اختیاری و احیاناً اجباری می‌کند و درحال عادی برای دفاع از مرزها و تنظیم شهرها و ایمنی جاده‌ها و حفظ نظم و انتظام، نیروی مومن ورزیده تربیت می‌کند.»‌

منابع: اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی(ره)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1378‌

کتاب‌های صحیفه نور، کشف الاسرار و تحریرالوسیله از امام خمینی(ره)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS