دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جايگزين‌های مفيد و مختصر

No image
جايگزين‌های مفيد و مختصر

 تغييرات و پيچيدگي‌هاي دنياي امروز، لزوم توجه به اخلاق را پررنگ‌تر كرده، در حالي كه گاهاً در جوامع مختلف و گروه‌هاي مختلف مردم، بي‌اخلاقي‌ها و بي‌توجهي به ارزش‌هاي ديني و اخلاقي مشاهده مي‌شود. دين مبين اسلام، ‌بيش از هر دين و آيين ديگري بر لزوم اخلاق مداري مردم و حكومت تأكيد داشته است. امير مومنان علي (ع) رواج بي‌اخلاقي‌هايي نظير محروم ساختن ديگران ازحق خود، پرداخت رشوه، به باطل كشاندن ديگران و... در جامعه را از مهم‌ترين علل سقوط جامعه برشمرده‌اند. به همين دليل، پدران و مادران، ‌مدرسه و اجتماع به‌طوردائم با موضوع تربيت كودكاني محترم و با اخلاق مواجه هستند. در عصري كه نظارت بر كودكان كاري بسيار ظريف و زندگي در آن پيچيده است، قضيه پرورش كودكان شريف بسيار ضروري و اضطراري است. همچنين، آمار و ارقام حاكي از افزايش بزهكاري و بروز جرايم در سنين پايين است، از طرفي تعصبات فردي و رفتارهاي مغاير اخلاق درجوامع مختلف گسترش يافته كه نشان‌دهنده خلأ جدي در تربيت اخلاقي آحاد جامعه است. قطعاً بهترين زمان براي شكل‌گيري ارزش‌هاي اخلاقي در فرد ‌دوران كودكي است، و خانواده‌ها و معلمان مي‌توانند با شناسايي تواناييها و محدوديتهاي كودكان در سنين مختلف، ‌به بهترين نحو اقدام به رشد ارزش‌هاي اخلاقي در كودكان كنند. در اينجا ضمن معرفي ويژگي‌هاي رشد اخلاقي در كودكان، روش‌هاي موثر در تربيت اخلاقي آنها ارائه گرديده است. اخلاق در نتيجه تعامل عواملي مانند نظرهاي والدين، روش‌هاي انضباطي و انتخاب‌ها و اختيارهاي خود كودكان شكل مي‌گيرد. كودك از تجربه‌هاي اوليه خود براي تشخيص درست از غلط استفاده مي‌كند، در عين حال هنگامي كه به تربيت و پرورش نياز دارد، والدين بايد به او كمك كنند ياد بگيرد در زندگي مقررات را بپذيرد و ناكامي‌ها را تحمل كند. پس مي‌توان گفت خانه بهترين مدرسه براي آموزش رفتارهاي اخلاقي است. در اين نوشتار هفت راهنماي ساده براي پرورش رشد اخلاقي كودكان را بررسي مي‌كنيم:

 

  تحسين به جای پاداش

معمولا والدين بلافاصله پس از مشاهده رفتارهاي مطلوب و اخلاقي، كودك را تقويت مي‌كنند و به آنها پاداش مي‌دهند. اما «تحسين كردنِ» رفتارهاي مثبتِ اخلاقي كودك بهتر از «پاداش دادن» به كودك براي آن رفتارهاست. پاداش به مرور باعث مي‌شود كودك آن رفتار اخلاقي را به خاطر چيز ديگري انجام دهد ولي تحسين آن را در نظر كودك به خودي خود ارزشمند مي‌كند و به فضيلتي خواستني تبديل مي‌‌‌سازد.

 تحسين شخصيت

معمولاً والدين به آثار رفتارهاي كودك واكنش نشان مي‌دهند. اگر چه يكي از بهترين تمرين‌هاي سازنده اخلاق، اشاره به اثر رفتار كودك بر شخص ديگر است و انجام اين كار باعث افزايش رشد اخلاقي كودك مي‌شود، اما روان شناسان معتقدند تحسين كردنِ « شخصيت » بافضيلتِ كودك كارسازتر از تحسين كردن خود «رفتار» اخلاقي كودك است (مثلا اينكه به كودك بگوييم «چقدر خوبه كه راستگو/اهل كمك كردن/مهربان هستي » بهتر است از اينكه بگوييم « آفرين كه راست گفتي/فلان كمك و لطف را كردي ») .

 تحسين تلاش

تحسين كردنِ « تلاش» و كوشش ارادي كودك موثرتر از تحسين كردنِ «استعداد»هاي او است.

 توجه ويژه به 8 سالگی

بهترين سن براي تعريف مثبت از شخصيت كودك و بهبود تصوير او از هويت اخلاقي‌اش 8 سالگي است. زودتر از آن چندان قدرت فهم شخصيت بافضيلت را ندارد. ديرتر از آن هم ديگر تصويرش از شخصيت اخلاقي‌اش تا حد زيادي شكل گرفته است.

 

  ايجاد حس خطاكاری

در برابر رفتارهاي غيراخلاقي كودك بهتر است به جاي احساس «شرم» (كه توام با حس حقارت و بي‌ارزشي و انفعال است)، احساس «خطاكاري» را (كه همراه با پشيماني و همدلي و ميل جبران است) در او ايجاد كنيم.

 تأسف به جای خشم

وقتي در پاسخ به رفتار غيراخلاقي كودك اظهار «خشم» مي‌كنيم در او حس مخرب «شرم» (كه تصوير او از خودش را منفي مي‌كند) ايجاد مي‌شود. ولي وقتي اظهار «تاسف» مي‌كنيم در او حس سازنده «خطاكاري» (كه ميل اصلاح رفتار ايجاد مي‌كند) تقويت مي‌شود. «اظهار تاسف» و تاكيد بر اينكه از شخصيت اخلاقي كودك انتظار بيشتري داريد بهتر از نشان دادن «عصبانيت» است.

  موعظه‌ عملی صِرف

اگر الگوي اخلاقي عملي خوبي براي كودك باشيم و او را موعظه زباني‌ نكنيم موثرتر از اين است كه همانقدر الگوي اخلاقي خوبي باشيم ولي موعظه زباني هم بكنيم. به تعبير ساده‌تر موعظه عملي بدون موعظه زباني كارسازتر از موعظه همزمانِ عملي و زباني است.

تلاش كنيد الگويي نمونه يا يك مثال اخلاقي قوي باشيد. والدين نخستين و مهم‌ترين الگو و معلم اخلاق كودكانشان هستند بنابراين مطمئن شويد به همان شيوه‌ كه از كودكتان انتظار داريد، رفتار مي‌كنيد. او با مشاهده انتخاب‌ها و واكنش‌ها و شنيدن حرف‌هاي روزمره شما، معيارهاي اخلاقي را مي‌آموزد. رفتارهاي پدر و مادر در زندگي روزمره درس‌هاي اخلاقي مهمي به كودك مي‌دهد. شما خودتان با خويشاوندان، دوستان، همسايگان و بيگانگان چگونه رفتار مي‌كنيد؟ چه فيلم‌هايي تماشا و كدام كتاب‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني را انتخاب مي‌كنيد؟ با تضادهاي اخلاقي روزانه چه برخوردي داريد؟ مثلا درباره تقلب فرزندتان، دروغ دوستش و مزاحمت همسايه چه واكنشي نشان مي‌دهيد؟ به رفتارهايي توجه كنيد كه مي‌خواهيد فرزندانتان درباره آنها از شما سرمشق بگيرند. يكي از بهترين سوال‌هايي كه در پايان هر روز مي‌توانيد از خودتان بپرسيد، اين است: «اگر من تنها سرمشق فرزندم براي تشخيص درست از نادرست باشم، او امروز چه چيزهايي ياد گرفته است؟»پدر مادرها و معلم‌ها مي‌دانند همين هفت راهنماي ساده چقدر در تربيت روزمره بچه‌ها كاربرد و مصداق دارد. متاسفانه بعضا در عمل با هدف تربيت اخلاقي خلاف اين توصيه‌ها پياده مي‌شود و شخصيت اخلاقي كودكان را خود والدين، ناخواسته، تخريب مي‌كنند.

قاعده روزگار جوانی

احـساسات دوران جوانى مساوی است با داشتن دوست و دوستی کردن. اما همین دوستی کردن برای خود راه و رسمی‌دارد که اگر بخواهی خلاف قاعده عمل کنی حتماً بازنده می‌شوی.امام علی (علیه‌السلام) در توصیه ای شنیدنی به جوانان برای داشتن دوستی پایدار مـیـانـه روى در رفـاقـت را پیشنهاد کرده و می‌فرمایند: «با دوست مورد علاقه‌ات به مدارا اظهار دوستى کن، شاید روزى دشمنت گردد و در اظـهار بى مهرى به کسى که بر او خشم گرفته اى مدارا کن، چه بسا مـمـکـن است دوستت گردد.اگـر خـواسـتـى رابطه‌ات را با برادرت قطع کنى، راهى را برایش بـگذار که اگر روزى خواست برگردد، راه بازگشت داشته باشد. اگـر رفیقت امساک ورزید، تو بذل و بخشش داشته باش و هـنگام فاصله گرفتن او، تو نزدیک شو و هنگام سخت گیرى او، نرمش داشـتـه باش و هنگام ارتکاب گناه، عذرش را بپذیر.  خیرخواهی‌ات را به دوستت خالص کن، خواه خوشایند دوستت باشد و خواه خوشایند او نباشد.اما در همه ایـن موارد موقع شناس باش و بر حذر باش از این که آن چه گفته شد در غـیـر محلش قرار دهى یا درباره کسى که اهلیت ندارد به انجام برسانى.» (نهج البلاغه، نامه ۳۱)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS