دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه پدر و مادر در خانواده

از آنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، ‌می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند .
جایگاه پدر و مادر در خانواده
جایگاه پدر و مادر در خانواده

از آنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، ‌می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر را بدانند .

جایگاه پدر و مادر در تمام ادیان آسمانی و حتی مکاتب غیرالهی ، مورد احترام و تکریم قرار گرفته است . پیامبر و اهل بیت آن حضرت و همچنین آیاتی از قرآن کریم ، به طور مکرر ، مقام و منزلت والدین را بیان کرده و به انسانها سفارش می کنند که از احترام به پدر و مادر و نیکی به آنها غفلت نورزند . در چند سوره از قرآن کریم ، نیکی به والدین ، بلافاصله پس از مبحث توحید آمده است . اهمیت این موضوع تا بدان پایه است که در روایات اهل بیت پیامبر (ص) توصیه شده که حتی اگر پدر و مادر کافر باشند ، رعایت احترامشان لازم است . در سوره انعام قسمتی از آیه 151 می خوانیم : " ... چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید ... "

در روایات بسیاری به نقل از پیامبر و اهل بیت آن حضرت ، نیکی به والدین مورد تاکید قرار گرفته است و حق هریک از آنها بر فرزند به تفصیل بیان شده است . ‌در روایتی از پیامبر اسلام (ص) می خوانیم : " رضایت خدا با رضایت والدین است ."

در تاریخ آمده است که روزی مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و گفت : ای رسول خدا ، ‌من گناهکارم و اعمال ناپسند بسیاری انجام داده ام ، ‌آیا می توانم توبه کنم ؟ پیامبر (ص) به او فرمود : " آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند ؟ " گفت : آری ، پدرم زنده است . پیامبر فرمود : " برو ، به او نیکی کن تا آمرزیده شوی ." وقتی او راه افتاد ، پبامبر (ص) فرمود : " ای کاش مادرش زنده بود ". یعنی نیکی به مادر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

برپایه روایات دینی ، احسان به والدین ، سبب طولانی شدن عمر ، همنشینی با نیکان در آخرت و همچنین موجب مغفرت الهی می شود . اینک به جنبه هایی از کارکردهای تربیتی والدین اشاره می کنیم .

هریک از پدر و مادر از جایگاهی خاص در ساختار خانواده برخوردارند . آنها با توجه به موقعیتشان در محیط خانواده ، نقش هایی متفاوت و در عین حال مکمل را ایفا می کنند . در جاهایی حضور مادر ، پررنگ تر و در مواردی حضور پدر مؤثرتر است . به هر حال آنها می توانند به طور مشترک نیز بر مناسبات خانوادگی تاثیر بگذارند . در ساختار یک خانواده کامل ، یعنی خانواده متشکل از پدر و مادر و فرزندان ،‌ معمولا" پدران نان آور خانواده هستند و مسئولیت تامین معاش و نیازهای اقتصادی خانواده برعهده آنان است . گرچه امروزه به علت سختی زندگی ، زنان نیز دوشادوش مردان در تامین بخشی از هزینه های زندگی ، سهیم هستند ، اما مردان ، اوقات بیشتری را در خارج از کانون خانواده می گذرانند . این امر ممکن است سبب کمرنگ شدن رابطه میان پدران و فرزندان شود . پدر به عنوان سمبل اقتدار در خانواده ، نقش مهمی در تربیت روحی و روانی فرزندان دارد . رابطه پدر با هریک از فرزندان دختر و پسر ، از اهمیت خاصی برخوردار است .

گزارشی در این باره

پدر می تواند راهنمای فکری خوبی برای پسر باشد . او می تواند پسر را برای ایفای نقشهای مردانه ، تربیت کند . برپایه تحقیقات انجام شده ، پسرها از سن سه سالگی می کوشند رفتار خود را شبیه پدر کنند . پسر به محبت پدر و احساس تفاهم با او نیازمند است . پدران باید از تمایل پسران برای تقلید از آنها در طرز راه رفتن و یا لباس پوشیدن و صحبت کردن ، استقبال کنند . این تقلیدها را نباید نکوهش کرد . تقلید از گفتار و رفتار پدر ، ممکن است به یادگیری ارزش ها و سنتهای اجتماعی بیانجامد . بهترین رابطه بین پدر و فرزند پسر ، برپایه دوستی و صمیمیت شکل می گیرد . ارتباط نزدیک و صمیمی پسر با پدر و حمایت های فکری او ، سبب می شود که فرزند پسر احساس کند از پشتوانه ای محکم برخوردار است . البته در این حمایتها نباید افراط شود ، زیرا فرزند شخصیتی وابسته پیدا می کند .

رابطه پدران با دختران نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . دختر مرد آرمانی اش را از طریق پدر شناسایی می کند . رفتار پدر با همسرش ، نقش زیادی در نگاه دختر به زندگی مشترک در آینده دارد . دخترانی که رفتار احترام آمیز پدر با مادر را در خانه می بینند ، از ازدواج و آینده خود تصویری مثبت در ذهن خواهند داشت . پدران می توانند راهنمای فکری خوبی برای فرزندان دختر خود باشند . پدر باید به دختر محبت کند ، او را دوست بدارد و این دوستی را به صورت آشکار ابراز کند . این محبت ها در رشد عاطفی فرزند دختر ، بسیار مؤثر است . برخی پژوهش ها نشان داده که عدم وجود عاطفه و محبت میان پدر و دختر ، سبب می شود که او این محبت را در خارج از فضای خانه جستجو کند . این امر ، زمینه را برای بسیاری از انحرافات و کجرویها فراهم می کند .

درمورد نقش مادر در خانواده باید گفت که مادر ، مؤثرترین عامل تربیت و تامین کننده سلامت روحی ، روانی و جسمانی فرزندان است . نقش اساسی مادران در تربیت موجب شده است که در نظام تربیتی و حقوقی اسلام ، به مادران توجهی خاص شود . محبت مادر به فرزند چنان تاثیرگذار است که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را بگیرد . نوازش مادر یکی از غذاهای روحی کودک است و مادر باید به اندازه لازم ، فرزند خود را از این غذای روحی بهره مند سازد . مادر از نظر روانی و عاطفی ، سرشار از محبت است و توان بالایی در ابراز احساسات و عواطف دارد . حال اگر از این توان ، درست استفاده شود ، در تحکیم پیوند خانوادگی و چگونگی شکل گیری روابط اجتماعی فرزندان نقش سازنده ای خواهد داشت . مادران بویژه درارتباط با دختران از کارکردهای تاثیرگذار تربیتی برخوردارند . روان شناسان معتقدند که پرورش صفاتی از قبیل اعتماد به نفس ، عزتمندی ، خودباوری برعهده مادرانی کارآمد و فهیم است . چرا که این فرشتگان محبت از طریق مسیری که با مهر خود می گشایند ، راه پرفراز و نشیب تربیت را هموار می کنند . مادر در تلطیف احساسات فرزند بویژه فرزند پسر ، نقش مهمی دارد . گاهی تند خوئیها و پرخاشگریهای پسران ، در یک مکالمه ساده و آرام بخش با مادران ، فرو می نشیند . مادران به دلیل عواطف قوی ، به گلایه ها و مشکلات فرزندان ، بهتر توجه می کنند و رازدارانی امین در خانواده هستند . به علاوه ، مادران می توانند درزمینه الگو دهی به دختران ، بسیار موثر و جهت دهنده عمل کنند . البته به شرطی که در ایجاد رابطه محبت آمیز با آنها موفق شده باشند.

اظهارات کارشناس محترم آقای پویا

این چنین است که به فرموده پیامبر گرامی اسلام (ص) ، پدر و مادر ، بزرگترین حق را بر گردن انسان دارند . به همین دلیل آموزه های اسلام بر شناخت و رعایت حقوق والدین و به خصوص مادر تاکید بسیار دارد . آیاتی از قرآن نیز به رنج و زحمت مادر در بدنیا آوردن کودک و پرورش او اشاره می کند . جایگاه ارزشمند والدین در پیشگاه خداوند ، خواه ناخواه ، آدمی را به تواضع دربرابر این موهبتهای الهی و رعایت ادب و احترام و نیکی به آنان وا می دارد .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS