دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جلب اطمینان دیگران

No image
جلب اطمینان دیگران

از نظر اجتماعى بزرگترین خدمتى که صدق و راستى مى تواند به انسانها کند مسأله جلب اطمینان و اعتماد است. البته مى دانیم تمام پیشرفتهاى علمى و صنعتى و اقتصادى که نصیب بشر شده مولود سیستم زندگى او، یعنى زندگى دسته جمعى است. ولى همکارى و همفکرى که اساس زندگى دسته جمعى است در صورتى میسر است که افراد نسبت به هم اعتماد و اطمینان کامل داشته باشند. در غیر این صورت مشکلات زندگى دسته جمعى، مزاحمتها، نزاعها، کشمکشها و کار شکنى‌ها را خواهد داشت بدون اینکه از فواید آن بهره مند گردند. بدیهى است مهمترین و مؤثرترین وسیله جلب اطمینان و اعتماد همان «صدق و راستى» و خطرناکترین دشمن آن دروغ است. اگر مؤسسات اقتصادى تنها در معرفى یکى از کالاهاى خود دروغ بگویند، مردم نسبت به بهترین فرآورده هاى آنان بدبین خواهند شد. اگر در محیط هاى علمى دروغ رایج گردد، دانشمندان و دانش طلبان به گفته هاى یکدیگر، به نقلهاى یکدیگر، به قضاوتهاى یکدیگر اعتماد نخواهند کرد و به این ترتیب هرکس باید تمام زحمات لازم را براى یک تحقیق علمى شخصاً متحمل گردد و از زحمات هزاران سال عمر دیگران نتواند استفاده کند. و این نوع دروغ زشت ترین و کثیف ترین انواع دروغ است. همانطور که اشاره شد صدق و راستگویى یکى از نشانه هاى بارز شخصیت انسان و عظمت فکر و پاکى روح اوست. افراد راستگو معمولاً افرادى شجاع، صریح، با اخلاص، کم طمع و خالى از تعصبهاى غلط و حبّ و بغضهاى افراطى هستند زیرا راستگویى بدون اینها ممکن نیست. نگاه به رکوع و سجود طولانى کسى نکنید چه اینکه ممکن است عادت او باشد و اگر آن را ترک کند ناراحت شود، ولى نگاه به راستگویى و امانت او کنید به عکس، افراد دروغگو معمولاً ترسو، ریاکار، طماع، متعصب و لجوج یا گرفتار حبّ و بغضهاى غلط مى باشند.

افراد راستگو حتماً در زندگى پایبند به اصولى هستند، این اشخاص کمتر ممکن است مزوّر و دمدمى مزاج و منافق باشند زیرا صداقت با هیچ یک از این امور سازگار نیست. راستگویى را مى‌توان کلیدى براى کشف باطن اشخاص از جنبه‌هاى مختلف دانست و لذا در بعضى از اخبار و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) صدق حدیث وسیله اى براى ارزیابى وجود افراد شمرده شده : امام صادق(ع) مى فرماید : « لا تَنْظُرُوا اِلى طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ وَسُجُودِهِ فَاِنَّ ذلِکَ شَیْءٌ قَدِ اعْتادَهُ فَلَوْ تَرَکَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِکَ ، وَلکِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَاَداءِ اَمانَتِهِ » نگاه به رکوع و سجود طولانى کسى نکنید چه اینکه ممکن است عادت او باشد و اگر آن را ترک کند ناراحت شود ، ولى نگاه به راستگویى و امانت او کنید. قرآن مجید نیز مى‌فرماید : «وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ » مى‌توانى آنها (منافقان) را از طرز سخنانشان بشناسى. بدون شک دو صفت راستى و درستى (صدق و امانت) بارزترین نشانه شخصیت است، بلکه نام انسان واقعى را بدون این دو نمى توان بر کسى گذارد، و این دو از یک ریشه مشترک منشعب مى‌شوند، زیرا راستگویى چیزى جز امانت در اداى سخن نیست، همانطور که امانت هم چیزى جز صداقت در عمل نمى باشد، و چنانکه خواهیم دید آثار اجتماعى این دو نیز مشابه یکدیگرند. شاید به همین ملاحظه است که در کلمات پیشوایان بزرگ اسلام « صدق الحدیث» و « اداء‌الامانة » با هم ذکر شده و در گفت‌وگوهاى معمولى نیز راستى و درستى را با هم مى آورند.

همسایگان را دریابیم

وجود همسایه خوب، برای آدمی نعمتی ارزشمند و همسایه خوب بودن، مایه محبت و دوستی است. دل‌ها همواره متوجه جایی می‌شود که نیکی و مهربانی در آن حاکم باشد و هرجا که شهد خیر باشد، افراد گرد هم می‌آیند. نقش رفتار نیک در همسایگی، در ایجاد تجمع‌های پرشکوه و الفت‌های اجتماعی، فراوان است. حضرت علی(ع) می‌فرماید: «مَنْ حَسُنَ جِوارِه کَثُرَ جیرانُهُ؛ آن که همسایگی‌اش نیکو باشد، همسایگانش روزافزون می‌شود.» ایشان در حدیثی دیگر می‌فرماید: «حُسْنُ الجوار یَعْمُرُ‌الدّیارَ و یزیدُ فی الأعمار؛ خوش همسایگی، هم آبادی‌ها را آباد و هم عمرها را زیاد می‌کند». امام‌صادق (ع) نیز در سخنی فرمود: «بر شما باد نماز خواندن در مسجدها و همسایگی خوب با مردم».گاهی تحمل سختی‌ها و ناسازگاری‌های همسایگان، برای حُسن هم جواری لازم است. اگر بخواهیم روابط مان از هم نگسلد، باید صبور بود و تحمل کرد و بدی را با بدی پاسخ نداد. رفت و آمد، رسیدگی، احوالپرسی، یاری، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز و همدردی، از جمله وظایفی است که بر عهده همسایه و نیز نشانه جوانمردی و انسان دوستی است. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: «مِنَ المُروّةِ تَعَهُّدُ الجیرانِ؛ رسیدگی به همسایگان، جوانمردی است». همچنین حضرت امام باقر (ع) یکی از ویژگی‌های مهم شیعه را، رعایت حق همسایگی می‌داند و می‌فرماید: والتعاهُدُ لِلجیرانِ مِنَ الفُقراءِ وَ اَهلِ المَسکَنَةِ وَ الغارِمینَ و الأَیتام. از نشانه‌های پیروان ما، رسیدگی به همسایگان نیازمند و تهی‌دست و بدهکاران و یتیمان است. انسان شرافتمند و با وجدان چگونه می‌تواند آسوده خاطر و با شکم سیر بخوابد، در حالی که در همسایگی او محروم و گرسنه و نیازمند باشد و با آنکه او می‌تواند گرهی را از کار آنان بگشاید، کوتاهی کند!؟ چگونه می‌تواند این سخن پیامبر را از یاد ببرد که: ما امَنَ بی مَنْ باتَ شَبعانا وَ جارُهُ المُسلمُ جائعٌ. هر کس سیر بخوابد، در حالی که همسایه مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است. اگر این حق و حریم اسلامی، مسئولانه شناخته و رعایت شود، در جامعه اسلامی نیازمند و گرفتاری که صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارد، پیدا نخواهد شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS