دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جمال الدین اخوی

No image
جمال الدین اخوی

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، اخوي، جمال الدين، وزير دادگستري، وزير مشاور، دادستان كل، نماينده تهران

نویسنده : سيد مرتضي مير تبار

جمال‌الدین اخوی در سال 1270 در تهران متولد شد. وی از نوادگان سید حسن تقوی تهرانی بوده و پدرش حاج سید نصرالله اخوی[1] که مدت‌ها ریاست دیوان عالی کشور را برعهده داشته، می‌باشد. اخوی دوره‌ی ابتدائی را در مدرسه‌ی سادات و اقدسیه و دوره‌ی متوسطه را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند.[2] مدتی به تحصیل ادبیات عرب و فقه و اصول پرداخت؛ اما بعد از مدتی، از آن دست کشید و به علوم جدید روی آورد. در مدرسه‌ی سن لوئی[3] تهران به مدت 7 سال به فراگیری علوم جدید و زبان فرانسه مشغول شد. پس از یادگیری زبان فرانسه، در همان مدرسه مشغول به کار شد و مدت 7 سال به تدریس پرداخت.[4] پس از چندی برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه تهران شد و از آن دانشگاه لیسانس قضائی گرفت.

شروع فعالیت وی

در سال 1302 با سمت وکالت عمومی مدعی العموم محکمه‌ی بدایت در دادگستری مشغول به کار شد. در سال‌های 1305 تا 1308 مدیر دفتر شعبه‌ی 4 امور قضائی و مدیر دفتر پارکه‌ی دادسرای مرکز و قاضی محکمه‌ی بدایت و عضو اداره‌ی امور قضائی عدلیه شد. در سال 1308 با گروهی از محصلین دادگستری برای تحصیلات بالاتر به فرانسه اعزام شد.[5] در پاریس دیپلمش را از انستیتوی جرم‌شناسی دریافت کرد و پس از مدتی؛ یعنی در سال 1311 به ایران بازگشت و به سمت کفیل وکالت عمومی محکمه‌ی استیناف منصوب شد[6] و پس از آن به ریاست شعبه‌ی دیوان عالی تمیز رسید.[7] در سال 1317 علاوه بر شغل قضائی عضو پیوسته‌ی فرهنگستان شد.

مشاغل دولتی وی

در سال 1330 در کابینه‌ی دکتر مصدق دادستان کل دیوان عالی کشور شد.[8] حدود 1 سال و اندی در همین سمت مشغول کار بود و دوباره رئیس شعبه‌ی تمیز شد. در سال 1332 در کابینه‌ی سپهبد فضل‌الله زاهدی به سمت وزارت دادگستری منصوب شد.[9] در سال 1333 در همان کابینه وزیر مشاور گردید. جمال‌الدین اخوی از 14 آذر سال 1334 تا 1335 در کابینه‌ی حسین علاء، وزیر دادگستری بود.[10] وی که از طرفداران دکتر مصدق بود، در همان دوره قضیه‌ی محاکمه‌ی دکتر مصدق به اتهام ماندن غیرقانونی در پست نخست وزیری که فقط 3 روز بود، اتفاق افتاد و اخوی محکوم به 3 سال حبس مجرد گردید. پس از گذشت 2 سال به فرجام خواهی مصدق رسیدگی شد و شعبه‌ی 9 دیوان عالی کشور، حکم دادگاه تجدید نظر را به تأیید رسانید. کابینه‌ی حسین علاء در 24 خرداد 1335 سقوط کرد؛ ولی اخوی قبل از فروپاشی کابینه‌ی علاء استعفا داده بود. لذا این سقوط دامن‌گیر او نشد. اخوی در طول مدت وزارت خود در دادگستری، از قانون مصونیت قضات حمایت می‌کرد.

ورود به مجلس

در انتخابات تابستانی دوره‌ی بیستم مجلس شورای ملی، ریاست انجمن نظارت بر انتخابات تهران به او محول شد؛ اما انتخابات به هیچ وجه آزادانه برگذار نشد و همین امر موجب شد که مردم دهان به اعتراض بازکنند و انتخابات را باطل کرده و اخوی را مجبور به استعفا کنند.[11]

در انتخابات زمستانی همان دوره در تهران به عنوان نماینده‌ی منفرد، خود را نامزد کرد و با حمایت حزب ملّیّون، نماینده‌ی اول تهران شد.[12] اللهیار صالح، نماینده‌ی مردم کاشان، در 31 فروردین 1340 ضمن اعتراض به کارهای اخوی در انتخابات و غیرقانونی کردن عملکرد او، با اعتبارنامه‌ی وی مخالفت کرد. دلیل مخالفت صالح با اخوی را می‌توان در چند جمله خلاصه کرد. 1- کارهای غیرقانونی جمال‌الدین اخوی در دوران انتخابات. 2- سوء شهرت اخوی به آن‌ها. 3- رأی گرفتن از مردم با زور و تهدید.[13] همین امر باعث شد، لطمه‌ی سنگینی به حیثیت و نیکنامی او بخورد و مدت کوتاهی بعد از آن مجلس بیستم در 19 اردیبهشت 1340 منحل شد. اخوی در سال 1345 عضو هیئت مرکزی و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و ریاست بخش حمایت از کودکان را بر عهده داشت. پس از انحلال مجلس بیستم، اخوی از سیاست کناره گرفت و در مدارس مختلف از جمله مدرسه‌ی عالی سپهسالار و مدرسه‌ی عالی وعظ و خطابه و در دانشگاه‌های مختلف؛ از جمله دانشکده‌ی الهیات مشغول تدریس شد و از این زمان به بعد روی به تدریس و تحقیق آورد. با وجود این که وی از عرصه سیاست خارج شد؛ اما گاهی اوقات، وی که وزیر سابق دادگستری بود، جلساتی را در منزل خود با برخی قضات عالی رتبه برگزار می‌کرد.[14] البته در کنار آن، اخوی عضویت هیئت مدیره‌ی حفاظت از آثار باستانی کشور را نیز برعهده داشت.[15] جمال‌الدین اخوی با برخی رجال هم چون اسدالله علم در ارتباط بود[16] و در 18 آبان 1357 به فرمان محمدرضا پهلوی به ریاست کمیسیون ویژه‌ی رسیدگی به دارائی‌های بستگان شاه منصوب گردید[17] و تا زمان سقوط شاهنشاهی در ایران به این کار اشتغال داشت و سرانجام در 12 آبان سال 1362 وفات نمود.[18]

مقاله

نویسنده سيد مرتضي مير تبار
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS